تورج عقدایی

تورج عقدایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۸ مورد.
۴۱.

نگاهی به برخی اسمای ذات درآثارسنایی وعطّار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۴۳۵
     «اسماءحسنی» ،یکی ازاهمّ مباحث علوم قرآنی است که مورد توجّه شاعران و نویسندگان بوده و بازتاب گسترده یی در ادبیّات فارسی، به ویژه در آثار پایه گذاران ادبیّات عرفانی، حکیم سنایی غزنوی و شیخ عطّار نیشابوری؛ داشته است. لذا مقاله ی حاضر؛ به چگونگی بازتاب پرکاربردترین اسمای ذات الهی که تجلّی بیشتری در آثار این دو دارد، همراه با معانی لغوی و اصطلاحی آن ها می پردازد و با آوردن شواهدی ازآثار این دو شاعر ِعارف ؛ موضوع را از جنبه های مختلف شکلی و ماهوی بررسی می کند. سرانجام نتیجه می گیرد که آثار سنایی وعطّار ، منشوری از اسما و صفات خداوند متعال بوده ونام های زیبای حضرت حق از زوایای گوناگون درآن ها بازتابیده است. به ویژه اسمای ذات ، که در سراسر آثارشان تجلّی یافته، به طوری که بعضی ازاین آثاررا می توان آیینه ی تمام نمای اسمای ذات الهی دانست
۴۲.

تفرد در آثار سعدی در پیوند با سایه، نقاب و آنیما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۵۸۶
    آثار سعدی به عنوان پاره ای از شاهکار های ادب فارسی، ریشه در اندیشه ها و باورهای کهن دارد و از آبشخوری به نام ناخودآگاه جمعی بهره مند است. هدف این مقاله آن است که نشان دهد آثار سعدی از زاویه دید نقد کهن الگویی، مجموعه ی گسترده ای از مفاهیم نمادین و آرکی تایپ هاست. در این مقاله بر روی کهن الگوهایی چون سایه، نقاب و آنیما تامل شده است. این مقاله بر آن است که ابعاد متنوع و پیچیده ی بازتاب یافته از شخصیت سعدی، در آثارش، نتیجه ی تفرد و بزرگ شدن روانی اوست؛ به واقع سعدی ، در آثارش نشان می دهد که چگونه در فرایند پختگی روانی خویش، جنبه های مثبت و منفی روان خود را شناسایی کرده و با آنها برخوردی منطقی داشته است. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که این خودشناسی در سعدی منجر به صداقت و شجاعت او ،در بیان ابعاد متنوع روانی اش گشته است. این مقاله با روش تحقیق تحلیلی-توصیفی به انجام رسیده است.
۴۳.

بررسی ساختار و محتوای حکایتی از اسرار التوحید و مثنوی مولوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۴۷۹
نقد مقایسه یی یکی از شیوه های پرکاربرد در نقد ادبی است و به یاری آن میزان دانایی و هنرمندی دو سوی سنجش برای تعیین جایگاه آنان در حوزه ی مورد بررسی آشکار می شود. شاید بتوان گفت که همین سنجش هاست که ضرورت توجه به مسأله ی سرقات ادبی و نظریه ی ادبی بینامتنیت را ایجاب می کند. در این مقاله یکی از حکایت های دفترمثنوی با عنوان مأخذش در اسرار التوحید، مقایسه شده است.   نگاهی کوتاه و کلّی به حکایت و شیوه ی حکایت پردازی محمد منور و مولوی و بیان چیستی نقد مقایسه یی و سرقات ادبی و نظریه ی ادبی بینامتنی، در مدخل مقاله آمده است تا زیر ساخت موضوعی مقاله و نحوه، میزان و شکل تأثیرپذیری مولوی از محمّد منور و احیاناً با واسطه از عطار در مصیبت نامه ی او، مشخص گردد.بر پایه ی این سنجش است که به توانمندی مولانا در حکایت پردازی،پی می بریم
۴۴.

لایه های قابل تامل رمان ماه کامل می شود اثر فریبا وفی از منظر سبک شناسی انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۳
     این مقاله در پی آن است که نشان دهد برای کشف گفتمان مسلط  و ایدئولوژی حاکم دریک اثر ادبی، چگونه می توان از رهگذر سبک شناسی انتقادی به این مهم دست یافت .در این مقاله، نخست بر روی مفهوم سبک تأمل کرده  و سپس نقبی بر سبک شناسی انتقادی زده ایم و از رهگذر آن ، لایه های رمان «ماه کامل می شود» اثر فریبا وفی  را مورد بررسی قرار داده ایم .این پژوهش به روش لایه ای انجام شده است . ابتدا لایه ی بیرونی و بافت موقعیتی متن مورد بررسی قرار گرفته است و سپس در لایه ی روایی و متنی ، مسایلی چون کانون سازی ، میزان تداوم و جنبه های آن و خردلایه های واژگانی ، نحوی و بلاغی با عنوان مؤلفه های سبکی، تجزیه و تحلیل شده است. در پایان مقاله به این نتیجه می رسیم که در این رمان ، یکی از مولفه ی مهم و معنا دار تقابل است؛ از سوی دیگر ، ویژگی های سبکی متن نظیر  تقابل شخصیت ها و برجستگی قطب منفی و عدم قطعیت کلام راوی ونیز طنز های موجود در روایت رمان ، نشان دهنده ی ایدئولوژی پنهان متن است که عبارت است از وجود خلا در زندگی و احساس سردرگمی راوی و درنتیجه بی ثباتی هویتی ،که این امر منجر به عدم یافتن جایگاه مستقل برای راوی در جامعه ، به عنوان یک زن مجرد می شود
۴۵.

فرایند فردیّت سیاوش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۵۷۳
     «فرایند فردیّت» یکی از اصطلاحات یونگ و به معنی طی مراحل و مراتب رشد برای تحقق «خویشتن» است. سیاوش یکی از ره یافتگانی است که برای تحققّ خویشتن خویش و رهایی جامعه و انسان از تباهی، از نثار جان خویش در راه اهدافش دریغ نورزید. او در چارچوب یک تقابل جهانی، بر تناقض درون غلبه می یابد.      مقاله ی حاضر شرح فرایند فردیّت یافتگی سیاوش و بازنمود سیر کمالی او از زادن تا مرگ است. این سیر برای طالبان سلامت نفس از چنان اهمیتی برخوردار است که از تاریخ به فرا تاریخ افکنده می شود و به اسطوره یی ماندگار تبدیل می گردد تا همه ی آدمیان، فارغ از قید زمان و مکان، به او تأسی جویند.      سیاوش مثل یوسف قرآن، زیباست. این زیبایی نه تنها در ظاهر او که در باطنش نیز وجود دارد و جسم او مثل روحش پاک است. به همین دلیل حیطه ی زندگیش را به «ماورا» گسترش می دهد. «سفر» می کند تا جهان تاریک ناخودآگاهی را بشناسد و آن را زیر فرمان خود درآورد. در این سفر با «آنیمای» خود برخورد می کند و بخش عاطفی وجود خویش را آشکار می سازد. وقتی فرایند خودشناسی و خودسازی سیاوش به اوج می رسد، برای آن که ارجمندی خود را حفظ کند، «شهادت» به سراغش می آید و جاودانه اش می کند.      در این پژوهش اطلاعات به روش کتابخانه یی گرد آمده و با روش تحلیلی، توصیف شده است. متن داستان سیاوش از مجموعه ی دبیر سیاقی انتخاب شده و شماره های داخل پرانتزها به این متن ارجاع می دهد.
۴۶.

جنید بغدادی به گزارش تذکرهالاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۹۹
مقاله حاضر بر آن است که دانش بینش و احوال جنید بغدادی، یکی از نام آورترین چهره های عرفان اسلامی را با تکیه بر گزارش عطار در تذکرهالاولیا معرفی نماید. جنید اگرچه اهل صحو است، با سکرهم بی ارتباط نیست. امّا عمده ترین مسأله در پیوند با او تأکید بسیارش بر شریعت است.همین گرایش او را از عارفان پرشوری چون حلاج جدا و به وابستگی به حکومت عباسیان متّهم می کند. برای ارائه تصویری روشن از چهره جنید، ابتدا به اختصار طرز تلقی محققان مختلف را درباره او بررسی کرده و سپس برای نشان دادن ویژگی های او به سراغ تذکرهالاولیا رفته ایم.عطار،همچنان که در معرفی شخصیّت های دیگر، ابتدا اقوال دیگران را درباره جنید می آورد و سپس سخنان گزیده او را در باب مسایل مختلف بیان می کند. ما با تحلیل هر دو بخش، کوشیده ایم در حد امکان، ساختار دانش، بینش و جهان بینی او را ترسیم نماییم. در این ساختار، جنید را عارفی متشرّع می یابیم که از سویی به مبانی آیین خویش سخت پایبند است و از سوی دیگر، می کوشد با تکیه بر دستاوردهای شهودی، باورهای دینی خود را تلطیف نماید.
۴۸.

بررسی عناصر داستانی در افشین و بودلف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۹۲۰
تاریخ بیهقی، یکی از آفرینش های کم نظیر ادب فارسی است که قلم توانایِ ابوالفضل بیهقی، به آن بافت داستانی بخشیده است.بیهقی، فضایِ رویدادهای تاریخی را باز می گذارد و با استفاده از عناصری چون شخصیت پردازی، گفتگو، زاویه دیدِ مناسب، بررسی جزییات، توصیف کسان و چیزها و ... نه تنها خوانندگان را به آن فضا نزدیک می گرداند؛ بلکه ارتباطی صمیمانه، نیز، با خوانندگان برقرار می کند. این مقاله سرِ آن دارد که با بررسی عناصر داستان، در حکایت افشین و بودلف، هنر داستان پردازیِ بیهقی را بررسی نماید و نشان دهد که آیا بیهقی، داستان پردازی کرده و یا فقط به عناصر داستان نزدیک شده است؟ برای رسیدن به این مهم، عناصر موجود در حکایت افشین و بودلف را، با نظریه های ادبیات داستانی، مقایسه می نماییم
۵۳.

«مولانا و تشیع در غزلیات شمس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف مقاله حاضرنشان دادن میزان علاقه مولانا به برخی عنصرهای مذهب تشیع است . اگر چه به رغم ادعای برخی از مسلمانان شیعی مذهب نمی توان او را شیعی دانست . نشانه هایی که از غزلیات شمس و دیگر آثار او یافته ایم، حکایت از آن دارد که این شاعر عارف به علی(ع) نه به مثابه خلیفه چهارم مسلمین؛ بلکه بسی فراتر از این به دلیل فضل و ویژگی های اخلاقی این انسان کامل، عشق می ورزد و به همین دلیل به آن چه با وی در پیوند است، گاه به صورت حقیقت و گاه به شکل نمادین اشاره می کند . از این گذشته ، مولانا به امام حسین (ع) و کربلا و شهادت ، هم در برخی از غزلیات خویش توجه نشان داده است. نکته دیگری که در این مقاله بدان پرداخته شده ، نوع تأثیرپذیری مولانا از این مقوله های آیینی است . زیرا در بسیاری از اشارت های او می توان دریافت که او نه آگاهانه و با دریافت تاریخی ، بلکه غالباً به گونه یی نا آگاهانه و بارویکردی اسطوره یی به این مسایل نگاه می کند.
۵۴.

ساختار زبان شفیعی کدکنی در « هزاره ی دوم آهوی کوهی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۲۶
در این مقاله، ابتدا با تکیه بر دو تعریف و توصیف دکتر شفیعی کدکنی از شعر، اولا" «زبان»  به مثابه ی یکی از عنصرهای سازنده و نیز بستری که «شعر چونان حادثه ای در آن روی می دهد»، بررسی گردیده و ثانیا" به نقش ارتباطی و یگانه ساز آن در میان «نجواگر و شنونده»، اشاره شده است. بنابراین، مباحثی نظیر تفاوت زبان شعر و زبان روزمره، «نارسایی زبان در القای ما فی الضمیر»، «زبان و اندیشه» و «زبان و جامعه» به اختصار مورد بحث قرار گرفته است. در پی این مباحث به،کهن گرایی شفیعی کدکنی و استفاده ی قابل ملاحظه اش از واژگان محاوره و محلّی به مثابه ی عنصرهای زبانی، واژه های مشتق و مرکّب متن و طرز ساخت آن ها، ساختارهای نامتعارفی نظیر جمع بستن اسامی، بیرون هنجارهای شناخته شده ی زبان، صفت و ساختار و جنبه های زیبا شناختی آن و به طور کلی مسایلی که عدول از قواعد دستور را نشان می دهند، اشاره شده است. سرانجام با طرح مساله ی «زبان و زیبایی» و تحلیل برخی از ترکیب های اضافی تشبیهی و استعاری و نیز ترکیب های پارادوکسی متن، این نوشته را به پایان برده ام.  
۵۷.

جامعه شناسی حکومت و حاکمان در مثنوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۹ تعداد دانلود : ۱۴۶۱
مقاله حاضر که حاصل مطالعه جامعه شناختی مثنوی مولاناست، به یکی از مقوله های این نظریه، یعنی جامعه شناسی سیاسی می پردازد و نشان می دهد که به رغم واقعیت گریزی های مثنوی، بسیاری از اندیشه های مربوط به حکومت و حاکمان در خلال مباحث دیگر، در این اثر مطرح شده است. مولانا به مسایل سیاسی و اجتماعی عصر خویش اشارت های معدودی دارد اما در باب مسایل عمومی تر، بسیار سخن گفته و دیدگاه خاص خود را نسبت به این مسایل مشخص کرده است از آن جا که او اندیشه های خود را در قالب تقابل های دو گانه عرضه می دارد، در این مورد نیز از دو دسته حاکم که از نظر سیاست گذاری و حکم رانی با یک دیگر در تقابل اند، سخن می گوید بنابراین در مرکز نظریه او دو حکمران، یکی فرعون به مثابه مثلا اعلای استبداد و استکبار و دیگری حضرت سلیمان به مثابه نماد دادگری، معرفی می شوند. در بخش های مختلف این مقاله از خودکامگی و ستمگری پادشاهان و نیز از بیداری که عمال اینان بر مردم روا می دارند، نمونه هایی آورده ایم سپس از سعایت های درباریان علیه یک دیگر سخن گفته و نشان داده ایم که اگر چه سعایت هست و انگیزه های متفاوتی دارد، اگر شاه دهن بین باشد، فاجعه رخ می دهد و گرنه سعایت بی تاثیر است. از وزیران نیک و بد هم که پس از شاهان قدرتمند ترین افراد حوزه فرمان روایی اند، به اجمال بحثی به میان آمده است و سرانجام نشانه های شاه آرمانی را در مثنوی آورده ایم.
۵۸.

رویکرد ملک الشعرای بهار به دین و عرفان

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها شاعران معاصر
تعداد بازدید : ۳۴۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۵۴
این مقاله که گوشه ا ی از یک پژوهش دانشگاهی با عنوان «جامعه شناسی ادبیات در دیوان ملک الشعرای بهار» است، از چگونگی بازتاب مسایل دینی و عرفانی در شعر بهار سخن می گوید. بهار در آغاز شاعری، به اقتضای وظیفه ملک الشعرایی آستان قدس رضوی، قصاید دینی بسیاری سروده است. اما بعدها هم که به تهران تبعید و در آن جا ساکن می شود، به رغم غلبه گرایش های سیاسی و کم رنگ شدن عنصر دین در ساختار فکری اش، بر باورهای دینی تاکید می ورزد و هم چنان «دین را اساس تمدن جهانی بشر می داند». او به خدایی که «بیرون ز حد» است و «ارغنون جهان را می نوازد» باور دارد و از ما می خواهد که «یک لحظه در هر کار» از وی غافل نشویم. به قرآن که می تواند ابزار اتحاد و اتفاق مسلمانان باشد ولی اینک فروغی ندارد هم اعتقاد دارد. بهار به مثابه مسلمانی شیعه، غالب حساسیت های شیعه را دارد. او در بلندترین قصیده دیوانش به حاکمیت شیعه در عصر صفوی اشاره کرده، آن را« رسمی همایون» دانسته است. در باور بهار «مسند شرع و سریر حکم» توامان اند و با جدایی «دین که هم کاسه سیاست بود و به قهر از آن جدا شد»، موافقت ندارد. او عامل اصلی این جدایی را سرمایه داری دانسته، معتقد است اینان سبب شدند که دین به دست عوام که «عدوی دین و کتاب پیمبر» و «بدعت آوردند»، بیفتد. او در یک قصیده طنز آمیز، استفاده ابزاری از دین را محکوم می کند و از کسانی که به مخالفان خود به جرم پرداختن به «کار ادارات دولتی» «وکیل شدن و از مشروطه حرف زدن» یا «روزنامه نویس و چیز فهم شدن» حمله می کنند، انتقاد می کند. او در جای جای دیوانش به اختلاف مسلمانان اشاره می کند و از «اخلاق تباه مرد و زن» سخن می گوید. بهار، به رغم مشغله های سیاسی بسیارش که او را به آدمی برون گرا و اجتماعی تبدیل می کند. به مثابه انسانی متامل از لحظه های شهودی و عارفانه غافل نمی ماند و هرگاه فرصتی می یابد، چونان «سلطانی نامور بر تختگاه تجرد» تکیه می زند و خود را «سلطان ملک فنا و منصوردار بقا» می یابد و « از دیده، طریق دل می بندد و از اشک روان به گِل» می نشیند.
۶۰.

طریق کمال از نظر گاه نجم الدین رازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۰
وجه بارز اندیشه صوفیان، اعتقاد به تکامل است؛ هرچند زمینه این نظریه در دستگاه های مختلف فلسفی و عرفانی وجود دارد، لیکن نوع تبیین آن فرق می کند. در قلمرو اسلام با پیدایش اخوان الصفا که مشربشان آمیزه ای از اندیشه های ارسطویی و نوافلاطونی بود، گامی تازه در فرضیه تکامل برداشته شد. صوفیه که اساس تفکر خود را در خصوص آفرینش بر تعالیم اسلام استوار کرده است، چنین فرضیه هایی را با عقاید اسلامی به گونه ای که متهم به کفر نشود، در هم آمیخت. نمونه بارز این اندیشه ها را در سخنان مولوی می بینیم: از جمادی مردم و نامه شدم و ز نما مردم ز حیوان سر زدم نجم رازی نیز نفس انسانی را بالقوه مستعد آیندگی می داند و راه رسیدن به آن را به جز ابزار اصلی(شور و شوق و عشق) که تنها با سلوک در جاده شریعت و طریقت و حقیقت دست می دهد، می داند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان