تحلیل تطبیقی سیاست خارجی روسیه و چین در قبال پرونده هسته ای ایران بر پایه نظریه نقش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
159 - 189
حوزههای تخصصی:
: پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، تمرکز بر نقش آفرینی روسیه و چین در قبال پرونده هسته ای ایران، در صدد شناسایی نقش های آگاهانه و خودظهور روسیه و چین در قبال پرونده هسته ای ایران، تضاد و همسویی این نقش ها و راهبردهای دو کشور برای مدیریت تنش می باشد. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه نقش های روسیه و چین در پرونده هسته ای ایران با تمرکز بر چگونگی مدیریت تضاد منافع و ایفای نقش های چندگانه در چارچوب نظام بین الملل است. پرسش اصلی این است که این دو قدرت چگونه میان الزامات روابط با ایران، تعهدات بین المللی و منافع راهبردی خود توازن برقرار کرده اند. تحلیل ها نشان می دهد روسیه با ایفای نقش «میانجی فنی–سیاسی» و «تأمین کننده فناوری هسته ای صلح آمیز» تلاش کرده است هم روابط راهبردی با ایران را حفظ کند و هم جایگاه خود را به عنوان عضو مسئول شورای امنیت تثبیت نماید. این کشور در مواقع حساس، از ابزارهای دیپلماتیک برای تعدیل فشار غرب بر ایران استفاده کرده، اما در عین حال در تصویب برخی قطعنامه ها همراهی کرده است. چین نیز با نقش آفرینی به عنوان «شریک اقتصادی کلیدی» و «بازیگر مسئول در رژیم عدم اشاعه» به «نرم افزاری کردن تضاد نقش ها» روی آورده است؛ یعنی با استفاده از زبان دیپلماتیک مبهم، تأخیر در تصمیم گیری های حساس و تمرکز بر حوزه های همکاری غیرمناقشه برانگیز، توانسته است هم روابط اقتصادی با ایران را ادامه دهد و هم از تعارض آشکار با غرب پرهیز کند. یافته ها نشان می دهد هر دو کشور از راهبردهای انعطاف پذیر و چندسطحی برای مدیریت تضاد نقش ها بهره برده اند، اما روسیه بیشتر بر نفوذ سیاسی–امنیتی و چین بر منافع اقتصادی–تجاری تأکید داشته است. این الگوها بیانگر آن است که در پرونده هسته ای ایران، نقش ها نه ثابت و یک بعدی، بلکه پویا و متأثر از تغییرات محیط بین المللی و اولویت های داخلی هر کشور بوده اند