نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
23-38
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی (مدل ساختاری) بود. از میان جمعیت عمومی 350 نفر از طریق فراخوان اینترنتی در سال 1401، با توجه به ملاک های ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظرشده وسواس فکری_عملی فوا و همکاران، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر بود. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و مدل ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی با علائم وسواسی_جبری رابطه مستقیم و معناداری دارد و دشواری در تنظیم هیجان در رابطه با عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواسی_جبری نقش میانجی دارد. درمجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. طبق نتایج به دست آمده می توان گفت که عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مهمی در شکل گیری علائم وسواسی_جبری دارند. بنابراین برنامه ریزی در راستای کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مؤثری در کاهش نشانگان وسواسی_جبری دارد و امری ضروری است.