بشیر بیگ بابایی

بشیر بیگ بابایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۳ مورد از کل ۳۳ مورد.
۲۱.

تحلیل رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی در توسعه محله ای (مورد مطالعه: محله دیزج جنوبی شهر بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۳۲۴
اهمیت بازآفرینی شهری از آنجاست که نمایانگر نگاه برنامه ریزان و شهرسازان به حیات مطلوب شهری و تقابل این شیوه زندگی با شیوه زندگی در برخی بافت ها و نواحی شهر است. در واقع بازآفرینی به معنای بازگرداندن حیات اجتماعی، اقتصادی و محیطی به یک منطقه است. این حرکت مکان ها را دگرگون می کند، تصویر اجتماعی از خودش را تقویت می کند و مکان های زنده و جذاب که سرمایه گذاری درونی پایدار را تشویق می کنند، خلق می کند.  در این راستا تحقیق حاضر با هدف تحلیل رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی با توسعه محله دیزج جنوبی شهر بناب انجام شده است. با توجه به اهداف تحقیق و مؤلفه های مورد بررسی نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری محله دیزج جنوبی شهر بناب می باشد. اطلاعات مورد نیاز برای بررسی رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی و توسعه پایدار محله ای که شامل4 شاخص و 19 معرف بازآفرینی فرهنگی اجتماعی به عنوان متغیر مستقل و 6 شاخص توسعه محله ای به عنوان متغیر وابسته است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته است. روش نمونه گیری پژوهش به صورت تصادفی ساده و حجم جامعه آماری آن 366 نفر بود. نتایج نشان می دهد که مولفه های اجتماعی و فرهنگی بیشترین تاثیر را در راستای ارتقای توسعه محله دیزج جنوبی داشته اند، به طوری که یک واحد تغییر در انحراف مولفه های اجتماعی و فرهنگی به ترتیب 409/0 و 578/0 واحد تغییر در توسعه محله دیزج جنوبی ایجاد خواهند کرد. به طور کلی تمامی مولفه های بازآفرینی فرهنگی اجتماعی تاثیر مثبت داشته اند، بدین معنی که با افزایش مقدار بازآفرینی فرهنگی اجتماعی محدوده مورد مطالعه، توسعه آن نیز افزایش پیدا می کند.
۲۲.

امکان سنجی طرح های توسعه شهری در میانه اندام (نمونه موردی: شهر مرند)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۲۸۶
با توجه به نزدیک به نیم قرن سابقه طرح های توسعه شهری و فراز و نشیب هایی که تهیه و اجرای این طرح ها داشته، بازنگری و ارزیابی آن ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بررسی های انجام شده در مورد اجرای طرح ها در برخی از شهرهای کشور حاکی ازآن است که بین واقعیت موجود و تصویری که طرح های جامع از شهرها به دست داده اند، فاصله و تفاوت قابل توجهی وجود دارد. مرور فرایند تهیه، تصویب و اجرای طرح های جامع شهری در ایران نشان دهنده وجود برخوردی متمرکز، آمرانه در تهیه آن هاست. هدف سیاستگذاری طرح های توسعه شهری با تاکید بر مفاهیم مدیریت یکپارچه است. نتایج نشان می دهد برای تحقق راهبردهای در طرح های توسعه شهری، باید الزامات مدیران شهرداری در مشارکت شهروندان در جهت چابک سازی بسترهای قانونی، اجرایی و نهادی با در نظر گرفتن استقلال شهرداری و تشدید ترتیبات نهادی در تحقق سرمایه اجتماعی درون نهادی و میان نهادی مبادرت ورزید تا سازگاری و انسجام لازم در طرح های توسعه شهری را داشته باشیم.
۲۳.

