سنجش بلوغ سازمان در حوزه کاربردیسازی کسب و کار الکترونیک امری کاملاً کیفی است و نمیتوان تأثیر عوامل تأثیرگذار بر آن را به راحتی تبدیل به مقادیر کمی نمود و مورد سنجش قرار داد. بنابراین باید به دنبال مکانیزمی بود تا بتوان نوع و میزان تأثیر عوامل مختلف را بر روی سطح بلوغ سازمان و بر روی دیگر عوامل فرموله نمود. به منظور بررسی این موضوع لازم است دو موضوع تأثیر عوامل بر رشد رویکرد کسب و کار الکترونیک و دیگری میزان تأثیر عوامل بر یکدیگر مورد بررسی قرار گیرند. در این مقاله هدف آن است تا با ارائه مدلهای فازی به بررسی نحوه تعامل عوامل و تأثیر آنها بر رشد استفاده از رویکرد کسب و کار الکترونیک در سازمان پرداخته شود. به این منظور برای مدلسازی این عوامل و میزان تأثیر آنها، ابتدا با بررسی پژوهشهای پیشین عوامل تأثیرگذار در توسعه رویکرد کسب و کار الکترونیک شناسایی و سپس با استفاده از نظر متخصصین و بکارگیری روش دلفی این عوامل دستهبندی شدهاند. در ادامه با استفاده از مدل FCM نمودارهای گرافیکی هدایت شده عوامل ترسیم میشوند و با استفاده از این نمودارها روابط علت و معلولی میان مفاهیم مورد اشاره در گرهها ارائه میشود و شبکه روابط میان عوامل، تحلیل و تبیین میگردد.
یکی از پرجاذبهترین زمینهای کاربرد فناوری اطلاعات، کسبوکار الکترونیکی است. مدیران سازمانها باید بهنبال راهکاری برای تصمیمگیری در راستای بهینهسازی آمایش منابع در این حوزه باشند تا نحوه تخصیصهای هزینهای و سرمایهای خود را در این حوزه در سطوح عالی و راهبردی کنترل کنند. پرداختن به این موضوع نیازمند آن است که مدیران سازمان، سطح توسعهیافتگی خود را در حوزه کسبوکار الکترونیکی مشخص نمایند و با شناسایی عوامل مؤثر در رشد این رویکرد، به برنامهریزی برای بهبود وضعیت خود بپردازند. در این مقاله هدف آن است که با استفاده از ابزارهای فازی، به ساخت و توسعه مدلهای هوشمند در جهت تعیین وضعیت موجود سازمان و تصمیمگیری مدیران برای بهبود این وضعیت پرداخته شود. به این منظور برای مدلسازی این عوامل و میزان تأثیر آنها، ابتدا با بررسی پژوهشهای پیشین، عوامل مؤثر در توسعه رویکرد کسبوکار الکترونیکی شناسایی، و سپس با استفاده از نظر متخصصین و بهکارگیری روش دلفی، این عوامل دستهبندی شدند. در ادامه با استفاده از مدل «افسیام» به ترسیم روابط علت و معلولی میان عوامل و نمایش نوع و نحوه تأثیر عوامل بر یکدیگر پرداخته شده.
Achieving e-commerce success is influenced by a variety of interrelated activities. Identifying, analyzing and prioritizing these activities enable decision-makers firstly to evaluate the current success state of Electronic Commerce (EC) businesses more accurately and then to develop an efficient improvement plan to allocate limited resources to achieve a higher level of success. In this research, a Fuzzy Cognitive Maps- analytical hierarchy process (FCM-AHP) approach is used to address this issue by (1) determining interrelationships between influential activities, (2) determining how much these activities influence each other and the overall success, and (3) prioritizing activities to develop a sound improvement plan. In this approach, the FCM technique is used to indicate all possible causal interrelationships between activities and consider all feedback loops between them. Then, the AHP technique is used to determine the contribution weights of activities to the overall success. The obtained management matrices that make it possible to categorize influential activities and the results of improvement scenarios help the decision-makers to develop the most efficient improvement plan and gain the maximum benefit from the allocation of limited resources. An empirical study is implemented to serve as an example to indicate how the approach works.
اخیراً داده ها در سازمان ها به دارایی ارزشمندی تبدیل شده اند و حاکمیت داده به یکی از اولویت های سازمان ها تبدیل شده است. بررسی مطالعات پیشین نشان می دهد که سنجش استقرار حاکمیت داده در سازمان ها به صورت کیفی انجام می شود و سازمان ها نمی توانند بر اساس این نوع سنجش برنامه ای را برای بهبود وضعیت خود تعیین کنند. هدف این پژوهش، ارائه روشی کمّی برای سنجش سطح استقرار حاکمیت داده ها در یک سازمان و متعاقباً برنامه ریزی برای بهبود وضعیت موجود است. با توجه به ماهیت کیفی عوامل تأثیرگذار در سنجش میزان استقرار از مفاهیم فازی برای مدل سازی و تحلیل استفاده شده است؛ همچنین به منظور درنظر گرفتن چگونگی تأثیرگذاری عوامل بر یکدیگر از تکنیک نقشه شناختی فازی برای مدل سازی روابط علّی بین عوامل استفاده شد. سپس عوامل تأثیرگذار شناسایی شده و با استفاده از روش بهترین - بدترین فازی و روش دیمتل وزن دهی و اولویت بندی شدند و متعاقباً سناریوهای بهبود وضعیت سازمان به منظور برنامه ریزی برای تخصیص مؤثر منابع محدود سازمان طراحی شدند. مدل سازی های انجام شده در این پژوهش بر اساس نظر خبرگان است. این پژوهش برای سازمان هایی که قصد استقرار چنین نظامی را دارند یا در مراحل میانی استقرار بوده و به دنبال راهکاری برای یافتن برنامه بهبود وضعیت هستند، پیامدهای عملی زیادی دارد.
سازمان ها روزانه حجم زیادی از داد ه های متفاوت و ارزشمند را تولید می کنند. شناسایی مخاطره های استفاده و پردازش کلان داده های سازمانی و یافتن راهکارهایی جهت مدیریت و کاهش این مخاطرات، راه را برای موفقیت سازمان ها و دست یافتن به مزیت رقابتی باز می کند. از سوی دیگر، در سازمان ها به دلیل پویایی محیط کسب وکار، عوامل اثرگذار بر کاهش مخاطرات بر روی یکدیگر تاثیرگذار هستند و تغییر در وضعیت یک عامل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر عوامل دیگر تأثیرگذار خواهد بود. هدف از تحقیق پیش رو علاوه بر شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش مخاطره های ناشی از استفاده کلان داده های سازمانی، تحلیل ارتباط بین عوامل و در نهایت اولویت بندی عوامل با در نظرگرفتن رابطه بین آنها است. به همین منظور، با بررسی مرور ادبیات موضوعی و نظرات خبرگان، چارچوبی متشکل از چهار حوزه تأثیرگذار و 44 عامل مؤثر تشکیل گردید. باتوجه به ماهیت کیفی عوامل تأثیرگذار از مفاهیم فازی جهت مدل سازی و تحلیل استفاده شده است و به منظور مدل سازی روابط میان عوامل و تعیین تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرین عامل در سازمان ها از تکنیک دیمتل فازی استفاده شده است. مدل سازی های انجام شده در این مقاله بر اساس نظر خبرگان است و متعاقباً نتایج مدل سازی و محاسبات با نظرات خبرگان ارزیابی گردیده است. سازمان ها با استفاده از دستاوردهای این پژوهش و روش مدل سازی اشاره شده در این تحقیق می توانند مدل سازی متناسب با شرایط خود را انجام داده و نسبت به برنامه ریزی جهت کاهش هرچه بیشتر مخاطرات استفاده از کلان داده های سازمانی خود اقدام نمایند.
شناسایی و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت (CSFs) امری ضروری برای موفقیت سازمان ها است. هر چه سازمان ها در تدوین راهبردهای خود، توجه بیشتری به CSFs مبذول دارند، از شانس بیشتری برای موفقیت برخوردار خواهند شد. حوزه آموزش عالی یکی از حوزه هایی است که مخاطبان فراوانی دارد و کسب موفقت در آن امری الزام آور برای کشور است. ازاین رو هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل عواملی است که بر کسب موفقیت در این حوزه تأثیرگذار هستند. عوامل تأثیرگذار در هر سیستم علاوه بر تأثیرگذاری بر روی سیستم بر روی یکدیگر نیز تأثیرگذارند. لذا شناسایی و توجه به این گونه از تأثیرات جانبی بین عوامل می تواند تحلیل میزان تأثیرگذاری عوامل بر موفقیت سازمان را کاراتر نماید. ازاین رو در این تحقیق از ابزاری تحت عنوان نگاشت ادراکی فازی (FCM) برای شناسایی و نمایش روابط داخلی عوامل و استفاده شده است. این ابزار با استفاده از نظارت افراد خبره تمامی روابط احتمالی میان عوامل تأثیرگذار در یک سیستم را شناسایی نموده، آن ها را وزن دهی کرده و به صورت گرافیکی نمایش می دهد. با توجه به این نکته که این ابزار از نظرات خبرگان برای تعیین وزن روابط علت و معلولی میان عوامل استفاده می نماید، ممکن است در شناسایی دقیق وزن های ذکرشده دچار خطا شود. بدین منظور روش هایی به منظور کاهش خطای این ابزار و افزایش همگرایی مدل نهایی توسعه پیدا کرده اند. در این پژوهش روش یادگیری هیبن فعال (AHL) به منظور اصلاح خطاهای موجود در وزن ها محاسبه شده روابط میان عوامل استفاده شده است؛ بنابراین خروجی این تحقیق علاوه بر شناسایی روابط علی میان عوامل تأثیرگذار و تعیین عوامل حیاتی موفقیت با تحلیل مدل نهایی، کارایی روش یادگیری هیبن فعال را نیز اثبات می نماید.
در این پژوهش، موضوع تخصیص کالا در شرایطی که تنوع کالا و تعداد مشتریان زیاد است، مورد بررسی قرار می گیرد. گسترش سطح دسترسی به اینترنت و افزایش میل به خرید آنلاین، تعداد مشتریان را افزایش داده است. در شرایطی که تنوع کالا و تعداد مشتریان زیاد است، حل مسائلی مانند تحویل به موقع کالا یا خدمات، انتخاب و تعیین سفارش ها در انبارهای غیر متمرکز و موضوع تخصیص انبار به مشتریان دشوار است. برای حل این چالش ها، استفاده از مدل سازی ریاضی با روش های حل فراابتکاری پیشنهاد شده است. اما به دلیل تعداد زیاد حالت های تخصیص، حل مدل های ریاضی بسیار پیچیده و زمانبر است. با بهبود قدرت محاسباتی و فضای ذخیره سازی، روش های مبتنی بر داده برای حل این چالش ها توسط محققان مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تحقیق، یک راه حل ترکیبی مبتنی بر داده که از داده کاوی و مدل سازی ریاضی استفاده می کند، تا تنوع کالاها و تعداد مشتریان را مدیریت کند، پیشنهاد شده است که در زمان کمتری مدل های ریاضی تخصیص را با دقت بالا، حل می کند. این روش روی داده های «دیجی کالا» پیاده سازی شده است.