سیل هر ساله در حوضه قرنقوچای (با مختصات جغرافیایی از 36o/58p تا 37o/44p عرض شمالی و از 46o/27p تا 47o/42p طول شرقی واقع در شمال غرب ایران)، عمده ترین منبع درآمد ساکنان روستاهای حوضه؛ یعنی اراضی کشاورزی و باغی را تهدید و یا تخریب می نماید. در این حوضه به منظور کاهش خسارات ناشی از سیل، سدهای متعددی در بخش های مختلف آن احداث شده است و سدهای دیگری نیز در حال احداث و یا در دستور کار احداث قرار دارند. با افزایش تعداد سدها، احتمال کشیده شدن آنها به خطوط ضعف تکتونیکی بیشتر شده و با افزایش ارتفاع سدها، بر میزان خطرپذیری بخش های پایین دست آنها، به هنگام رها شدن ناگهانی آب ناشی از شکست سدها در اثر وقوع زمین لرزه ها افزوده شد. بررسی آسیب پذیری سدها و محدوده های پایین دست به هنگام وقوع زمین لرزه ها، و شناسایی محدوده های آسیب پذیر محدوده های نزدیک به سدها (چه به طور مستقیم و غیر مستقیم) از نظر اتخاذ تدابیر مناسب، از اهمیت ویژه های برخوردار است.با توجه به این اهمیت، در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش های تحلیلی و توصیفی، و با بهره گیری از نرم افزار Arc/view نقش مستقین و غیر مستقیم زمین لرزه ها و به طور کلی نقش فعالیت های تکتونیکی تهدید کننده سدها و همچنین پیامدهای ناشی از آن در حوضه قرنقو، بررسی شود. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که بعضی از سدهای حوضه که در نزدیکی خطوط گسل های فعال قرار گرفته اند، بسیار آسیب پذیر هستند و روستاهای واقع در پایین دست چنین سدهایی در معرض تهدید جدی تخلیه ناگهانی آب چنین سدهایی قرار دارند. افزایش میزان رسوب آب های جاری در اثر وقوع لغزش های ناشی از زمین لرزه ها که در نهایت در پشت سدها انباشته می شوند و عمر مفید سدها را کاهش می دهد، از دیگر معضلات احداث سدها در مسیر رودهایی است که در بالادست آنها و در کنار خطوط ضعف تکتونیکی، لغزش های متعددی رخ می دهد.
جادهها رگ حیاتی اجتماعات روستایی در مناطق کوهستانی محسوب می شوند که سلامت عبور و مرور در طول سال از آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر چه جاده های ارتباطی امنتر باشند امکان توسعه مناطق روستایی نیز بیشتر است. بههمین دلیل توجه به میزان خطر پذیری و تعیین عامل و یا عوامل تهدید کننده آنها از ضروریات به شمار می آید. در مناطق کوهستانی که معمولا جاده ها از بخش های پرشیب و از محدوده های پرخطری گذر داده می شوند، همواره در معرض تهدید انواع خطرات، بویژه در معرض وقوع انواع حرکات دامنه ای قرار میگیرند. در این مناطق، جاده ها بیشتر در معرض تهدید ریزش های سنگی هستند که در اغلب ماه های سال فرایندهای تولید آنها فعال است. وقوع چنین پدیده هایی با توجه به ماهیت و نوع سنگها مشکلات فراوانی برای عبور و مرور از چنین جاده هایی فراهم می سازند. حوضه قرنقوچای به عنوان گسترده ترین حوضه کوهستان سهند، از لحاظ جریان رودخانه های پرآب در درههای سرسبز آن، روستاهای زیادی را در خود جای داده است. ارتباط تمامی این روستاها با یکدیگر و با شهرهای بزرگ اطراف توسط جاده هایی صورت می گیرد که عمدتا از دامنه های پرشیب عبور داده شدهاند. با عنایت به اندازه شیب، نوع مواد دامنه ای و نحوه کاربری و غیره، نوع و میزان خطرپذیری جادهها و عامل تهدید کننده، متفاوت است، اما بیشتر جاده های حوضه در معرض تهدید ریزش های سنگی است. در این مقاله سعی شده تا با استفاده از نرم افزار ArcView میزان خطرپذیری جاده های ارتباط دهنده روستاها توسط ریزش های سنگی بررسی و میزان حساسیت محدوده های مختلف پهنه بندی شود. نتایج این بررسیها و نقشه پهنه بندی نشان می دهد که اغلب جاده ها بویژه جاده های ارتباط دهنده روستاهای ارتفاعات حوضه مورد مطالعه در معرض تهدید جدی ریزش های سنگی هستند.
عملیات سدسازی و استقرار و بهره برداری از چنین سازه های آبی در حوضه قرنقوچای تغییرات عمدهای را در فعالیت فرآیندهای ژئومورفولوژیکی پدید آورده است. در واقع اقدامات عمرانی یکسویه در این حوضه و حوضه های مشابه در کوهستان های نیمه خشک تمامی عناصر، بخصوص کارکرد فرایندهای ژئومورفیک این نواحی را در قالب یک سیستم تحت تاثیر قرار داده و آمایش و مدیریت این نواحی بدون توجه به ویژگی های طبیعی و نحوه کارکرد سیستم ها، تعادل آنها را برهم زده و ادامه چنین روندی، چالش های جدی تری را نیز در آینده به همراه خواهد داشت. در چند دهه ی گذشته، احداث سدها در بخش های مختلف حوضه قرنقو، بویژه احداث سد سهند که با هدف اولیه استفاده ی بهینه از آب های سطحی و بهبود اقتصاد محلی صورت گرفته، توجه به اکوسیستم بسترجریان رودخانه قرنقو، دشت های سیلابی آن و در واقع کلیه اجزاء مربوط به این رودخانه را در مرحله دوم اهمیت قرار داده است. در این مقاله سعی شده پیامدهای ناشی از انجام عملیات سدسازی و اثرات آمایش یکسونگر در یکی ازحوضه های رودخانه ای کشور، واقع در یک محدوده نیمه خشک مورد بررسی قرارگیرد. نتایج این بررسیها نشان میدهد که عدم توجه به کارکرد سیستم های زهکشی و ویژگی های زمین شناسی، ژئومورفولوژی و غیره درحوضه مذکور باعث بروز آشفتگی های جدی درسطوح دامنه ها، تغییرات در بستر جریان رودخانه و در نهایت افزایش شدت فرسایش در بخش های مختلف حوضه شده است.
در دامنههای شمال غربی سبلان، به لحاظ عمل متناوب ذوب - انجماد، نوسانات شبانهروزی دما، اعمال فشارهای تکتونیکی وحضور درز و شکافهای متعدد در سنگها(عمدتاً آندزیت ،بازالت وگرانیت )، فرآیند هوازدگی همواره فعال است. عمل مداوم چنین فرآیندی درطی زمان، موجب انباشتگی واریزهها وتخته سنگها، در پای دامنهها، داخل درّهها وعمدتاً درداخل آبراهههای درجه2و3شده است. این واریزهها، دراثر دخالت عوامل مختلف، مانند وقوع سیلابها وگاه فعالیتهای انسانی دربخشهای حساس، جابجا شده وموجب تغییر مورفولوژی بسترهای طبیعی آب گردیدهاند. جریانات واریزهای منطقه مورد مطالعه، تحت تاثیر وضعیت توپوگرافی ودخالت عوامل مورفوژنز، مشخصات خاص خود را دارند. طول جریانات واریزهای (به عنوان یک متغیر بسیار مهم )در محدوده مورد بررسی، معمولاً بزرگتر از پهنای آنها است. بهطورمتوسط این میزان از 1:3 تا 1:5 دربخشهای مرتفع منطقه، متفاوت است. نسبت مذکور درجریانات واریزهای قدیمی (بالاتر ازروستای کوتلروینگجه)بالاودرجریانات واریزهای کنونی (درسرتاسر منطقه )، که اغلب برروی گرانیتهای اولیگوسن تشکیل شدهاند، پایین است. نتایج حاصل ازبررسیهای کمّی وتحلیلهای آماری و با استفاده ازرگرسیون چند متغیّره نشان میدهد که، دربزرگ شدن طول مخروط واریزهها که معرف حجیم شدن واریزههای تشکیل شده درپای دامنهها است، نقش عمق معبر بسیار برجسته است. بررسی اقلیم گذشته و معبرهای عمیق ایجاد شده درجریانات واریزهای قدیمی، نشان میدهد که در زمان تغییرات آب وهوائی هلوسن، به طورقابل ملاحظهای بر میزان واریزهها افزوده شد. وجود شیبهای تند(40-90 درجه)، عدم پوشش گیاهی گسترده، وقوع بارشهای شدید، وافزایش میزان ذوب برفهای ارتفاعات و وقوع سیلابهای بزرگ، ازعلل اصلی ایجاد وجابجایی واریزهها درگذشته و برجایگذاری معبرهای عمیق درارتفاعات پایین محدوده مورد مطالعه بوده است.
حوضه آبریز اوجان چای در دامنه شمالی توده کوهستانی سهند واقع شده است. به دلیل حاکمیت سیستم های فرسایشی پریگلاسیر و رودخانه ای، در دامنه شمالی این توده کوهستانی، وقوع حرکات دامنه ای، جریان های رودخانه ای و سیلابی، از عمده ترین پدیده های مورفوژنیک و مخاطرات ژئومورفولوژیک حوضه آبریز اوجان چای می باشد که علاوه بر این که سکونتگاههای روستایی و شهری را مورد تهدید قرار می دهد، از تنگناهای ژئومورفولوژیکی موجود بر سر راه برنامه های عمرانی منطقه محسوب می شود. پژوهش حاضر به ارزیابی و پهنه بندی حرکات توده ای مواد در حوزه زهکشی اوجان می پردازد و نتیجه آن با ارایه نقشه پهنه بندی خطر حرکات توده ای مواد و ممیزی مناطق پر خطر- کم خطر سعی دارد، برنامه ریزان و مدیران اجرایی را به سوی برنامه ریزی و مدیریت صحیح کاربری زمین سوق دهد. به این ترتیب، توسعه بخش های مسکونی، کشاورزی، صنعتی و غیر ه، در اراضی دور از مخاطرات ژئومورفولوژیکی تا حدودی امکان پذیر خواهد شد. نقشه پهنه بندی خطر حرکات توده ای مواد، با استفاده از نقشه های توپوگرافی رقومی شده به مقیاس ?:????? و ????? :? و نقشه های زمین شناسی و ژئومورفولوژی و داده های سنجش از دور (تصاویر ماهواره ای ، (???? ،ETM، و بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) شامل نرم افزارهای ARC/GIS وARC/VIEW و بر اساس هشت متغیر (شیب، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، فاصله از روستا یا شهر، لیتولوژی، کاربری زمین و بارش) ارایه گردید. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در حدود 39 درصد منطقه مطالعاتی از نظر استعداد وقوع حرکات توده ای مواد، در محدوده خطر متوسط تا بسیار شدید قرار دارند.
خندق ها از پیچیده ترین اشکال خطی هستند که تحت عوامل کنترل کننده مختلف، طی چندین مرحله، و در طول زمان، تحول و رشد می یابند. فعالیت فرآیندهای طبیعی که منجر به زایش خندق می شوند، معمولا در اثر کشت غیر اصولی، سیستم های آبیاری، چرای مفرط، جاده سازی، تغییرات کاربری و تغییرات اقلیمی، تشدید می گردند. منطقه مورد مطالعه که از محدوده مستعد به زایش خندق ها می باشد، به سبب دخالت عوامل انسانی، فعالیت چنین پدیده هایی به مرحله بحرانی و خطرناک رسیده است. در این مقاله سعی شده است که اثرات عوامل مختلف انسانی و طبیعی، بر روی فرسایش خندقی در روی شیب های مختلف، مورد مطالعه قرار گیرد. مطالعات نشان می دهد که شیب و مساحت حوضه های زهکشی بالادست هر خندق، عامل اصلی در تمرکز آب های جاری و تعیین کننده حد آستانه برای پدید آمدن خندق ها است. به همین دلیل در این مطالعه، نقش این دو پارامتر با استفاده از داده های جمع آوری شده بررسی و رابطه S=0.407A4.54857 به دست آمده است. علاوه بر رابطه مذکور، رابطه S=A0.4 نیز در منطقه مورد مطالعه، بررسی و مقادیر آن از 4،04 تا 21.32 به عنوان آستانه های برش بالا برای زایش خندق و طویل شدن آن، حاصل شده است. نتایج حاصل تحلیل های رگرسیونی نیز نشان می دهند که در بین پارامترهای مختلف توپوگرافی، طول دامنه و اختلاف ارتفاع، در طویل شدن خندق های منطقه، نقش اساسی ایفا می کنند. مشاهدات میدانی و تحلیل نمونه ای از خاک های جمع آوری شده، حاکی از این است که بیشتر خندق های بزرگ و عمده منطقه بر روی آبرفت های قدیمی توسعه یافته اند.
فرسایش آبراهه ای درحوضه های کوهستانی ،ازمهمترین عامل افزایش رسوب محسوب می شود.عوامل بی شماری به تنهائی ویادرقالب یک مجموع ،در تحریک بسترجریان رودخانه ها ویا شیب های مشرف به دره ها،نقش ایفا می کنند.نحوه عملکردفرآیندهای مختلف رودخانه ای ودامنه ای ،با شاخصه هایی همراه هستند که مهمترین آنها،حضوراشکال کاوشی ویا نهشته ای درطول دره هاوتغییرنیمرخ طولی آنها درطی زمان می باشد.استنادبه نحوه آرایش نیمرخ طولی دره ها در بررسی نحوه عملکرد فرآیندها،می توانند اطلاعات با ارزشی ارائه دهد.مهمتر اینکه ، می توان نیمرخ طولی دره ها رابا استفاده ازتحلیل های رگرسیونی (باانواع توابع ریاضی )تفسیروتغییرات آن رادرطی زمان بررسی نمود ودره ها را با تکیه به ضرایب حاصل ازتحلیل های رگرسیونی مقایسه نمود.با این توجیه که ،تحول دره ها مشخص کننده میزان سایش درطول دره ها ویادرکل حوضه یک آبریزویژه است ،دراین مقاله سعی شده است نحوه فرسایش درطول آبراهه ها درارتباط با تحول دره ها وکل حوضه ،با استفاده از تحلیل های رگرسیونی مورد بررسی قرارگیرد وبا استناد به نتایج حاصل ،محدوده های تحت انواع فرسایش ،پهنه بندی شود.نتایج این بررسی ها نشان می دهد که بطورکلی حوضه قرنقو ،دره اصلی و بعضی ازدره های فرعی آن درمرحله بلوغ (برازش با تابع توانی ) واقع شده اندوبیشترین مساحت حوضه نیزتحت فرسایش آبراهه ای متوسط قراردارد .
رودخانه هایی که آبهای توده کوهستان سهند را به طرف دوآبگیر عمده زهکشی می کنند، در دره های نسبتاًَ عمیقی جاری هستند. انحنای نیمرخ طولی این دره ها که منعکس کننده ویژگی های ژئومرفولوژیک، رخدادهای تکتونیکی و اقلیمی هستند، بسیار متفاوتند است. دراین مقاله سعی شده تا این تفاوت ها با توجه به میزان انحنای نیمرخ طولی دره ها بررسی و با تکیه بر نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی، مراحل تحول دره ها تعیین و روند تحول آنها پیش بینی گردد. به همین منظور برای هر نیمرخ طولی یازده دره اصلی سهند با استفاده از داده های حاصل از اندازه گیری فاصله و ارتفاع آنها تحلیل رگرسیونی صورت گرفته و با بهره گیری از انواع توابع ریاضی یعنی توابع نمایی، خطی، توانی و لگاریتمی مراحل تحول هر دره تعیین شده است. به منظور تفکیک دره هایی که از نظرمراحل تحول، روند یکسانی را طی می کنند، دره های منطقه با توجه به نوع تابع گروه بندی شده و نتیجه گیری های نهایی با عنایت به شواهد میدانی صورت گرفته است. تفاوت در نوع تابع در واقع میزان انحنای نیمرخ طولی دره ها و تفاوت در مراحل تحول آنها را نشان می دهد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که، آن دسته از دره های سهند که نیمرخ طولی آنها از انحنای بیشتری برخوردار بوده اند، با تابع نمائی، دره هایی با نیمرخ های دارای انحنای کمتر، با تابع توانی و نیمرخ های تقریباً بدون انحناء و نزدیک به خط راست، با تابع خطی برازش شده اند.