ارزیابی میزان تحقق پذیری شاخص های شهر هوشمند در تناسب بافت معاصر شهرهای ایران، مطالعه موردی: شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۰۹
ارزیابی بافت کالبدی شهر بابل با توجه به ویژگی های محلی و ساختار فضایی شهر و دلایل نیازمندی آن به بازساخت فضایی از منظر رویکرد شهر هوشمند ضروری است، چراکه مدیریت شهری می تواند حوزه های تعریف شده ای برای مناطق شهر در نظر بگیرد که باید همراه با استانداردهای تکنولوژیک و سیاست های متناسب باززنده سازی اقتصادی و اجتماعی روز در قالب توسعه فناورانه به مدد شهر هوشمند باشد. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو بخش خبرگان، که تعداد 20 نفر بر اساس نمونه گیری در دسترس و ساکنان شهر بابل مبتنی بر فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی می باشد. برای داده ها از دو روش سوارا، تعیین میزان اهمیت شاخص ها، و واسپاس، رتبه بندی مناطق شهری بهره گرفته شد. همچنین از آزمون های تی، تحلیل واریانس (ANOVA)، همبستگی، رگرسیون و آزمون تعقیبی شفه در نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری در نرم افزار Amos استفاده شده است. مطابق نتایج، شاخص های اقتصاد هوشمند، دولت هوشمند، زندگی هوشمند، شهروند هوشمند، محیط زیست هوشمند و جابه جایی هوشمند، به ترتیب، در تحقق شهر هوشمند دارای اهمیت هستند. همچنین بر اساس نتایج واسپاس، منطقه یک شهر بابل از وضعیت مطلوب تری برخوردار است. لذا ضروری است تا متولیان امر توجه ویژه و برنامه ای کاربردی برای منطقه 2 و به طورکلی بافت شهر بابل در راستای هوشمند سازی و تحقق توسعه پایدار داشته باشند
۲۴.

سنجش کیفیت زندگی در بعد ذهنی و اثرات آن بر مشارکت اجتماعی پایدار در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۲۸
کیفیت زندگی شهری ازجمله معقولاتی است که در علوم مختلف موردتوجه قرارگرفته است. در این میان، دانش جغرافیای شهری کیفیت زندگی را در ارتباط با محیط و تأثیر آن بر نحوه عملکرد شهروندان، موردمطالعه قرار می دهد. امروزه کیفیت زندگی، عالی ترین مرتبه در اهداف برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی و دارای دو بعد ذهنی و عینی می باشد. ابعاد ذهنی، به ادراک شخص از کیفیت زندگی خود و اطرافیانش توجه دارد و مفهومی کیفی و نسبی است که می تواند بر مشارکت اجتماعی افراد در شهرها تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت زندگی از بعد ذهنی و اثرات آن بر مشارکت اجتماعی و با جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه) انجام پذیرفته است. مقدار آزمون KMO محاسبه شده 7/0 و نتیجه آزمون بارتلت کوچک تر از 01/ بوده و ضریب آلفای کرونباخ 941/0 است که نشان دهنده اعتبار- روایی و اعتماد – پایایی کافی و قابل قبول ابزار پرسشنامه می باشد. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای مستقل به طورکلی 99/0 درصد از تغییرات متغیر مشارکت اجتماعی در شهر تبریز را تبیین می کنند. به طوری که کیفیت محیط شهری به میزان 412/0 درصد، سلامت اجتماعی 301/0 درصد و سلامت جسمانی 296/0 بر مشارکت شهروندان در امور شهری تأثیر مستقیم دارند. درنتیجه بین کیفیت زندگی از بعد ذهنی و مشارکت اجتماعی شهروندان در شهر رابطه معناداری وجود دارد.
۲۵.

ارزیابی پیشران های تأثیرگذار در برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری تاریخی- فرهنگی (مطالعه موردی: شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۰۳
در سال های اخیر گردشگری به عنوان صنعت بدون دود، منبع درآمد سرشار در تجارت جهانی و عنصر مهمی در بهبود و تنظیم موازنه ی بازرگانی و تراز پرداخت های بسیاری از کشورها شده است. در این راستا، برنامه ریزی راهبردی توسعه ی این صنعت در اکثر کشورها کلید خورده است. با توجه به اهمیت این صنعت و نیاز به برنامه ریزی و مدیریت آن، هدف از تحقیق حاضر شناسایی پیشران های تأثیرگذار در برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری شهر تبریز می باشد. از این رو، روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل مدیران، مسئولان، کارشناسان شهری و نخبگان دانشگاهی شهر تبریز (حدوداً 2000 نفر) بوده که حجم نمونه بر اساس مدل اصلاح شده کوکران 340 نفر برآورد شده است. همچنین برای  تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از مدل حداقل مجذورات جزئی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مهمترین پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی گردشگری با تأکید بر گردشگری تاریخی-فرهنگی مربوط به پیشران های قانونی-سیاسی، اقتصاد-بازاریابی و مدیریتی بوده است که به ترتیب ضرایب استخراج شده بر اساس مدل ساختاری تحقیق برای هر کدام 71/0،  65/0 و 53/0 می باشد. همچنین در بین متغیرهای فرعی بیشترین تأثیرگذاری مربوط به متغیرهای اصلاح تصویر منفی و زدودن ایران هراسی برای تقویت انگیزه ی سفر به ایران، ارتقای سطح همکاری های گردشگری بین المللی و رفع موانع از جمله مقررات بروکراتیک و اقامت، اطلاع رسانی مناسب و تبلیغات شایسته در بازارهای هدف، تحقق مدیریت واحد و سیستمی، شکل گیری تعامل و اعتماد نهادی بین ارگان های دولتی و خصوصی، بهره گیری از مشارکت، ایجاد تسهیلات اقامتی مطابق با استانداردهای جهانی و ارائه ی تسهیلات مطابق با ملیت و فرهنگ گردشگران بر مبنای نیازسنجی مناسب ترجیحات گردشگران می باشد.
۲۶.

