هوشنگ گلشیری یکی از برجسته ترین داستان نویسان نسل دوم ایران بود که نوآوری در صناعت داستان نویسی را بیشتر از طریق احیای شیوه های رایج در فرهنگ روایتی کهن و ترکیب آنها با شگردهای مدرن جستجو می کرد. او شیوه داستانهای تو در تو و تمثیلی ، روایت پاره پاره و اشارتی را که از اوستا، قرآن ، و روایتهای مذهبی و عرفانی وام گرفته بود با شیوه های متداول امروزی درهم می آمیخت تا به یک سبک بومی و ابتکاری دست پیدا کند. تمثیلهای او، با آن که ساختاری ساده و کوتاه دارند اما از جنبه های نیرومند تاریخی، تفکرانگیزی و غنای اندیشگانی برخوردارند. شگردهای اشارتی و بافت پاره پاره در روایت نیز، با همه سادگی و صمیمیت در زبان و بیان، موجب سنت شکنی از ساختارهای مرسوم و پویایی دادن به ذهن خواننده می شوند.
"یکلیا و تنهایی او"، یکی از بهترین داستانهای بلند در ادبیات فارسی است و از رسته داستانهایی چون ملکوت و بوف کور. مدرسی در این کتاب از طریق یک روایت تمثیل گونه، عصر عتیق را به دنیای معاصر پیوند می زند و موضوعاتی چون تقابل شیطان و یهوه، خیر و شر، عشق و قدرت، وسوسه های فردی و مصلحتهای عمومی را حقیقت همیشگی حیات انسان تلقی می کند. سادگی و صمیمیت بیان، کهنگی و شاعرانگی بسیاری از کلمات و جملات، پر شمار بودن عبارتهای عاطفی، غالب بودن بیان روایتی در بیشتر بخشها و بازافرینی محیطها و فضاهای معنوی و ماورا طبیعی از خصوصیات مشترک در یکلیا و کتاب مقدس است. تطابق آهنگ جملات و کلمات با ذهن و زمان و زندگی آدمها و هارمونی زبان و زمان، صوت و صورت و تناسب نثر روایت با موضوع و ماجرا، نثر خاصی را در داستان به وجود آورده است که به دلیل شباهت بسیار به نثر فارسی کتاب مقدس به نثر توراتی شهرت یافته است. همسویی بافت قصه وار و نثر توراتی با دیرینگی موضوع و ماجرا، تطابق کاملی با این واقعیت هنری دارد که کیفیت ساختار و زبان روایت را محتوای اثر و ماهیت موضوع تعیین می کند.
محمود دولت آبادی ، مقتدرترین نثر نویس ایران در سالهای پس از انقلاب است که از طریق ترکیب امکانات گونه های مختلف زبان ادبی و گویشی موجود در گذشته و حال ، یعنی پاره هایی از نثر ساده عصر سامانی ، شماری از امکانات زبان شعری و ادبی قدیم ، برشهایی از زبان ادبی و شعری معاصر ، گزینشهایی از امکانات گویشی منطقه خراسان و ابتکارات کلامی خود ، پیکره این نثر پخته را پدید آورده است . او در کلیدر ، با ترسیم توامان سه دوره تاریخی دامپروری و چادرنشینی ، کشاورزی و فئودالیته ، و شهرنشینی و سرمایه داری ، در قالب یک ماجرای مفصل ، از یک سو بر حضور و زیست همزمان این دوره ها که به قول خود او روزگار سپری شده مردم سال خورده است تاکید می کند و در سویه دیگر ، مقاومت نظامهای سنتی در برابر قانون تکامل و تغییر را به تصویر می کشد و از جانب سوم نیز شیوه معیشت و فکر و فرهنگ حاکم بر روح این نظامها را که زبان نیز جزیی از آن است در یک بافت و فضای شاعرانه ، حماسی ، پر احساس و حزن انگیز به نمایش می گذارد .
همواره در تکوین سبک یک نویسنده, علاوه بر انگاره ها و انگیزش های فردی و درونی, شمار زیادی از محرک های مرتبط با محیط اجتماعی و محیط جغرافیایی اثر گذار بوده است. تعداد سبک های اقلیمی در ایران, ناشی از تنوع موجود در محورهای زیست محیطی است. وجود کوه های صعب العبور, جنگل انبوه و دریایی با افق های دور در شمال و متقابلاً حضور همان دریا در جنوب و در جوار گرمای سوزان, نبود باران, خشکی و خشونت فراوان در مکان , دو نوع موقعیت محیطی و زیستی متفاوت را ایجاد کرده است. گسترش کویر و دشت های لوت در مرکز و مشرق, کثرت کوه ها در مناطق غرب, مسدود بودن مرزهای تجاری و ارتباطی با همسایگان در آن ها و در مقابل, وجود بندرهای بازرگانی در جنوب و شمال و حضور نیروهای روس و انگلیس در پیشینه سیاسی, اجتماعی, و فرهنگی بعضی مناطق در مرکز, شمال غرب و شمال شرق و درخشش تاریخی آن ها در بعضی دوره ها نیز در کیفیت و کمال یافتگی سبک آن ها نقش اساسی داشته است.
فکاهیات بخش عمده ای از ادبیات است بخشی پویا ، پر تحرک و شادی بخش . تردیدی نیست که در ادبیات تمامی ملت ها چنین بخشی ، حضوری همیشگی داشته است به طور مسلم قدم فکاهیات قابل تعیین نیست اما به یقین می توان ادعا کرد که حضور آن در میان بشر به زمانی باز می گردد. که انسان راز خندیدن و خندانیدن را دریافت.طنز از نظر جایگاه هنری ، مقوله ای است که در قلمرو شاخه های نقد قرار می گیرد و از جنبه کارکرد اجتمعی به همراه نقد و نماد پردازی به حوزه واحدی تعلق دارند و هر سه وسیله ای برای ستیز با اقسام ستم ها و سنت های ناهمساز با رسالت انسان در هستی اند