چشم انداز مدیریت بازرگانی

چشم انداز مدیریت بازرگانی

چشم انداز مدیریت بازرگانی سال 23 بهار 1404 شماره 61 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پژوهش های بین رشته ای در مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش های بین رشته ای در مدیریت پتانسیل بالایی برای ایجاد بینش های نوآورانه و پیشبرد نظریه های مدیریتی از طریق ادغام دانش و روش ها از رشته های مختلف دارد. این مقاله، چالش ها و فرصت های پژوهش بین رشته ای را بررسی می کند و بر نقش آن در پاسخ به مسائل پیچیده اجتماعی تأکید دارد. پژوهش بین رشته ای از طریق نوآوری نظری، پیشرفت های روش شناختی و پژوهش مسئله محور، به خلق نظریه های جدید و حل مسائل چندوجهی کمک می کنند. با این حال، چالش هایی نظیر فقدان انگیزه روشن برای استفاده از نظریه های سایر رشته ها، نبود زبان مشترک بین رشته ای، نظریه پردازی ناکافی و ملاحظات عملی مانند محدودیت زمان و فضا، موانعی برای این نوع پژوهش ایجاد می کنند. برای غلبه بر این چالش ها، توصیه هایی شامل بیان شفاف انگیزه پژوهش، پر کردن شکاف زبانی با توضیح دقیق مفاهیم، نمایش عمق نظریه پردازی از طریق ترکیب و هم افزایی، حفظ وفاداری نظری با استفاده دقیق از منابع رشته های دیگر ارائه شده است. این مقاله با تأکید بر نقش پژوهش بین رشته ای در غنی سازی نظریه مدیریت، بر نیاز به محیط علمی حامی و آگاه به روش ها و نظریه های بین رشته ای برای تحقق مشارکت های تحول آفرین در مدیریت تأکید می کند.
۲.

طراحی الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری در صنعت پرداخت های الکترونیک (مورد مطالعه: شرکت به پرداخت ملت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۴
اهداف: نوآوری مدل کسب و کار، برای توانایی یک شرکت جهت دستیابی به رشد و دوام بلندمدت حیاتی است چرا که به بهبود ارزش محصولات یا خدمات و یا ارائه این پیشنهادات به مشتریان کمک می کند. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری در صنعت پرداخت های الکترونیک با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد است. روش پژوهش: روش پژوهش کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد است. ابزارگردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل خبرگان فعال در حوزه نوآوری، برنامه ریزی کسب و کار، توسعه کسب و کار و محصول، مدیریت توسعه خدمات نوین و اعضای VIP باشگاه مشتریان در شرکت به پرداخت ملت تهران بودند. اعضای نمونه از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و در 12 اُمین مصاحبه به اشباع داده رسیده است. داده ها با نرم افزار مکس کیودا تحلیل و در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شد. کدها بیانگر روایت ها، مفاهیم و مقوله های پژوهش بودند که از درون آن الگوی نوآوری مدل کسب و کار مبتنی بر تجربه مشتری استخراج شد. یافته ها: الگوی پارادایمی حاصل بر اساس پدیده محوری متأثر از شرایط علّی و متغیرهای مداخله گر به همراه راهبردهای کنش و واکنش و پیامدها شکل گرفت. نتیجه گیری: استراتژی هایی همانند ارائه خدمات و محصولات تشویقی، افزایش امنیت مشتریان، درک عمیق از مشتری، طراحی تجربه منحصربفرد و تعریف فعالیت های تحقیق و توسعه مداوم می تواند در سطح مشتری به ایجاد نمایه تجربه مشتری، افزایش وفاداری مشتری و افزایش رضایت مشتری و همچنین در سطح کسب و کار به نتایجی همانند تمایز رقابتی، افزایش سهم بازار، کاهش هزینه ها و افزایش درآمد کسب وکارها به ویژه در حوزه پرداخت های الکترونیک منجر شود.
۳.