ارزیابی عوامل جغرافیایی اثرگذار بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری مبتنی بر برنامه ریزی راهبردی سناریویی (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۲۸۸
شواهد موجود نشان می دهد که نابرابرهای درون منطقه ای نتیجه بخشی نگری برنامه های توسعه و فرآیند سیاست گزاری بالا به پایین است که از تبعات فضایی آن افزایش تمرکزگرایی در کانون های شهری عمده و محدود است. بر این مبنا یکی از سیاست های تعدیلی با هدف کاهش نابرابری و تقویت توان موجودیت شهرها، تأکید بر جریان رقابت پذیری مبتنی بر ویژگی های خاص قانونی، سیاسی، بوم شناختی، اجتماعی و اقتصادی بین کانون های شهری است. هدف این پژوهش ارزیابی عوامل اثرگذار بر جریان رقابت پذیری کانون های شهری استان اذربایجان غربی است. برای انجام این مقاله از رویکردی کیفی کمی بهره گرفته شده است. در بخش نخست پیشران های کلیدی توسط کارشناسان حوزه (دلفی) به وسیله نرم افزار وزن دهی، اوزان استخراج و ابعاد شناسایی و سپس به کمک نرم افزار Meta-SWOT، 15 عامل اثرگذار بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری در افق زمانی 1410 تعیین و مجدداً به روش دلفی در اختیار صاحب نظران قرار گرفت. نتایج گویای این واقعیت است که کلانشهر ارومیه با دارا بودن جایگاه نخست رقابت پذیری همچنان کانون جریان های فضایی استان است. این در حالی است که راهبردهای سرمایه گذاری دولتی، توجه سیاست گذاران، برنامه ریزان و مسئولان، علاقه مندی بخش خصوصی به سرمایه گذاری در استان و فقدان زیرساخت های توسعه در مقیاس کلان از مهمترین عوامل تعیین کننده جریان رقابت پذیری توسعه شهری هستند. در بخش نهایی با رتبه بندی و استخراج ماتریس تأثیرگذاری از نرم افزار Micmac استفاده شده و حالت های باورکردنی در رقابت پذیری توسعه شهری استان با رویکرد آینده نگاری مشخص و راهبردهای پیشنهادی معرفی شدند.
۲۷.

بررسی میزان اثرگذاری و ارتباط شاخصها و زیرساختهای رشد هوشمند شهری با توسعه فضایی و اجتماعی شهرها(نمونه موردی شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۰
گسترش افقی شهر، چالشی است که در نیم قرن اخیر در اکثر کشورهای جهان اتفاق افتاده رویکردهای متعددی در راستای مقابله با این چالش مطرح شده است. یکی از مهم ترین آنها رویکرد رشد هوشمند شهری است. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی میزان ارتباط و اثرگذاری شاخص های رشد هوشمند شهری شهر بابل است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان و ساکنان شهر بابل است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل ها و روش های کمی همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چند گانه و ضریب هماهنگی کندال در نرم افزار SPSS استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق، ارتباط و همبستگی شاخص کلی عناصر کارکردی شهر و 12 شاخص مورد ارزیابی آن با رویکرد رشد هوشمند، در سطح اطمینان 99 درصد و سطح خطای کمتر از 001/0 همگی مثبت و مستقیم معنادار تأیید شدند. با توجه به نتایج ارزیابی آزمون همبستگی، قوی ترین رابطه در بین شاخص های مورد بررسی را شاخص اختلاط کاربری (681/0) و سپس سلسله مراتب (677/0)، دسترسی (672/0)، سازگاری (627/0)، تنوع کاربری ها (621/0)، جذابیت بصری (611/0)، چشم انداز مطلوب (597/0) و سازگاری (581/0) به ترتیب با رویکرد رشد هوشمند داشته اند. نتایج ضریب هماهنگی کندال با روش دلفی نشانگر شناسایی 52 عامل مؤثر بر رشد افقی شهر بابل در طی دو پانل بوده میانگین داده های جمع آوری شده به ترتیب36/3 و 50/4 محاسبه شده است. علاوه بر این میزان انحراف معیار عوامل در دور اول 5074/0 و در دور دوم به 2037/0 بوده است.
۲۸.

