مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از ایجاد یک هماهنگی کارا بین تمامی سازمانهای موجود در زنجیره یهمنظور فراهمسازی محصولات و خدمات موردنیاز مشتریان نهایی.در حال حاضر مفهوم جدیدی از ترکیب دو موضوع کسب و کار الکترونیکی و مدیریتی زنجیره تأمین با عنوان مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی ظهور یافته است. ظهور فناوری اطلاعات فرصتهایی را برای شرکتها فراهم نمود که زنجیره تأمین خود را کاراتر نمایند. در حالیکه جنبههای عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین همچنان در حال پژوهش و بررسی است، یکی از سئوالات بدون پاسخ در این حوزه این است که چگونه میتوان در محیط نامعین زنجیره تأمین، استراتژی مناسب توسعه داد. در این مقاله بمنظور پاسخ به این سئوال مدلی دو مرحلهای ارائه شده است.
هدف از مدیریت زنجیره تأمین، بهبود فعالیت های مختلف اجزا و سطوح یک زنجیره تأمین به منظور بهبود وضع کلی سیستم زنجیره تأمین است. ممکن است بین اهداف اجزا و سطوح مختلف در جهت رسیدن به اهداف کلی زنجیره تأمین، تضاد و تناقض های بسیاری مشاهده شود که این اختلالات و تناقض ها به مرور زمان منجر به کاهش قدرت و رقابت پذیری زنجیره تأمین خواهد شد.
در تحقیق حاضر سعی شده است تا با استفاده از رویکرد تئوری بازی ها و با در نظر گرفتن تعریف و مفهوم تعادل نش، یک مدل همکاری برای زنجیره های تأمین سه سطحی نامحدود ارائه شود. به منظور دستیابی به هدف مذکور، یک زنجیره تأمین سه سطحی با تعداد نامحدودی تأمین کننده، تولیدکننده و خرده فروش مورد نظر قرار گرفته است و با استفاده از مفهوم تئوری بازی ها و بر اساس قرارداد جانبی یا مشارکت در سود، یک مدل همکاری به منظور حداکثرسازی سود کلی زنجیره تأمین طراحی شده است. مدل پیشنهادی از منظر تقعر بررسی، با در نظرگرفتن یک مثال فرضی، سود کلی زنجیره تأمین با استفاده از الگوریتم ژنتیک محاسبه شده و تحلیل حساسیت پارامترهای مدل پیشنهادی با استفاده از طراحی آزمایش ها صورت پذیرفته است. در ضمن اعتبار مدل پیشنهادی به کمک رویکرد شبیه سازی و با استفاده از نرم افزار ارنا طراحی و بررسی شده است.
به دلیل اهمیت کیفیت ارائه خدمات در عرصه رقابت و افزایش روز افزون نقش سازمان های خدماتی در عرصه های اقتصادی در این تحقیق به موضوع ارزیابی کیفیت خدمات پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق اندازه گیری مولفه های کیفیت خدمات پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق اندازه گیری مولفه های کیفیت خدمات ارائه شده به بیمه شدگان در موسسات بیمه ایران، آسیا، البرز و داناست. مسئله اصلی تحقیق این است: آیا خدمات شرکت های بیمه توانسته است رضایت مشتریان را تامین و از این طریق موجبات مراجعه مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه در آینده را فراهم کند?...
با ظهور نگهداری و تعمیرات (نت) پیشگویانه در 1980، تحول شگرفی در برنامه ریزی نت تجهیزات پدیدار گردید. با توجه به این که نت پیشگویانه، متکی بر پیشگویی وقوع خرابی در خصوص تجهیزات در حال استفاده است، چنانچه بتوان پیشگویی صحیح تری از وقوع خرابی در آینده ارائه داد، می توان هزینه های نت را به طور قابل ملاحظه کم کرد. این رویکرد، خود مستلزم به کارگیری ابزار و فنون متعدد، از جمله تکنیک های هوش مصنوعی، مثل شبکه های عصبی و تئوری مجموعه های فازی است. فعالیت های شرکت ملی گاز ایران در زمره صنایعی است که هزینه های نت در آن قابل توجه است و بنابراین استفاده از نت پیشگویانه در مورد آن ها توجیه اقتصادی دارد. فرایند توزیع گاز طبیعی در سطح کشور به گونه ای است که لوله های انتقالی که از زیر زمین عبور داده شده اند دچار خوردگی می شوند و این موضوع باعث ایجاد هزینه های زیاد برای شرکت ملی گاز ایران می شود.