نظریه پردازی داده بنیاد در زمینه پیشران های برندسازی دیجیتال در حوزه کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: امروزه توسعه فناوری های جدید موجب شده تا کسب وکارهای نوپا برای حفظ مزیت رقابتی خود به دنبال کشف و شناسایی ابزارهای نوینی باشند. دراین بین، یکی از این ابزارها و راهبردها ورود به حوزه برندسازی دیجیتال است. روش: رویکرد پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی)، ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی است. در مرحله کیفی، جامعه مشارکت کنندگان شامل اساتید دانشگاه و خبرگان برندسازی دیجیتال بود که با نمونه گیری نظری و 20 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری، داده ها جمع آوری و با روش داده بنیاد گلیزری تحلیل شدند. در مرحله کمی، فعالان و کارشناسان کسب وکارهای نوپا با حداقل سه سال سابقه، موردمطالعه قرار گرفتند و داده ها با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه ای 142 نفری جمع آوری و با معادلات ساختاری و نرم افزار آموس تحلیل شدند. درنهایت، چارچوب مفهومی پژوهش به صورت کیفی تبیین و به روش کمی اعتبارسنجی گردید. یافته ها: در این مطالعه بعد از سه مرحله کدگذاری 296 مفهوم، 50 مقوله پایه، 15 مقوله فرعی و درنهایت 5 مقوله اصلی با عناوین هدفمندسازی محتوای برند (تولید محتوا برای جذب و نگهداشت مخاطب)، مدیریت جریان دانشی (تحلیل و به کارگیری مستمر داده ها)، ارزش آفرینی چندگانه (خلق و ارائه ارزش های متنوع و پایدار)، تجاری سازی فراگیر برند (رویکردهای استراتژیک برای موفقیت مالی و نفوذ در بازار) و بسترسازی تحولی دیجیتال (ایجاد زیرساخت های لازم دیجیتال) شناسایی و برچسب گذاری گردید. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برندسازی دیجیتال در کسب وکارهای نوپا نیازمند تمرکز بر پیشران هایی مانند پیشایندهای زمینه ساز و پیشران های تحول آفرین است. این پیشران ها که ماهیتی درون زا و برون زا دارند باعث زایش جریان های دانشی و درنهایت تقویت برندسازی دیجیتال می شوند.
۴.

بررسی تاثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمان به واسطه ی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
اهداف: در دنیای کسب وکار پرشتاب و همواره در حال تغییر امروز، تنوع نیازها و انتظارات مشتریان، بسیاری از رویکردهای سنتی بازاریابی کارایی خود را از دست داده اند و و رویکردهای نوینی در این حوزه شکل گرفته اند. در میان این رویکردها، بازاریابی پدرخوانده به عنوان یک رویکرد نوآورانه در حوزه بازاریابی داخلی معرفی شده است که بر اساس اصول اعتماد، وفاداری و روابط اخلاقی متقابل بنا شده است. سازمان های مترقی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که حفظ اعضا و افزایش اعتبار سازمانی از جمله ارزشمندترین دارایی های استراتژیک برای دستیابی به پایداری بلندمدت هستند. با به کارگیری اصول بازاریابی پدرخوانده - از جمله مراقبت شخصی، حمایت همه جانبه و پرورش حس مشترک سرنوشت - سازمان ها می توانند نوعی وفاداری عاطفی را پرورش دهند که فراتر از روابط صرفاً معاملاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی با تأکید بر نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضاست - مفهومی که نشان دهنده پیوند عاطفی و تعهد اخلاقی اعضا – است. روش پژوهش:  جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲۰ از اعضای آکادمی فرهنگی–ورزشی هندبال «سپهر آیسک» در استان خراسان جنوبی، ایران بود. بر اساس جدول نمونه گیری مورگان،۹۷ نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی_تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته گرد آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و با استفاده از اندازه گیری و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون روابط فرضی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:  نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بازاریابی پدرخوانده تأثیر معناداری بر افزایش وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا دارد. همچنین رابطه ی مثبت و معناداری میان وفاداری تزلزل ناپذیر و اعتبار سازمانی تأیید شد.  با این حال، تأثیر مستقیم بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی چندان قوی نبود، که نشان می دهد تأثیر اصلی آن در درجه اول از طریق وفاداری اعضا عمل می کند. این یافته را می توان با توجه به نوع سازمان مورد مطالعه- آکادمی های فرهنگی_ورزشی- تفسیر کرد که در آن اهداف مالی و برندسازی اغلب اهمیت ثانویه دارند، در حالی که نقش های غیرمادی مانند آموزش، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی برجسته تر هستند. این نتیجه نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر را برجسته می کند، که بُعد عاطفی روابط داخلی را به شهرت و اعتبار خارجی سازمان پیوند می دهد. به عبارت دیگر، وقتی اعضا حمایت اخلاقی، انصاف و حس تعلق را درک می کنند، ارزش های سازمان را درونی می کنند و در نتیجه اعتبار و یکپارچگی کلی آن را تقویت می کنند. نتیجه گیری: این پژوهش، بازاریابی پدرخوانده را به عنوان یک رویکرد نوآورانه در بازاریابی داخلی معرفی می کند که با تقویت وفاداری تزلزل ناپذیر مشخص می شود - وفاداری ای که از تعلق عاطفی و تعهد اخلاقی ناشی می شود تا مکانیسم های معامله ای یا پاداش محور. یافته ها نشان می دهد که مدیران و سرمایه گذاران می توانند با اتخاذ اصول بازاریابی پدرخوانده، همزمان هزینه های سازمانی را کنترل کرده و تعهد بلندمدت مبتنی بر احساسات را در بین اعضا پرورش دهند. از این رو، بازاریابی پدرخوانده یک چارچوب نظری و عملی جدید ارائه می دهد که وفاداری عاطفی را با اعتبار سازمانی مرتبط می کند.
۵.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
۶.

نقش آفرینی راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی در عصر اقتصاد دیجیتال: چارچوبی برای همراه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
اهداف: این پژوهش با هدف تبدیل مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک اهرم راهبردی برای رهبری و ایجاد ارزش پایدار در اقتصاد دیجیتال انجام شده است. این پژوهش نقش راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی را در همراه اول (شرکت ارتباطات سیار ایران-MCI) بررسی کرده و چشم انداز و مسیرهای مطلوب برای ارتقا مسئولیت اجتماعی شرکتی به سطح راهبردی را شناسایی می کند. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد مطالعه موردی و تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از ذی نفعان کلیدی به همراه تحلیل اسناد انجام شده است. یافته ها: یافته ها در شش مضمون کلیدی طبقه بندی شده اند: ۱) استقرار نظام راهبردی و یکپارچه، ۲) تمرکز هوشمندانه بر قابلیت های محوری دیجیتال، ۳) راهبری اکوسیستم نوآوری، ۴) پاسخگویی دیجیتال به نیازهای جامعه، ۵) شفافیت و اعتمادسازی، و ۶) تعهد پایدار به سرمایه انسانی و محیط زیست. یافته ها نشان می دهد که یکپارچه سازی مسئولیت اجتماعی شرکتی با استراتژی دیجیتال و تمرکز بر خلق ارزش مشترک، می تواند موتور محرکه ای قدرتمند برای تحقق چشم انداز همراه اول مبنی بر تبدیل شدن به «محبوب ترین شرکت ایرانی» و «بزرگترین هلدینگ اقتصاد دیجیتال» باشد. نتیجه گیری: این پژوهش بر اهمیت ادغام مسئولیت اجتماعی شرکتی با راهبرد سازمانی و تحول دیجیتال تاکید می کند. توصیه های عملی شامل تدوین نقشه راه مسئولیت اجتماعی شرکتی دیجیتال، ایجاد ساختار حاکمیتی موثر و افزایش شفافیت برای تقویت تاثیر راهبردی مسئولیت اجتماعی شرکتی است

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۲