تحلیل عناصر قدرت در سازمان (مطالعه موردی قصه حضرت یوسف علیه السلام)
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
189 - 225
حوزههای تخصصی:
مدیریت رحمانی عنصر کلیدی رشد و تعالی همه جانبه سازمان ها است و قرآن کریم در 1400 سال قبل یک سری مؤلفه های قدرت در سازمان را بیان نموده است که پیش از آن به صورت نظام مند مطرح نبوده و اگر هم بوده، ضمانت اجرایی نداشته اند، امّا قرآن کریم توصیه به کاربردی و اجرایی کردن آن ها کرده و تضمین نموده است که اگر شخصی بخواهد جامعه و سازمانی را هدایت و رهبری کند و از رکود و فروپاشی آن جلوگیر کند، چاره ای جز رعایت مؤلفه های وحیانی قرآن کریم ندارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی انجام گردیده و برای جمع آوری داده ها از شیوه بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته شده و همچنین از روش استنطاقی شهید صدر استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که حضرت یوسف (ع) در مدیریت رحمانی خود از مؤلفه هایی استفاده نموده که اندیشمندان حوزه مدیریت می توانند با الگو قرار دادن علمی و عملی آن ها کارایی و اثربخشی سازمان را افزایش داده و از اضمحلال و فروپاشی آن جلوگیری کنند؛ آن حضرت که متخلق به صفات ارزشمندی همچون: امانت داری، اجتناب از زشتی و فحشا، تقوامداری، تخصص و اطلاعات، قدرت پاداش، قدرت اجبار، سعه صدر، دفع بدی به خوبی، الفت و محبت و صبر بود، توانست در ذی نفعان و صاحبان قدرت نفوذ کند و اعمال و رفتار و کردار آنان را در راستای تحقق اهداف سازمان خود مدیریت و رهبری کند و تحولات عظیمى در حوزه جهان داری، جهان بانی و جهان آرایی پدید آورد، تحولاتی که از ارزش های الهی و توحیدی سرچشمه گرفته بود و ایشان با آن مدیریت و رهبری دقیق و نیکویی که داشت توانست نیروی انسانی عظیمی که در مصر وجود داشت و از لحاظ روحی و معنوی خفته و خوابیده بود را بیدار سازد و رفتارهایشان را جهت دهی به سوی کرامت انسانی و فطرت توحیدی نماید.