مسعود رییسی
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی درد در بیماران دچار تالاسمی نوع ماژور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۰
59 - 68
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی درد در بیماران دچار تالاسمی نوع ماژور انجام گرفته است. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران تالاسمی ماژور که به مرکز تالاسمی شهر چابهار مراجعه کرده بودند، که در این پژوهش 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره(گروه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و گواه) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای با روش های کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات-زین، به صورت هفته ای دو جلسه آموزش دید و گروه گواه در لیست انتظار برای آموزش قرار گرفت. از پرسشنامه خودکارآمدی درد PSEQ برای جمع آوری داده ها استفاده شد. که تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی وآنالیز کوواریانس یک متغیره انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از بهبود خودکارآمدی درد توسط آموزش ذهن آگاهی در گروه آزمایش داشت(Pنتیجه گیری: به نظر می رسد کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود خودکارآمدی درد در بیماران دچار تالاسمی نوع ماژور موثر بوده و پیشنهاد می شود در کنار درمانهای دارویی، آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی نیز برگزار شود.
مقایسه اثربخشی آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور بر بهبود عزت نفس و همدلی زنان خیانت دیده شهرستان اهواز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
زمینه و هدف: خیانت در ازدواج عامل بزرگ عدم رضایت زناشویی و همچنین زمینه ی اصلی بروز تعارض ها و ناسازگاری های زناشویی و جنسی است، بنابراین؛ هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور بر بهبود عزت نفس و همدلی زنان خیانت دیده شهرستان اهواز بود. مواد و روش ها: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه با گمارش تصادفی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی زنان متأهل خیانت دیده ی مراجعه کننده به مراکز مشاوره بین الملل و راه کمال شهرستان اهواز بود که از این میان 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی و برابر به گروه آموزش گذشت مبتنی بر مذهب (آزمایش اول)، گروه درمان بافت نگر انصاف محور (آزمایش 2) و گروه گواه گماشته شدند. آزمودنی ها به مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) و مقیاس صفات همدلی بتسون (بتسون و همکاران، 1983) پاسخ دادند. هر گروه آزمایش براساس دستورالعمل مربوطه ی خود، تعداد جلسات آموزش مرتبط را دریافت کرد درحالی که گروه گواه در این مدت هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA)، آزمون تعقیبی بونفرنی و نسخه ی 26 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تعقیبی بونفرنی نشان داد که آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور باعث افزایش عزت نفس (001/0 > p) و همدلی (001/0 > p) زنان خیانت دیده نسبت به گروه کنترل می شوند. بااین حال، تفاوت معناداری بین دو روش در افزایش عزت نفس (415/0 = p) و همدلی (114/0 = p) زنان خیانت دیده وجود نداشت نتیجه گیری: براساس نتایج، می توان گفت که برای کمک به افزایش عزت نفس و همدلی زنان خیانت دیده نسبت به همسرانشان از هر یک از روش های آموزش گذشت مبتنی بر مذهب یا درمان بافت نگر انصاف محور به طور موفقیت آمیزی استفاده نمود.
مقایسه اثربخشی آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور بر بهبود خشم و گذشت زنان خیانت دیده شهرستان اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره سوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲)
339 - 356
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور بر بهبود خشم و گذشت زنان خیانت دیده شهرستان اهواز بود. روش: طرح این پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی زنان متأهل خیانت دیده ی شهرستان اهواز بود که از این میان 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی و برابر به گروه های آموزش گذشت مبتنی بر مذهب (آزمایش اول)، درمان بافت نگر انصاف محور (آزمایش 2) و گواه گماشته شدند. آزمودنی ها به چکلیست نشانه های روانی (SCL-90-R) و مقیاس گذشت صفت (بری و همکاران، 2005) پاسخ دادند. هر گروه آزمایش براساس دستورالعمل مربوطه ی خود، تعداد جلسات آموزش مرتبط را دریافت کرد در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری، آزمون تعقیبی بانفرانی و 26-SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج MANCOVA حاکی از وجود تفاوت معنادار بین پس آزمون گروه ها بود. نتایج آزمون تعقیبی بانفرانی نشان داد که آموزش گذشت مبتنی بر مذهب و درمان بافت نگر انصاف محور باعث کاهش خشم (001/0 > p) و افزایش گذشت (001/0 > p) می شوند. با این حال، تفاوت معناداری بین دو روش در کاهش خشم (417/0 = p) و افزایش گذشت (405/0 = p) وجود نداشت. نتیجه گیری: براساس نتایج، می توان برای کمک به کاهش خشم و افزایش گذشت زنان خیانت دیده نسبت به همسرانشان از هر یک از روش های آموزش گذشت مبتنی بر مذهب یا درمان بافت نگر انصاف محور به طور موفقیت آمیزی استفاده نمود.
ارتباط بین شفقت به خود و تجارب معنوی با سرمایه عاطفی و سلامت روان دانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
نویسنده:
مسعود رییسی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین شفقت به خود و تجارب معنوی با سرمایه عاطفی و سلامت روان دانش آموزان دختر بود. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر اهواز در سال 1403 می باشند. روش نمونه گیری به روش خوشه ای طبقه ای و تصادفی ساده خواهد بود. حجم نمونه براساس جدول کرسی 324 نفر تعیین شد.ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه تجارب معنوی روزانه اندروود و ترسی (2002)، پرسش نامه سرمایه عاطفی گل پرور (1395)، پرسشنامه استاندارد شفقت خود ریس و همکاران(۲۰۱۱) فرم کوتاه و پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ-28 ) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده های تحقیق از آزمون رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون استفاده شد. تمام عملیات آماری پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 و سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود با تجارب معنوی (001/0>p ،31/0r=)، بین شفقت به خود با سرمایه عاطفی (001/0>p ،38/0r=)، بین شفقت به خود با سلامت روان (001/0>p ،76/0r=)، بین تجارب معنوی با سرمایه عاطفی (01/0>p ،16/0r=)، بین تجارب معنوی با سلامت روان (001/0>p ،37/0r=)، بین سرمایه عاطفی با سلامت روان (001/0>p ،38/0r=) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که با افزایش شفقت به خود در دانش-آموزان دبیرستانی، تجارب معنوی، سلامت روان و سرمایه عاطفی آنها بیشتر می شود؛ همچنین با افزایش تجارب معنوی در دانش آموزان دبیرستانی، سرمایه عاطفی، سلامت روان آنها بیشتر می شود. از نتایج دیگر پژوهش نشان داد که با افزایش سرمایه عاطفی در دانش آموزان دبیرستانی، سلامت روان آنها بیشتر می شود.