هدف این تحقیق، مطالعهی رابطهی هوش فرهنگی با ویژگیهای کارآفرینانهی مدیران سازمان های غیردولتی است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده و روش تحقیق از نوع هم بستگی میباشد. داده های تحقیق، از اعضای هیات موسس سازمان های غیرانتفاعی در استان تهران (244 نفر) که حداقل 3 سال سابقهی تعامل های فرهنگی را داشته اند، با دو پرسش نامهی جداگانه برای سنجش هوش فرهنگی و ویژگیهای کارآفرینان گردآوری شده است. یافته های این تحقیق نشان میدهد، رابطهی عمیقی میان الگوی چهارعاملی هوش فرهنگی و هر یک از ویژگیهای کارآفرینان وجود دارد. هم چنین از میان چهار بُعد هوش فرهنگی، ابعاد رفتاری و شناختی در سطح 01/0 با کارآفرینی رابطه علی نشان دادند. بنابراین تقویت هوش فرهنگی رفتاری و شناختی میتواند به طور مستقیم بر افزایش کارآفرینی سازمانی اثرگذار باشد. این یافته ها بیان گر این است که هوش فرهنگی را میتوان به عنوان یک عامل حیاتی موفقیت برای ادارهکنندگان سازمان های غیردولتی به حساب آورد. نتایج این تحقیق میتواند در شناسایی ویژگیهای موردنیاز برای افرادی که در تعامل های چندفرهنگی درگیر هستند، بهکار گرفته شود و ایدهی جدیدی برای مطالعه های دانشگاهی و تجربه های عملی در حوزهی فرهنگ مطرح کند.
بازاریابی سیاسی از بسیاری جهات مشابه بازاریابی در دنیای کسب و کار است. در بازاریابی کسب و کار، فروشندگان، کالاها، خدمات و ارتباطات را روانه بازار میکنند و در عوض پول، اطلاعات و وفاداری مشتریان را دریافت میکنند. در مبارزات سیاسی نیز کاندیداها، وعده ها، حمایت ها، خط مشیها و ویژگیهای شخصی شان را به رأیدهندگان عرضه میکنند و در مقابل، آرا و کمکهای داوطلبانه آنان را دریافت میکنند. به علت این همسویی در حوزه های مختلف بازاریابی، برخی مفاهیم و ابزارهای بازاریابی بین بازاریابی کالا و خدمات و بازاریابی سیاسی مشترک است و برخی از اصول بازاریابی کسب و کار برای اعمال در سیاست نیازمند تعدیل هستند. مقاله حاضر در پی تبیین مفهوم بازاریابی سیاسی با توجه به مفهوم STP در بازاریابی کسب و کار است و در این راه، تعاریف، مفاهیم، تفاوت ها و شباهت های این دو نوع از بازاریابی و نیز ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی سیاسی بیان میشود.