در میان اشعار به جای مانده از برندق بن نصرت خجندی پنج غزل وجود دارد که او در سرودن آنها به غزلیات حافظ نظر داشته و خواسته تا برتر از حافظ غز لسرایی کند. هر چند وی در این برتر یجویی خود موفق نشده، میزان و نوع توجّه او به غزلیات حافظ اهمیت دارد؛ زیرا وی از نخستین متتبعان حافظ است و بررسی این پنج غزل، نقطه شروع تأثیر حافظ رابر غزل فارسی نشان میدهد.
در سده 9ق منظومه ای با عنوان «نب ینامه » سروده شده که سرایند هاش ناشناخته است. تا کنون از این منظومه دو نسخه در ترکیه شناسایی شده، که یکی در کتابخانه فاتح و دیگری در کتابخانه موزه توپقاپی سرای نگهداری می شود. این منظومه در وزن شاهنامه به سال 844 ق و در یک مقدمه، چهار قسم و یک خاتمه سروده شده و سرایند ه در آن در چند جا به فردوسی و شاهنامه تعریض کرده است. موضوع این مثنوی بلند داستان زندگی پیامبر اسام )ص( از ابتدا تا انتهاست و سراینده برای سرودن آن از احادیث صحیح و معتبر بهره گرفته است.
موضع مقاومت و هویت طلبانه برخی از شاهنامه سرایان متأخر در برابر سیطره هنری و فکری فردوسی یکی از رویکردهای قابل تأمل حماسه سرایان در برابر اعتبار و مقبولیت خیره کننده شاهنامه فردوسی است؛ آشوب شاهجهان آبادیِ تورانی (م1199ق)، سراینده منظومهگمنام صولت فارقی از جمله این سرایندگان مدعی است که تلاش کرده است، مقبولیت خویش را با نفی فردوسی و شاهنامه اش و توهین و استهزا به دست آورد. این پژوهش مبتنی بر رویکرد نظری بلوم در نظریه «اضطراب تأثیر» تلاش کرده است به نحوه تعامل خصمانه آشوب تورانی با فردوسی و شاهنامه بپردازد و از نتایج تحقیق برمی آید که غلبه زبان هجوآمیز و تحقیرآلود در منظومه صولت فاروقی نشانه عجز و ناتوانی سراینده در کسب مقبولیت عام و خاص و شکست در اعتباریابی و هویت مستقل در جریان شاهنامه سرایی در ایران است.
این گفتار پاسخی است به نقد آقای فرزاد ضیایی حبیب آبادی بر دیوان محمود و رکن بکرانی که در شماره 206 مجلّه آینه پژوهش به چاپ رسیده است. آقای ضیائی در نقد خود، پیش از آن که با رعایت اخلاق به نقد اثر بپردازند، کوشیده اند که مصحّحان و پدیدآورندگان اثر را با الفاظ و تعبیرات توهین آمیز، آماج بدزبانی قرار دهند.