تحلیل عوامل مؤثر بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری در جهت کاهش نابرابری های درون منطقه ای (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۸
یکی از سیاست های تعدیلی با هدف کاهش نابرابری و تقویت توان موجودیت مناطق، تأکید بر جریان رقابت پذیری مبتنی بر ویژگی های خاص قانونی، سیاسی، بوم شناختی، اجتماعی و اقتصادی بین کانون های شهری است. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. به منظور تحلیل الگوی رقابت پذیری در سطح مناطق و شهرها ابتدا به بررسی و تجزیه و تحلیل شاخص های مطالعاتی مطابق آمار و اطلاعات اسنادی شامل منابع سرشماری، طرح ها و اسناد فرادست از جمله گزارش مطالعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذربایجان غربی به تفکیک حوزه در سال های 1389 الی 1399 پرداخته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Matlab 2019a ، SPSS و نرم افزار ArcGis و از طریق روابط موجود در این نرم افزار وضعیت پراکندگی شاخص های رقابت پذیری با استفاده از روش GWR و روش بهینه سازی ازدحام ( PSO ) تحلیل گردید. نتایج بدست آمده از بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی، قانونی، تکنولوژیک، سیاسی، بوم شناختی و محیطی و اقتصادی در روند الگوی رگرسیون در تعیین توزیع پراکنش شاخص های یاد شده در نقاط شهری استان نشان می دهد که خروجی پارامترهای مدل به میزان بالایی، پیش بینی مورد نظر را تأیید می کند. باتوجه به ضریب بالای R 2 می توان گفت ابعاد رقابت پذیری جمعیت به میزان زیادی بر وقوع تمرکز در شاخص های کاهش نابرابری درون منطقه ای داشته است. از میان ابعاد 6گانه رقابت پذیری، شاخص های کیفیت زیرساخت های حمل و نقل (PS4) (0.0277) ، شاخص توسعه کشاورزی  (0.0274) (IL2) ، مهاجرت  (0.0265) (S4)  و مزیت های رقابتی بخش گردشگری  (0.0254) (F15)  به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر بر رشد جریان رقابت پذیری شهری استان آذربایجان غربی شناخته شده اند.
۲۹.

تبیین پیشران های مؤثر بر بازآفرینی سکونتگاه های غیررسمی با رویکرد بهسازی و توانمندسازی (مورد مطالعه: محله شمس آباد شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۳۳۱
شکل گیری و تداوم حاشیه نشینی در قالب سکونتگاه های غیررسمی را می توان بزرگترین چالش در ساماندهی و مدیریت کالبدی_فضایی شهرهای امروزی به شمار آورد. این نوع سکونتگاه ها با ابعاد مختلف خود، نمایشی کالبدی_فضایی از اجتماع پذیری غیراجتماعی افراد و گروه هاست. بازنمود کالبدی این پدیده های شهری در برچسب های متنوع همواره در فرایندی غیررسمی زاده شده و همواره به مثابه یک چالش پدیده ای ضد شهری نگریسته شده است. در این رابطه، مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال بررسی نقش عوامل و پیشران های تأثیرگذار بر ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی محله شمس آباد شهر تبریز است. گردآوری داده ها با مطالعات کتابخانه ای و میدانی با کمک پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری شامل گروه متخصصین به تعداد 30 نمونه آماری است که با روش دلفی پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. تحلیل داده ها نیز با روش دلفی، آزمون تک نمونه ای T و تحلیل مسیر در قالب DPSIR با کمک نرم افزار SPSS انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد که طبق مدل DPSIR مؤلفه «فشار» با ضریب 254/6 بیشترین امتیاز را دریافت کرده است. همچنین، براساس آزمون تحلیل مسیر شاخص «فشار» با ضریب اثرکل 623/0 بیشترین تأثیر و رابطه علی را با ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی دارد. از طرفی، مؤلفه های «تأثیر» با ضریب اثر کل 591/0 ؛ «پاسخ» با ضریب اثر کل 556/0 ؛ «وضعیت» با ضریب اثر کل 547/0 ؛ و «نیروی محرکه» با ضریب اثر کل 537/0 قرار دارند. لذا به منظور توانمندسازی و بهسازی محله شمس آباد شهر تبریز تقویت سیستم حمل ونقل ؛ جانمایی مناسب کاربری های ناسازگار ؛ استحکام ابنیه های فرسوده؛ حل مشکل سند مالکیت ضروری است.
۳۰.