وقوع گسیختگی هادردامنه های منطقه که به اشکال گوناگون و توسط عوامل مختلف صورت می گیرد، علاوه بر وارد آوردن صدمات جانی و خسارات مالی مستقیم، موجب افزایش میزان رسوبات وارده به رواناب های سطحی می گردد. با این استدلال که این گسیختگی ها به طورمستقیم و یا غیر مستقیم با ویژگی های مورفولوژیکی حوضه ها در ارتباط هستند، در مقاله ی حاضر میزان رسوبات حاصل از گسیختگی دامنه ها در رابطه با این ویژگی ها، با استفاده از روش های تجربی و با دخیل دادن پارامترهای مختلف، نظیر وسعت حوضه ها و انحنای دامنه ها، محاسبه و تحلیل شده اند و با استفاده از نتایج حاصل، بخش های حساس نسبت به گسیختگی که مواد دامنه ای بیشتری را در اختیار آب های جاری قرار می دهند، ممیزی گردیده اند. نتایج حاصل از تحلیل های صورت گرفته نشان می دهد که بخش های مختلف منطقه از نظر استعداد گسیختگی یکسان نبوده، بلکه از این نظر بخش های مرکزی و جنوب شرقی منطقه، کاملاً متفاوت از یکدیگرند. بخش های متعارض منطقه و دامنه های متشکل از آبرفت های قدیمی تحکیم نیافته و با حساسیت زیاد نسبت به فرسایش آبی، از بخش های مستعد به گسیختگی محسوب می شوند و سالانه مقدار متنابهی از مواد دامنه ای وخاک از سطوح شیب دار منطقه را در اختیار آب های سطحی قرار می دهند.
کوهستان های نیمه خشک به لحاظ شرایط طبیعی، از حساس ترین مناطق در برابر فعالیت فرآیندهای فرسایشی می باشند. حضور آثار ژئومورفولوژیکی متنوعی در طول دروه ها و سطوح دامنه ها از نتایج فعالیت چنین فعالیت هایی محسوب می شود. با توجه به آشفته شدن سطوح دامنه ها و انباشتگی حجم زیادی از مواد در دره های کوهستان سهند به عنوان یکی از کوهستان های نیمه خشک کشور سعی شده است در این مقاله، ابتدا پتانسیل سایشی منطقه از نظر شرایط طبیعی (ویژگی های اقلیمی، لیتولوژیکی و ژئومورفولوژیکی)، با به کارگیری روش های کلاسیک و ریاضی و با استفاده از داده های واقعی بارش، دبی، دما و رسوب مورد ارزیابی قرار گیرد، سپس نقش انسان در آشفتگی ها بررسی شود. نتایج این مطالعات نشان می دهد که تغییرات کاربری فعالیت های انسانی در طول دره ها و سطوح دامنه ها، به فعالیت این فرآیندها شتاب فزاینده ای بخشیده است و عملکرد این فرآیندها را در مرحله دیگری از فرسایش، یعنی نوع تسریع شده آن، قرار داده است. آثار این آشفتگی ها، به صورت ازدیاد مواد انباشته شده در طول دره، ظهور بعضی از اشکال ژئومورفولوژیکی ، مانند تشکیل خندق ها ایجاد زخم ها در سطوح شیب های مشرف به دره، تغییر در ویژگی هیدرولوژیکی (مانند پیچان ها و افزایش بار رسوب رودخانه) نمود پیدا کرده است. ایجاد ویلاها در مسیر جریان رودخانه ها، انحراف آبهای جاری در بسترهای سیلابی به کناره ها و به پای دیواره دره ها، تغییرات کاربری در سطوح دشت های سیلابی و سطوح شیب دار مشرف به دره ها، باعث شتاب در فعالیت فرآیندهای کاوشی در بخشی از بستر و افزایش در سرعت فعالیت های انباشتی در بخش دیگر از آن شده است. در دهه های اخیر، تنگ شدگی در مسیر جریان آبهای جاری، به طور مستقیم و غیر مستقیم به دست انسان، مهمترین عامل در بروز آشفتگی در بستر جریان رودخانه ها بوده است که تاثیر آن در محدوده مورد بررسی، به گونه های مختلف ظاهر شده است. تاثیر عمده تنگ تر شدن بستر جریان رودخانه ها و خمیده شدن رودخانه در اثر دست اندازی به دشت سیلابی، بیشتر به وقوع سیل های بزرگتر و افزایش قدرت سایشی آبهای جاری منجر شده است
"انحنای نیمرخ طولی دره های نواحی کوهستانی، که منعکس کننده ویژگی های ژئومورفولوژیک حوضه ها، همچنین بیان کننده رخدادهای تکتونیکی در دره ها و وقوع تغییرات اقلیمی در منطقه هستند. بسیار متفاوت می باشد. از طریق بررسی این انحناها در ارتفاعات مختلف، می توان تحول دره ها را تعیین و در مورد نحوه فعالیت فرآیندهای مختلف کاوشی و انباشتی در سرتاسر دره، اظهار نظر نمود. در این مقاله، سعی شده از طریق روش های کلاسیک و تحلیل های ریاضی، کلیه حوضه ها و دره های اصلی سهند مورد بررسی قرار گیرد و با توجه به میزان انحنای نیمرخ طولی دره ها و با تکیه بر نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی، مراحل تحول دره ها تعیین و علل ناهمگونی های آنها، با توسل به شواهد زمینی توجیه گردد. به همین منظور، برای حوضه های بزرگ و یازده دره اصلی سهند، منحنی های ترسیم شده است، که نشان دهنده نحوه آرایش نیمرخ طولی دره در ارتفاعات مختلف می باشد. سپس با استفاده از داده های حاصل از اندازه گیری فاصله طولی دره ها در ارتفاعات مختلف، تحلیل رگرسیونی صورت گرفته و با بهره گیری از انواع توابع ریاضی، یعنی توابع نمایی، خطی، توانی و لگاریتمی، مراحل تحول هر دره تعیین شده است.
به منظور تفکیک دره هایی که از نظر مراحل تحول، روند یکسانی را طی می کنند، دره های منطقه با توجه به نوع تابع، گروه بندی شده و نتیجه گیری نهایی، با عنایت به شواهد میدانی صورت گرفته است. تفاوت در نوع تابع، در واقع میزان انحنای نیمرخ طولی دره ها و تفاوت در مراحل تحول آنها را نشان می دهد. نتایج حاصل از بررسی ها و تحلیل ها نشان می دهد که در روش کلاسیک، اغلب حوضه ها در مرحله ی بلوغ هستند و از نظر روش ریاضی، آن دسته از دره های سهند که نیمرخ طولی آنها از انحنای بیشتری برخوردار بوده اند، با تابع نمایی ، دره هایی با نیمرخ های دارای انحنای کمتر، با تابع توانی، و نیمرخ های بدون قوس زیاد و تقریبا نزدیک به خط راست، با تابع خطی برازش شده اند."
دامنه های شمالی قوشه داغ با توجه به شرایط لیتولوژیکی، هیدرولوژیکی، جهت گیری دامنه ها، اقلیم (و گاه پالئو کلیما) و ویژگیهای سازندهای سطحی، از مستعدترین مناطق برای وقوع لغزشها، محسوب می شوند. سهم عوامل خارجی و داخلی در وقوع لغزش ها در سرتاسر منطقه یکسان نیست. در بخش هایی از منطقه به دلیل افزایش رطوبت در سازندهای سطحی تشکیل دهنده شیب های طبیعی، در برخی فصول حرکت مواد دامنه ای به طور دوره ای صورت می گیرد. در فصول پرآب این جابجایی مختص به لایه رسی کم ضخامت در روی دامنه ها است. اما در بخش اعظم منطقه، سازندهای سطحی به توجه به ویژگیهایی که دارند، نسبت به دریافت رطوبت عکس العمل شدیدی از خود نشان می دهند. در چنین بخش هایی، سهم عوامل خارجی در وقوع لغزش ها بسیار برجسته تر از عوامل داخلی است. حد پلاستسیته (PL%) در10 نمونه جمع آوری شده، از 26 (نزدیکی روستای کوتلر)، تا فاقد پلاستستیته (N.P)، (بخش های دیگر منطقه) متفاوت است.