در این تحقیق، پیشگویی وقوع خرابی بر مبنای مدل ترکیبی شبکه های عصبی فازی و تحلیل مؤلفه های اصلی انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مدل ارائه شده 25 درصد از هزینه های بازرسی را نسبت به وضعیت فعلی کاهش می دهد
امروزه مدیریت زنان نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز از مقوله های مهمی است که مورد توجه صاحب نظران علوم مختلف قرار گرفته است؛ و در سطح جهانی نیز سازمان های بین المللی توجهی ویژه به جایگاه زنان در کشورهای مختلف دارند. از این رو، همواره مقوله ی زنان و به ویژه مشارکت آنان در تصمیم گیری ها و مشاغل سطوح عالی مورد توجه بوده است.
یکی از شاخص های مهمی که به عنوان معیار توسعه ی جنسیتی و نیز توان مند سازی زنان مورد توجه قرار می گیرد، میزان مشارکت زنان در تصمیم گیری های کلان کشور، و هم چنین حضور آنان در پست های مدیریتی است. علی رغم برنامه ریزی هایی که در این حوزه انجام شده است حضور زنان در پست های مدیریتی هنوز چشم گیر نیست و به نظر می آید که زنان در مسیر پیش رفت شغلی خود در سطوح مدیریتی با مسائل و مشکلات زیادی روبه رو اند که این موضوع نه تنها در کشورهای در حال توسعه، که در کشورهای توسعه یافته نیز هنوز در حد یک مسئله باقی مانده است و صاحب نظران نتوانسته اند آن گونه که باید و شاید پاسخی برای آن بیابند.
از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی آمارهای مربوط به توسعه ی جنسیتی در ایران، و مقایسه ی آن با شاخص های مربوطه در کشورهای توسعه یافته، وضعیت توسعه ی جنسیتی در ایران به طور عام، و وضعیت زنان در مدیریت به طور خاص تحلیل و بررسی شود؛ و در نهایت با توجه به برنامه های توسعه و توان مندسازی زنان در ایران راه کارهایی در این راستا ارائه گردد.
"در این مقاله، یک مدل جدید برای مکان یابی مراکز توزیع ارائه شده که هزینه های مربوط به موجودی کالا و ذخیره اطمینان را شامل میشود. دراین مدل، هزینه حمل کالا از تأمین کننده به مراکز توزیع که بیان کننده مقیاس اقتصادی استفاده از اقلام ثابت هزینه میباشد نیز در مدل وارد شده و مسأله به صورت یک مدل برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح صفر و یک فرموله شده است.
از نرم افزار «اکسل» برای مدل سازی و حل مدل استفاده شده و در نهایت در مورد تحلیل حساسیت نتایج به تغییر در پارامترهای کلیدی مدل، چون هزینه های ثابت ایجاد مراکز توزیع و هزینه ثابت سفارش بحث شده است. در نتیجه کاربرد تجارت الکترونیک این نوع هزینهها کاهش چشمگیری داشته است. در این شرایط برای کاهش هزینه کل، باید تعداد مراکز توزیع افزایش یابد."
در فضای کسب و کار کنونی که پیچیدگی، پویایی و غیرقابل پیشبینی بودن از ویژگیهای اصلی آن است، مدیران عملیاتی با چالشهای عمدهای روبرو هستند. استفاده از اصطلاح اقتصاد شبکهای نشان دهنده نقش دانش و همکاری توأم با اشتراک مساعی در فعالیتهای اقتصادی عصر حاضر است. یکی از الگوهای نوین مدیریت عملیات برای فعالیت در اقتصاد شبکهای، «مدیریت زنجیره تأمین» است که با توجه به الزامات اقتصاد نوین به طور جدی مورد توجه مدیران کسبوکار و محققان مدیریت قرار گرفته است. با توجه به این مهم در این نوشتار تلاش میشود ضمن تبیین نقش مدیریت زنجیره تأمین در موفقیت بنگاهها در صحنه رقابتی فزاینده کنونی در قالب شکلگیری شبکههای همکاری، الگویی برای تقویت و توسعه نقش عملیات در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی از طریق تدوین و توسعه استراتژی عملیات ارایه شود. در این راستا ابتدا وضعیت و ابعاد کلیدی مدیریت عملیات در فضای اقتصادی نوین مورد بحث قرار میگیرد. پس از تبیین جهت گیری و چارچوب تحقیق حاضر به بررسی ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق مرتبط با موضوع مقاله پرداخته میشود. در این زمینه ابتدا مفاهیم و ابعاد کلیدی مدیریت زنجیره تأمین بهطور مختصر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. سپس مفهوم و فرایند استراتژی عملیات مختصراً بررسی میشود. پس از اینکه مبانی نظری تحقیق تبیین شد، الگوی پیشنهادی که مشتمل بر مفهوم و فرایند استراتژی عملیات در محیط زنجیره تأمین است معرفی و هر یک از مراحل آن شرح داده میشود.
این مقاله با هدف ارزیابی توانمندی تکنولوژی یکی از شرکتهای حاضر در صنعت فولاد آلیاژی کشور و ارایه راهکار جهت کاهش شکافهای تکنولوژی موجود در این سازمان تدوین شده است. بدین منظور با توجه به تقاضای بازار در سال 1383، سه محصول کلیدی صنعت فولاد آلیاژی که هم اینک شرکت فولاد آلیاژی مورد مطالعه توانمندی تکنولوژیک تولید آنها را ندارد ولی بالاترین تقاضا را داشته اند انتخاب شدند. در ادامه 33 زیر تکنولوژی کلیدی در تولید این سه محصول نقش دارند مشخص شدند و سطح موجود و مطلوب این زیر تکنولوژی ها برای تولید سه محصول انتخاب شده با استفاده از مدل مدیریت نیازهای تکنولوژی ارزیابی شد. پس با توجه به سطح مطلوب و موجود، میزان شکاف تکنولوژی مشخص شد. وجود شکاف تکنولوژی در 14 مورد از زیر تکنولوژیهای کلیدی پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد تایید قرار گرفت. در ادامه با استفاده از تکنیک پویایی سیستم مدلی پویا از روابط بین متغیرهای مساله شکاف تکنولوژی سازمان تهیه شد که با استفاده از آن ارزیابی تصمیمهای مدیریت در رابطه با روش مناسب اکتساب تکنولوژی امکان پذیر می شود.
در بازارهای پر رقابت با نیازهای متفاوت مشتریان، ادامه حیات سودآور و موفق یک سازمان پیشرو، منوط به عملکرد یکپارچه کلیه زیر سیستم ها و واحدهای سازمانی، می باشد. عدم انطباق استراتژیک در خروجی فرایند واحدهای مختلف در بلند مدت سازمان را از دستیابی به یک موقعیت رقابتی پایدار، باز می دارد. واحدهای بازاریابی و تولید از جمله کلیدی ترین اجزا تشکیل دهنده سازمان می باشند که انطباق استراتژیک آنها، پیشرفت و تعالی سازمان را تضمین می کند. در این مقاله مدلی کمی بر اساس عوامل «خلق ارزش بری مشتریان» و «نتایج کلیدی عملکرد» و متغیرهای مربوطه جهت سنجش یکپارچگی استراتژیک فرایندهای تولید و بازاریابی در سازمان ارایه می شود و با استفاده از تکنیک برنامه ریزی آماری روشی برای هدف گذاری کمی این انطباق استراتژیک، معرفی می شود.
علما و دانشمندان مطالعات مدیرتی و سازمان هر یک به شکلی از اهمیت هماهنگی در فرآسیندهای سازمانی سخن رانده اند اولین بار فایول فرانسوی آن را به عنوان یکی از عناصر (وظایف) پنج گانه مدیریت دانسته و مینتزبرگ نیز آن را به عنوان یکی از دو اقدام اساسی و مهم سازماندهی معرفی کرده است ضرورت وجودی و توجه به موضوع هماهنگی در اثر وابستگی ها و روابط موجود بین بخش های مختلف یک سازمان با هم و یا بین سازمان های مختلف با یکدیگر است. در مقاله حاضر با در نظر داشتن دیدگاه ها و نظریات علما و دانشمندان در مورد 9هماهنگی بین سازمانی و جوانب آن به طراحی و توسعه مدل هماهنگ کننده سازمان های متولی ترانزیت در ایران و ارزیابی اجرای آن در دنیای واقعی با استفاده از فنون آماری – ریاضی رگرسیون – همبستگی و برنامه ریزی آرمانی اقدام شده است. مدل مذکور شامل یک کمیته (شورا) اصلی و هشت کمیته (شورا) فرعی هماهنگ کننده سازمان های متولی ترانزیت در ایران است.
در این مقاله موانع ارتباط متقابل صنعت و دانشگاه در ایران مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهایی اجرایی برای رفع این موانع پیشنهاد شده است. در این مقاله ضمن بررسی پیشینه تحقیق، به تبیین موضوع و روش تحقیق پرداخته شده است. برای اجرای پژوهش از روش تحقیق میدانی که با مطالعات گسترده کتابخانهای مورد پشتیبانی قرار گرفته، استفاده شده است. نمونه آماری شامل خبرگان بخش صنعت و دانشگاه در استانهای تهران، اصفهان و خراسان بوده و از تکنیکهای کیفی و کمی برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است. براساس نتایج بهدست آمده از اجرای این پژوهش عدم هماهنگی مراکز تحقیقات دانشگاهی با مراکز صنعتی، عدم ارتباط میان سیاستهای راهبردی بخش صنعت با سیاستهای راهبردی تحقیقات دانشگاهی، کم توجهی مراکز صنعتی به بهرهبرداری از نتایج تحقیقات دانشگاهی، عدم ثبات مدیریت در مراکز صنعتی، نامناسب بودن سیاستهای کلان پژوهشی کشور، شناخت ناکافی مراکز تحقیقات دانشگاهی از مسایل و مشکلات مراکز صنعتی، تفاوت فرهنگ سازمانی مراکز تحقیقات دانشگاهی باصنایع و بالاخره عدم اعتماد مراکز صنعتی به کاربردی بودن تحقیقات دانشگاهی از مهمترین موانع توسعه روابط متقابل صنعت و دانشگاه در ایران هستند.
رتبه بندى و انتخاب پروژه هاى تحقیقاتى یک وظیفه نسبتآ متداول، دشوار و پیچیده شوراهاى تخصصى و پژوهشى در مراکز تحقیقاتى و دانشگاهى است. پیچیدگى آن از ملاحظه تأثیر بیش از یک معیار بر روى هر پروژه، و مشارکت تصمیم گیرندگان متعدد درفرآیند رتبه بندی و انتخاب پروژه هاى تحقیقاتى بر مبناى معیارهاى متعدد نشأت مى گیرد تصمیم گیرندگان ؛ رجحان هاى خویش درباره میزان اهمیت معیارها و میزان تامین معیارها توسط پروژه هاى تحقیقاتى را بیان مى دارند. قضاوت تصمیم گیرندگان مشتمل بر دانش مبهم، نامعلوم آنها است که از طریق،واژه هاى زبانى بیان مى گردد. تئورى مجموعه فازى انعطاف پذیرى مورد نیاز براى نمایش عدم اطمینان ناشى از فقدان دانش را فراهم می کند و می تواند موضوع عدم اطمینان و نادقیقی واژه ای را اداره کند و برای اداره اطلاعات نادقیق در مسائل تصمیم گیری دنیای واقعی که ارزش معیارها و گزینه ها و ... دقیقاً تعیین نمی شوند ؛ بکار رود . از این رو تحت محیط تصمیم گیری که ارزش معیارها و پروژه های تحقیقاتی به صورت مبهم و نامعلوم بیان شده باشد؛ می توان برای حل مساله رتبه بندی و انتخاب پروژه های تحقیقاتی ؛ از روش های تصمیم گیری با TOPSIS با داده فازی مورد ملاحظه قرار گرفته است . تکنیک تصمیم گیری TPOSIS فازی بر اساس اصلی بنیان گذاشته شده است که بدیل انتخاب شده باید دارای کمترین فاصله از راه حل ایده آل مثبت و بیشترین فاصله از راه حل ایده آل منفی باشد . این اصل در فرآیند تصمیم گیری انسان ؛ یک اصل شهودی و پذیرفتنی است.
اقبال پژوهشگران وطنی به چاپ مقالات علمی در سالهای اخیر ضرورت تجدید نظر در سازوکار¬های سنتی اداره نشریات علمی¬پژوهشی را دو چندان نموده است بدین منظور نگارندگان این سطور در ابتدا با تدقیق در فرمهای داوری نشریات و کنفرانسهای معتبر و مشورت با اهل نظر، شاخص¬های ارزیابی مقالات مدیریتی استخراج نموده و سپس با همکاری 17 استاد دانشگاه و با بهرهگیری از روش تحلیل سلسله مراتبی شاخصها را نمره¬دهی کردند. حاصل این مرحله ارائه یک فرم داوری کامل و موزون بود. نتایج به دست آمده تا اینجا میتواند مستقل از مابقی تحقیق مورد استفاده قرار گیرد اما به این مرحله اکتفا نشد و با هدف فراهمآوری قابلیتهای توسعهای برای سیستم، یک مدل برنامهریزی صفر ویک که از خروجی تحلیل سلسله مراتبی بهره میگیرد، طراحی گردید. پس از اتمام طراحی مفهومی نوبت به پیادهسازی مدل رسید. حاصل تلاش ما در این مرحله یک نرمافزار کامپیوتری خواهد بود که پشتیبانِ تصمیمات نشریات علمی- پژوهشی مدیریت در تأیید یا رد مقالههای واصله میباشد. این سیستم از نرمافزار لیندو به عنوان موتور استفاده کرده و تجزیهگرهای متنی لازم را جهت تفسیر خروجی لیندو در اختیار دارد.
توانایی سازمانها در واکنش به تغییرات سریع محیط و پاسخگویی به خواسته های مشتریان در شرایط رقابتی امروز، از مهمترین امتیازها بشمار می آید . این در حالی است که عوامل بسیاری امکان تطبیق سازمانها با تغییرات محیط را محدود و فرصتهای فراهم آمده برای سازمان را به تهدید تبدیل نموده،و ادامه رقابت را مشکل و پرهزینه می سازند. متناسب بودن عوامل ساختاری و فنی سازمانها با هم و سازگاری با تغییرات و تحولات داخلی و خارجی از موضوعات اساسی و مرتبط بهم است . واکنش متناسب و پاسخ آگاهانه به تحولات پیچیده،سازمانها را در زمره سیستمهای باز اجتماعی قرار میدهد،سیستمهایی که تغییر و توسعه دائمی جزء جدایی ناپذیر ماهیت آنهاست و بنابراین سازمانها به عنوان سیستمهای باز اجتماعی باید مکانیزمها و ساختارهای داخلی خود را با توجه به اصل تنوع ایجابی متناسب با پیچیدگی محیط،متنوع و پیچیده سازند ودر تعامل پیوسته با محیط،هم در عناصر اصلی تشکیل دهنده خود(ساختار،کارکردها،نقش ها،رفتارها و اهداف)وهم در بعضی از عناصر محیطی تغییراتی را به وجود آورند. حال اگر این تغییرات و پاسخ های آگاهانه به تحولات محیطی بر مبنای مدل و الگوی خاص و معینی صورت گیرد،باعث استقرار و استمرار یک یا چند عامل در داخل سازمان می گردد. در این تحقیق نقش ساختار،رهبری،فرهنگ سازمانی،وبکارگیری فناوری اطلاعات،کیفیت نیروی انسانی و داشتن نگرش تحقیقاتی در چابک سازی سازمان بررسی گردید و همچنین تعامل عوامل فوق الذکر با هم و میزان تأثیر هر یک بر دیگری مورد بررسی قرار گرفت.
یکی از جنبههای بسیار مهم مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از انتخاب نوع زنجیره تامین مناسبی که بتوان از آن طریق به عملکرد بهینه در سرتاسر زنجیره دست یافت. در این مقاله زنجیرههای تأمین ساخت به سه نوع ناب, چابک و ترکیبی طبقه بندی شده است. همچنین زنجیره تأمین متناسب با نوع محصول که به سه نوع محصول استاندارد (کارکردی), محصول ابداعی و محصول ترکیبی تقسیم میگردند, مورد تشریح قرار گرفته است. سپس چارچوبی را جهت طبقه بندی زنجیرههای تأمین مبتنی بر مشخصات محصول و مراحل چرخه عمر محصول ارائه گردیده است. در ادامه مدلی جهت انتخاب زنجیره متناسب با نوع محصول توسط هر سازمان, مورد بحث قرار گرفته است.