جعفر اصغرزاده بناب

جعفر اصغرزاده بناب

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

مطالعه روش شناسانه انقلابِ نسبت در استنباط حکم از ادله متعارض و تطبیق آن با حقوق معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
حکم فقهی و حقوقی زمانی حجیت خواهد داشت که با رعایت روش اصول استنباط به دست آید. مستنبِط در تفحص ادله برای استنباط حکم، گاه به بیش از دو دلیل شرعی یا ماده قانونی برمی خورد که در نگاه اول به صورت کلی یا جزئی با هم متعارض اند. فقها و حقوق دان ها راه های مختلف و گاه متضادی برای وصول به حکم در موضع تعارض می پیمایند؛ از قبیل تساقط، توقف، ترجیح، تخییر یا سعی در رسیدن به جمع. راهکار انقلاب نسبت در موضع تعارض بیش از دو دلیل، اعم از نقلی و لُبّی امکان اجرا دارد. آیا این راهکار منطبق بر روش اصولی است؟ آیا بدون توجه به این راهکار، احکام مستنبِط حجیت خواهند داشت؟ آیا این راهکار می تواند حجیت اصول عملی را به صورت تخصصی سلب کند و یا میدان تعارض را تغییر دهد؟ اثبات راهکار انقلاب نسبت، فضایی نوین و گسترده در مقابل مستنبِط قرار می دهد تا بتواند در صدور حکم از حجیت آن مطمئن شده، به ساحت احکام واقعی نزدیک تر شود و در صورت رد، از حجیت راهکار جایگزین اطمینان یابد. این راهکار در ساحت علم حقوق، هم به تبع احکام فقهی و هم اُولی و بالذات اهمیت دارد. در این پژوهش به بررسی تحلیلی استدلالی راهکار انقلاب نسبت با روش اصولی و انطباق با قواعد کلی مستفاد از اخبار علاجیه و قواعد عقلی به شیوه کتابخانه ای می پردازیم. راهکار انقلاب نسبت قواعد لفظی و جمع عُرفی در سیره عقلا را بین دلایلی که عامّ و خاصّ مطلق یا من وجه، نصّ و أظهر و ظاهر و یا راجح و مرجوح هستند اجرا کرده، نشانگر نسبت دقیق ادله متعارض برای صدور حکم است.
۲.

مقایسه دو نظریه علم دینی و تجربه دینی در حل تعارض علم و دین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
با توجه به اهمیت روز افزون علم و سعی برخی معاندان در ایجاد معارضه بین علم و دین و بی اهمیت جلوه دادن مسائل دینی و تأثیرات این بحث در سایر مسائل انسانی از جمله تحدید نقش دین در عرصه های اجتماعی، پژوهش حاضر بر آن شد تا به صورت تطبیقی، دو نظریه علم دینی و تجربه دینی را که از سوی دو اندیشمند معاصر جهان اسلام؛ آیت الله جوادی آملی و محمد اقبال لاهوری در جهت رفع تعارض علم و دین مطرح شده است، مورد تبیین و بررسی قرار دهد. طبق بررسی انجام شده، این دو نظریه، از جهاتِ: اعتقاد به سازگاری تکوینی علم و دین؛ مکمل بودن آن دو نسبت به همدیگر؛ نفی مطلق گرایی علوم تجربی؛ امکان حل تعارض ظاهری بین علم و دین و لزوم تحریف زدایی از احکام نقلی نادرست، یکسان اند، اما از جهاتِ واقع گرایی یا ذهن گرایی، تناسب یا عدم تناسب با مبانی معرفت دینی، انطباق یا عدم انطباق با اصول دینی، تعاضد یا تمایز عقل و وحی در کشف دین؛ نقش حداکثری عقل و وحی در توسعه علوم، سنجش پذیری یا عدم سنجش پذیری دین با معیارهای تجربه بشری، عمومیت یا اختصاصی بودن راه حل، در تقابل با یکدیگرند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان