واکاوی تجارب زیسته دختران نوجوان در نقش همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کودک-همسری یکی از پدیده های اجتماعی است و می تواند آسیب های فراوانی را به وجود بیاورد. برای رویارویی با آسیب های این پدیده، شناخت بسترهای آن ضروری است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیسته دخترانی که در نقش همسر می باشند انجام شد. این پژوهش با استفاده از رویکردکیفی و روش پدیدارشناختی به دنبال پاسخ به پرسش فوق است. جامعه موردمطالعه کلیه دختران دارای تجربه ازدواج در سن کودکی در شهرستان شوشتر است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با نوزده مورد از دختران شهرستان مصاحبه شد. تجربیات آن ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاری جمع آوری و بازنویسی گردید و با استفاده از روش کلایزی، جملات و عبارات مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد مشروعیت قانونی، سنت ها، فضای آشفته خانواده، هنجار پاک دامنی و ترک تحصیل از علل عمده این ازدواج ها هستند. سنتی بودن آداب و رفتار خانواده ها، فضای آشفته مالی خانواده، انتخاب والدین و فشار هنجاری، هنجار پاکدامنی و زیست ناامن، عدم حمایت زن توسط خانواده، عدم توجه والدین به تحصیل فرزندان، تبعیض (نابرابری جنسیتی)، عدم آگاهی و بینش درست، زن منفعل و بی قدرت از دید کنشگران نتیجه کودک همسری این زنان حقوق شان در زمینه تحصیل، انتخاب شوهر و زندگی امن همراه با رفاه نسبی به خطر افتاده است. از دید کنشگران، ازدواج بدون عشق و تفاهم، فکر طلاق و فرار، افزایش فردگرایی و انزوای اجتماعی، نداشتن قدرت انتخاب گری و سردرگمی، بارداری زودهنگام و کودک مادری، زن ابزاری جنسی از پیامدهای درک و تصور زنان از ازدواج زودهنگام ومجموعه استراتژی های آنها در مقابله با این پدیده عبارتند از؛ تسلیم شدن، طلب حمایت و خروج از رابطه می باشد.