بررسی تاثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمان به واسطه ی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
73 - 95
حوزههای تخصصی:
اهداف: در دنیای کسب وکار پرشتاب و همواره در حال تغییر امروز، تنوع نیازها و انتظارات مشتریان، بسیاری از رویکردهای سنتی بازاریابی کارایی خود را از دست داده اند و و رویکردهای نوینی در این حوزه شکل گرفته اند. در میان این رویکردها، بازاریابی پدرخوانده به عنوان یک رویکرد نوآورانه در حوزه بازاریابی داخلی معرفی شده است که بر اساس اصول اعتماد، وفاداری و روابط اخلاقی متقابل بنا شده است. سازمان های مترقی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که حفظ اعضا و افزایش اعتبار سازمانی از جمله ارزشمندترین دارایی های استراتژیک برای دستیابی به پایداری بلندمدت هستند. با به کارگیری اصول بازاریابی پدرخوانده - از جمله مراقبت شخصی، حمایت همه جانبه و پرورش حس مشترک سرنوشت - سازمان ها می توانند نوعی وفاداری عاطفی را پرورش دهند که فراتر از روابط صرفاً معاملاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی با تأکید بر نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضاست - مفهومی که نشان دهنده پیوند عاطفی و تعهد اخلاقی اعضا – است. روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲۰ از اعضای آکادمی فرهنگی–ورزشی هندبال «سپهر آیسک» در استان خراسان جنوبی، ایران بود. بر اساس جدول نمونه گیری مورگان،۹۷ نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی_تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته گرد آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و با استفاده از اندازه گیری و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون روابط فرضی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بازاریابی پدرخوانده تأثیر معناداری بر افزایش وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا دارد. همچنین رابطه ی مثبت و معناداری میان وفاداری تزلزل ناپذیر و اعتبار سازمانی تأیید شد. با این حال، تأثیر مستقیم بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی چندان قوی نبود، که نشان می دهد تأثیر اصلی آن در درجه اول از طریق وفاداری اعضا عمل می کند. این یافته را می توان با توجه به نوع سازمان مورد مطالعه- آکادمی های فرهنگی_ورزشی- تفسیر کرد که در آن اهداف مالی و برندسازی اغلب اهمیت ثانویه دارند، در حالی که نقش های غیرمادی مانند آموزش، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی برجسته تر هستند. این نتیجه نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر را برجسته می کند، که بُعد عاطفی روابط داخلی را به شهرت و اعتبار خارجی سازمان پیوند می دهد. به عبارت دیگر، وقتی اعضا حمایت اخلاقی، انصاف و حس تعلق را درک می کنند، ارزش های سازمان را درونی می کنند و در نتیجه اعتبار و یکپارچگی کلی آن را تقویت می کنند. نتیجه گیری: این پژوهش، بازاریابی پدرخوانده را به عنوان یک رویکرد نوآورانه در بازاریابی داخلی معرفی می کند که با تقویت وفاداری تزلزل ناپذیر مشخص می شود - وفاداری ای که از تعلق عاطفی و تعهد اخلاقی ناشی می شود تا مکانیسم های معامله ای یا پاداش محور. یافته ها نشان می دهد که مدیران و سرمایه گذاران می توانند با اتخاذ اصول بازاریابی پدرخوانده، همزمان هزینه های سازمانی را کنترل کرده و تعهد بلندمدت مبتنی بر احساسات را در بین اعضا پرورش دهند. از این رو، بازاریابی پدرخوانده یک چارچوب نظری و عملی جدید ارائه می دهد که وفاداری عاطفی را با اعتبار سازمانی مرتبط می کند.