انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 محصول مجموعه ای از تصمیمات، کنش ها و مبارزاتی بود که از اوایل سال 1342 آغاز شده بود و درنهایت به تأسیس جمهوری اسلامی منجر شد. کنشگران اصلی این فرایند شامل امام خمینی در مقام رهبر انقلاب اسلامی، روحانیت، بازاریان و گروهی از دانشگاهیان در نقش کارگزاران انقلاب، از حمایت گسترده عامه مردم برخوردار بودند. دراین میان، بازاریان در کنار روحانیت انقلابی یکی از کارگزاران اصلی انقلاب اسلامی بودند. آن ها از ابتدای نهضت، عهده دار فعالیت های گسترده ای در مبارزات بودند؛ ولی حضور آن ها در ماه های دی و بهمن 1357، بیش ازپیش و چشمگیر بود. حضور و نقش بازاریان در این مقطع تاریخی به قدری گسترده و پهن دامنه بود که می توان مجموعه وسیعی از فعالیت های مبارزاتی آن ها را برشمرد. برای نمونه، حضور آن ها در نوفل لوشاتو در کنار امام، تشکیل کمیته استقبال از امام، و فعالیت های قبل و بعد از حضور امام در مدرسه رفاه، قابل بررسی است.
بازاریان به عنوان یکی از طبقات اجتماعی شهری، از دیرباز، نقش و تأثیرات گسترده ای در ساحت های مختلف زندگی شهری داشته اند. تا جایی که جایگاه گسترده آنها در عرصه اجتماعی، خصوصاً موجب نفوذ و ارتباط با ساختارها و نهادهای دینی از جمله روحانیت، مساجد و هیأت های مذهبی شده است. این جایگاه اجتماعی، به طور طبیعی و نفوذ بر عرصه های اجتماعی دارای آثار و تبعاتی در عرصه سیاسی بود. به تدریج از اوائل دهه 1340، بازاریان عهده دار نقش های مختلفی در عرصه کنشگری سیاسی و از جمله در حرکت انقلابی مردم به رهبری روحانیت انقلابی شدند. این مقاله درصدد پاسخگویی به این سؤال است که اساساً بازاریان به لحاظ اجتماعی چه نقش هایی را در انقلاب اسلامی ایفا نمودند و چگونه این نقش ها به تسهیل فرایندهای انقلابی انجامید. روش استفاده شده در این مقاله مطالعه اسنادی و کتابخانه ای منابع مرتبط با موضوع تحقیق است. نتیجه اینکه بازاریان با بهره گیری از نفوذ گسترده خود بر عرصه جامعه مدنی سنتی ایران، موجب اثرگذاری بر کنش انقلابی دیگر کارگزاران انقلاب و بسیج انقلابی مردم شدند.
ماهیت و سمت وسوی کنش های اجتماعی و سیاسی در عرصه اجتماعی، صرفنظر از متغیرهای زمان و مکان، هم تحت تأثیر تصمیمات، اقدامات و اولویت های نظام های سیاسی بوده و هم بر آنها تأثیر می گذارد و این نکته ای است که در تحولات سیاسی اجتماعی دوره جمهوری اسلامی قابل تبیین است. با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج کنشگری سیاسی شهروندان تحت تأثیر متغیرهای مختلف، متحول شده و با ظرفیت ها و آسیب هایی همراه بوده است. با این نگاه، هدف این پژوهش بررسی سیر تحول تاریخی کنشگری سیاسی شهروندان در جمهوری اسلامی است. این مقاله درصدد پاسخگویی به این پرسش خواهد بود که روند کنشگری سیاسی در دوره جمهوری اسلامی چه فرصت ها و چالش هایی را ایجاد کرده است؟ در این پژوهش، از روش کیفی با راهبرد جامعه شناسی تاریخی استفاده شده است. یافته پژوهش نشان می دهد که در جمهوری اسلامی ایران عرصه های کنشگری شهروندان و نخبگان سیاسی در بیان تقاضاها و مطالبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به تدریج گسترده و متنوع تر شده است .
با وجود چندمتغیره بودن انقلاب به عنوان ابرپدیده اجتماعی و سیاسی، آنچه نقطه مرکزی محسوب می شود، چگونگی شکل گیری و گسترش هویت انقلاب است. چنان که ماهیت اسلامی انقلاب سال 1357 ایران نیز محصول روند هویت بخشی برمبنای اسلام سیاسی به رهبری امام خمینی بوده است. در این مقاله تلاش می شود تجربه گسترش هویت انقلاب اسلامی در استان های مختلف، مورد واکاوی قرار گیرد. روش مورد استفاده در این مقاله از نوع کیفی با راهبرد فراترکیب خواهد بود. مقاله درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که شکل گیری و گسترش هویت اسلامی در انقلاب 1357 ایران در شهرهای مختلف، چگونه صورت گرفته است؟ یافته این پژوهش نشان می دهد به دنبال ترسیم هویتی فراگیر در قالب اسلام سیاسی برای جنبش انقلابی توسط امام خمینی، به تدریج سایر کنشگران متأثر از اندیشه ها و گرایش های فکری مختلف و عموم مردم در پهنه جغرافیای ایران، جهت گیری کنشگری انقلابی خود را با تأسی از هویت اسلام سیاسی پیش برده اند.
به دلیل پیچیده بودن پدیده انقلاب، کم تر نظریه ای را می توان سراغ گرفت که توانایی تبیین همه وجوه آن را داشته باشد. عمدتاً چرایی انقلاب در قالب نظریات و چگونگی آن در قالب الگوها بیان می شود. در اغلب آثاری که به مراحل انقلاب ها اشاره دارند یا این مراحل چندان کامل ترسیم نشده و یا عنصر پیچیدگی انقلاب ها و از جمله نقش کنشگران، کم تر مورد توجه بوده و یا رابطه نظام مند بین مراحل برقرار نبوده است. این پژوهش درصدد است از طریق بازخوانی و واکاوی نظریه های مختلف انقلاب، الگویی نظام مند از چگونگی شکل گیری انقلاب استخراج نماید. در این پژوهش به منظور تبیین موضوع، از رویکرد ساختار کارگزار و روش فراترکیب استفاده شده است. سؤال اصلی این است که با نگاه ترکیبی بین نظریه های مختلف انقلاب، به چه الگویی از مراحل انقلاب می توان دست یافت؟ یافته پژوهش نشان می دهد می توان برای جنبش انقلابی، پنج مرحله متصور شد که در هر مرحله، پنج سطح از کنشگری شامل عموم مردم، کنشگران (رهبران انقلابی، کارگزاران انقلابی و کنشگران انقلابی) و ساختار سیاسی، قابل مشاهده خواهد بود.