تحلیل مؤلفه های اثرگذار بر قیمت مسکن در نواحی ساحلی (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۴۲
بخش مسکن و قیمت آن از عوامل بسیاری تأثیرپذیر است. این عوامل را می توان به دودسته عوامل طرف عرضه و طرف تقاضا تقسیم نمود که هرکدام از این عوامل، شامل بسیاری از متغیرها می باشد. به دلیل همگن نبودن بازار مسکن در تمام استان ها، شواهد نشان می دهد باید به بازار مسکن به صورت منطقه ای نگاه کرد. هدف این مقاله تحلیل مؤلفه های اثرگذار بر قیمت مسکن در شهر ارومیه می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی و تحلیلی می باشد و از انواع روش های کتابخانه ای، بازدید میدانی و مصاحبه استفاده شده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی توسعه ای است زیراکه با هدف شناسایی و ساخت مدل مفهومی با استفاده از معادلات ساختاری (Smart PLS) قیمت مسکن در ارومیه بوده و ماهیت اکتشافی دارد. همچنین از نظر نوع داده ها از نوع پژوهش آمیخته است. جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که چهار مؤلفه اجتماعی، کالبدی، مدیریتی، اقتصادی، قیمت مسکن را 70 درصد تبیین می کنند. به این صورت که ضریب ترکیبی هر مؤلفه، به دیگر مؤلفه ها نیز وابسته است. به عبارت دیگر ضریب ترکیبی نشان می دهد که رشد قیمت مسکن در شهر ارومیه تا چه میزان متأثر از شوکت وارد بر مؤلفه اقتصادی در ارتباط با سایر مؤلفه های تأثیرگذار بوده است. تحلیل ضرایب مسیر مربوط به 4 مؤلفه مورد بررسی نشان می دهد که مؤلفه های اقتصادی (E) مدیریتی (M)، کالبدی (Ph)، و سپس اجتماعی (S) با ارزش 0/169، 0/014، 0/088 و 0/033 بیشترین تأثیر را بر قیمت مسکن در شهر ارومیه داشته اند.
۳۱.

تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهری با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند (نمونه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۶
شهرهای میانی ایران، با ساختار فضایی خاص و چالش های نهادی زیرساختی، به الگوهای بومی برای تحقق پذیری هوشمند نیاز دارند. این پژوهش با هدف تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهر سقز با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند، به ویژه در حوزه حمل ونقل، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) و مبتنی بر تحلیل پیکربندی فضا و روش دلفی است. تحلیل شبکه معابر با نرم افزار DepthmapX و استخراج ۳۸۶۳ گره و ۴۸۴۸ یال نشان داد ساختار فضایی شهر از ناهمگونی و تمرکز شدید بر گره های مرکزی رنج می برد. شاخص میانگین عمق در هسته مرکزی 0/0232 (نشان دهنده پیوستگی نسبی) است، در حالی که ضریب تغییرات شاخص دسترسی با 68/7 درصد بیانگر نابرابری شدید فضایی در دسترسی به خدمات است. همچنین، شاخص ارتباط با میانگین 0/01705 و انحراف معیار 0/02680، الگوی مرکز پیرامون و وابستگی شبکه به تعداد محدودی از گره های حیاتی را آشکار ساخت. از سوی دیگر، فرایند دلفی دومرحله ای با ۱۵ خبره به بومی سازی و اجماع نهایی روی 40 گویه در پنج شاخص کلیدی منجر شد. ضریب هماهنگی کندال از 0/372 در دور اول به 0/786 در دور دوم رسید که حاکی از اجماع قوی خبرگان بوده است. یافته های تلفیقی نشان داد گره های با مقادیر هم زمان بالا در شاخص های بینابینی و دسترسی (مانند گره های مرکزی محلات 10 و 11)، نقاط کلیدی برای استقرار بهینه زیرساخت های هوشمند هستند. در مقابل، نواحی پیرامونی (محلات 16 و 17) با عمق فضایی بالا و دسترسی پایین، نیازمند مداخلات هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال و عدالت فضایی هستند.
۳۲.

تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی، مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
امروزه فناوری های نوین مانند سیستم های هوشمند مدیریت ترافیک، وسایل نقلیه خودران و الکتریکی، پلتفرم های اشتراک گذاری سفر، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و داده های بزرگ به عنوان راهکارهای مؤثر در بهبود کارایی و پایداری حمل ونقل شناخته شده اند. این پژوهش با هدف تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی در بازه زمانی زمستان ۱۴۰۴ در شهر قزوین انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی است. در فاز کیفی، با ۱۲ نفر از خبرگان جامعه شهری که با روش گلوله برفی شناسایی شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت تا مؤلفه های بومی استخراج گردند. داده های این تحقیق از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با طیفی از متخصصان حوزه های شهرسازی، حکمرانی و توسعه شهری جمع آوری شد. تحلیل این داده ها با استفاده از تکنیک کدگذاری کیفی (باز و محوری) در محیط نرم افزارهای تحلیل داده کیفی (مانند MAXQDA) انجام پذیرفت. تحلیل داده های کیفی نشان داد که عوامل اصلی مؤثر بر بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی، بر اساس مدل ساختاری، ترکیبی از فناوری های نوین (سیستم های نوین حمل ونقل، ناوبری هوشمند) و عوامل نرم افزاری-اجتماعی (مؤلفه های اجتماعی) هستند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که در شهر قزوین، بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی بیشتر مدیون «هوشمندی فرآیند» تا «تغییر ساختار سخت افزاری» بوده است. یعنی، سیستم های موجود با استفاده از ناوبری هوشمند (تاکسی های آنلاین) و سیستم های پرداخت الکترونیکی، کارآمدتر شده اند.
۳۳.

تبیین تأثیر پیاده راه بر پویایی اجتماعی اقتصادی و پایداری محیطی در چارچوب رشد هوشمند شهری در هسته مرکزی شهر، مطالعه موردی: شهر خوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۴
رشد هوشمند شهری به عنوان رویکردی نوین در برنامه ریزی شهری، بر ارتقای کارایی فضایی، کاهش وابستگی به خودرو و تقویت فضاهای انسان محور تأکید دارد پژوهش حاضر با هدف تبیین ارتباط میان کیفیت پیاده مداری و تحقق رشد هوشمند شهری در شهر خوی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی است. داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته شامل ۲۴ گویه در قالب هشت شاخص دسترسی و اتصال شبکه، جذابیت کالبدی، ایمنی و راحتی حرکت، سرزندگی شهری، پایداری زیست محیطی، کارایی شهری، کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی گردآوری شد. روایی سازه ابزار با تحلیل عاملی اکتشافی (KMO=0.892؛ Sig=0.000) و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۹۱ تأیید شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای، همبستگی کندال، آزمون کروسکال والیس و رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد میانگین ارزیابی تمامی شاخص ها بالاتر از حد متوسط (۳/۴۱ تا ۳/۷۴) قرار دارد و میان ابعاد پیاده مداری و مؤلفه های رشد هوشمند شهری روابط مثبت و معناداری (Sig=0.000؛ ۰/۶۳≥τ≥۰/۳۹) مشاهده می شود که قوی ترین آن میان سرزندگی شهری و تعاملات اجتماعی به دست آمد (τ=۰/۶۳). نتایج مدل رگرسیونی نیز نشان داد شاخص های کیفیت پیاده مداری توانسته اند ۶۱/۴ درصد از تغییرات رشد هوشمند شهری را تبیین کنند (Sig=0.000؛ R²=۰/۶۱۴؛ R=۰/۷۸۴) که در این میان سرزندگی شهری با ضریب استاندارد β=۰/۳۵ قوی ترین پیش بین محسوب می شود. بر این اساس، تقویت کیفیت و سرزندگی فضاهای پیاده محور در کنار ارتقای دسترسی، جذابیت محیطی و ایمنی حرکت می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در جهت تحقق رشد هوشمند شهری در شهر خوی عمل کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان