محمد اکوان

محمد اکوان

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی گروه فلسفه/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۱.

بررسی پیوند کنش ارتباطی عقل اجتماعی و توافق بین اذهانی در نگرش هابرماس و تطبیق آن با مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۰۷
نظریه کنش ارتباطی  هابرماس نوآوری جدیدی در حوزه فلسفه، جامعه شناسی و اندیشه سیاسی به وجود آورده  است.این نظریه با استفاده از مفاهیم جهان زیست و سیستم دو چشم انداز درونگرا و برونگرا را با یکدیگر پیوند می زند و از پارادایم خرد آگاهی محور به جانب پارادایم زبان در قالب گفتار روی می آورد؛ از سویی، جهان زیست مشترک ارتباطی ای را بنیان می گذارد که دربرگیرنده پس زمینه معانی مشترک و شامل عناصر ساختاری است که بازآفرینی اجتماعی را امکان پذیر می سازد. تلفیق میان دو مفهوم کنش و ساختار و نظام درواقع تلفیق دو نظریه لیبرالی و مارکسیستی در مورد جامعه در قالب یک نظریه اجتماعی جدید و انتقادی است که با ارائه نظریه خود تحت عنوان کنش ارتباطی به آن می پردازد نقش عقل اجتماعی و زبان و اخلاق گفت وگویی در رهایی از ستم در این نظریه بسیار پررنگ جلوه می نماید لذا تمرکز این پژوهش بر بررسی پیوند کنش ارتباطی عقل اجتماعی و توافق بین اذهانی در نگرش هابرماس و تطبیق آن با مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر  است.اهداف پژوهش:چگونگی ارتباط کنش ارتباطی با عقل اجتماعی.بررسی پیوند عقل اجتماعی با توافق بین اذهانی و مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر.سؤالات پژوهش:1. چگونه می توان بین کنش ارتباطی و عقل اجتماعی پیوند ایجاد کرد؟پیوند عقل اجتماعی با توافق بین اذهانی و مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر چگونه است؟
۴۲.

آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگری؛ واکاوی دیدگاه سارتر، فروید و یونگ در سینمای معاصر ایران (نمونه موردی کاراکتر نادر در فیلم جدایی نادر از سیمین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
این پژوهش با اتخاذ رویکردی میان رشته ای در بررسی نظریات سارتر، فروید و یونگ، به تحلیل ابعاد آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگران در سینمای معاصر ایران، از جنبه های فلسفی و روان شناختی می پردازد. نمونه موردی فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی است. مقاله پیشِ رو سعی دارد رفتارها و انتخاب های شخصیت های این فیلم را ضمن واکاوی اندیشه سارتر پیرامون مسئولیت و آزادی فردی، بر اساس نظریات فروید و یونگ تحلیل نماید. بنا بر دیدگاه سارتر، آزادی وجودی در جهت انتخاب های مستقل و پذیرش مسئولیت فردی در رویارویی با «دیگری» مورد بحث قرار می گیرد. فروید بر اهمیت تأثیر نیروهای ناخودآگاه، امیال سرکوب شده و مکانیسم های دفاعی در شکل گیری انتخاب های به ظاهر آگاهانه تأکید دارد، درحالی که یونگ با استناد به مفاهیم ناخودآگاه جمعی، آرکی تایپ ها و فرایند فردیت یابی، ابعاد فرهنگی و نمادین هویت را مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش ضمن تحلیل تطبیقی و مفهومی، در تلاش است با هدف ارزیابی نقاط تلاقی و تضاد میان این دیدگاه ها، نشان دهد چگونه تعامل میان آزادی و مسئولیت های درونی، به انتخاب های فردی در این فیلم که ماحصل پیچیدگی میان خودآگاه و ناخودآگاه، به همراه تنش های اجتماعی و فرهنگی است، جهت می بخشد. درنتیجه این یافته ها، می تواند زمینه ساز بررسی دقیق و تلفیقی از ابعاد مختلف آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگری در بستر سینمای معاصر ایران باشد تا با ارائه ساختاری نوین به تحلیل آثار هنری کمک نماید و بستر گفت وگوی میان رشته ای در حوزه های فلسفه، روان شناسی و هنر را فراهم آورد.
۴۳.

نقد هگل به یقین حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
مقاله حاضر به تحلیل انتقادی موضع «یقین حسی» در فصل نخست پدیدارشناسی روح هگل می پردازد؛ موضعی که در ظاهر ساده ترین و بی واسطه ترین شکل آگاهی به نظر می رسد، اما هگل از درون آن، بنیادهای آگاهی مدرن را به چالش می کشد. مسأله اصلی پژوهش این است که هگل چگونه با تکیه بر ساختار درونی زبان و منطق یقین حسی، بی پایگی آن را آشکار می سازد، بی آنکه نیاز به نقدی بیرونی داشته باشد؟ در این راستا، این مقاله، ضمن واکاوی این پرسش، همچنین به تحلیل و مقایسه دو خوانش متافیزیکی و غیرمتافیزیکی از این فصل می پردازد. از یک سو، تفسیرهایی مانند تفسیر پینکارد و براندوم بر جنبه زبان مند و پراگماتیستی متن تأکید می کنند (خوانش غیرمتافیزیکی) و از سوی دیگر، مفسرانی چون استرن، بیزر و هولگیت با برجسته کردن ساختار هستی شناختی دیالکتیک، بر قرائتی متافیزیکی پای می فشارند. مقاله با روش تحلیلی– مفهومی، ضمن صورت بندی چیستی یقین حسی، مسیر دیالکتیکی آن را دنبال می کند و نشان می دهد چگونه این موضع، در تلاش برای حفظ فردیت و بی واسطگی، نهایتاً در کلیت زبان، مفهوم و زمان منحل می شود. این نوشتار با تأکید بر بُعد واسطه مندی شناخت، یقین حسی را به مثابه نقطه عزیمت تاریخ مند و دیالکتیکی آگاهی در نظام هگل بازخوانی می کند.
۴۴.

تبیین قراردادهای اجرایی در شکل گیری نمایش آئینی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
تعزیه، نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبیِ ریشهدار متأثر است و در طول تاریخ و به مرورزمان در قالب گونه های مختلف، از دل آئین ها، سوگواره ها و مراسم روضه خوانی سر برآورده است؛ تعزیه، دارای مجموعه ای از قراردادهای اجرایی است که به صوت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و به فراخور گذر زمان، فرازوفرودهایی را طی کرده و دستخوش تحول شده است؛ ازاین رو تبیین اصول و قواعد قراردادهای نمایشی در شکل گیری نمایش آیینی تعزیه، یکی از ضرورت های نمایش امروز ماست. هدف اصلی این پژوهش تبیین قراردادهای نمایش آئینی تعزیه در فرایند تولید اینگونه ی نمایش آئینی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و جهت تکمیل مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است؛ در این مقاله سعی بر آن است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که قراردادهای نمایشی به چه معناست و عناصر و شاخص های قراردادهای نمایش آئینی تعزیه کدامند؟ در نتیجه گیری تصریح شده است که آشنایی و فراگیری قراردادهای نمایشی همچون « قراردادهای پیرنگ یا طرح روایی و ترتیب و توالی رویدادها در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای نمایشگری در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای زمانی در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای اشیاء در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای مکان و صحنه آرایی در نمایش آئینی تعزیه»، «ارتباط متقابل و مشارکت فعال نمایشگران با تماشاگران در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای لباس و رنگ در نمایش آئینی تعزیه» و «قراردادهای موسیقی و آواز در نمایش آئینی تعزیه» می تواند موجب افزایش شناخت نمایشگران از ظرفیت های اجرایی قراردادهای نمایشی در اشکال مختلف نمایش آئینی تعزیه شود.
۴۵.

مسئله شرّ در آرای جان هیک و آلوین پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
بررسی مسئله شرّ در نظام های فلسفی، الاهیاتی و منطقی از دیرباز زمینه ساز مباحثات گسترده ای بوده که تا دوران معاصر نیز پاییده است. تبیین نظام احسن نه تنها از دیدگاه متألهان ادیان ابراهیمی بلکه از سوی فیلسوفان یونان باستان نیز صورت گرفته و به تبع آن یکی از حساسّترین و در عین حال پیچیده ترین عناصر بحث یعنی ضرورت تبیین ماهیت شرّ یا امر شرور و نسبت آن با احسن بودن نظام هستی نیز همواره محل مناقشه بوده است. ضرورت این بحث است که زمینه نگارش مقاله حاضر را با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی میان آرای دو فیلسوف معاصر دینی یعنی جان هیک و الوین پلانتینگا و با هدف شناسایی آرای آنها در باب مفهوم و ماهیت و جایگاه شرور در نظام الهی سبب گشته است. بسط نظری آرای این دو و صورت بندی مفهوم شرّ در میان تفکرات ساختاری آنها نشان می دهد که بعضاً این مفهوم صرف نظر از اختلافات دیدگاهی، زمینه-ساز شباهات ساختاری نیز بوده است. جان هیک اعتقاد دارد که شرّ در مقام امری وجودی نه تنها نافی نظام احسن نیست و خصائل دینی خداوند به عنوان منبع علم و قدرت و فیاضیت مطلق را نفی نمی کند بلکه اساساً بانیِ تعالی معنوی و فکری انسان در این میان است. در مقابل پلانتینگا با قول بر وجودی بودن شرّ بازسازی ایراد اپیکوری بر وجود الهی که در گفتار منتقدانی همچون جی.ال مکی ظهور یافته را نقد می کند و معتقد است که شرّ به منزله فقدان قابلیت در پدیده هاست و نه نقصان در فاعلیت الهی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان