بررسی رویکرد پدیدارشناسی به مسئله «معرفت به اذهان دیگر» از منظر حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
33 - 49
حوزههای تخصصی:
چگونگی «معرفت به اذهان دیگر» یکی از بحث برانگیزترین مباحث علوم شناختی، اجتماعی و معرفت شناختی است. پدیدارشناسان همانند مکتب رقیب خود، یعنی فلسفه تحلیلی کوشیده اند پاسخ درخوری به این مسئله بدهند. ایشان برخلاف فلاسفه تحلیلی بر این باورند که هیچ شکاف و دوگانگی میان ذهن و بدن انسان وجود ندارد. ذهن آدمی بدنمند بوده و منویات ذهنی وی بر بدن او که عرصه تجلیات ذهن است، بدون نیاز به هیچ گونه استدلال و تلاش نظری، با روش «همدلی» قابل دسترسی مستقیم و بی واسطه است. این پژوهش کوشیده است با روش «کتابخانه ای» این دیدگاه را توصیف و تبیین نماید و با روش «تحلیلی انتقادی» دیدگاه مزبور را از منظر حکمت اسلامی ارزیابی کند و در پایان، به این نتیجه دست یابد که از منظر حکمت اسلامی، برخلاف نظر پدیدارشناسان، علم اکثر قریب به اتفاق انسان ها به اذهان دیگر از نوع علم حصولی و باواسطه بوده که نیازمند استدلال و تلاش فکری است. در این عرصه، فاعل شناسا به پشتوانه نظریه «احتمال معرفت شناختی» می تواند به کمک باورهای پیش زمینه ای و شناخت های پیشین خود که نسبت به انسان، جهان اجتماعی و شخص مورد نظر تحصیل کرده است و همچنین داده های معتبری که از راه قرائن موجود به دست می آورد، به درجه قابل اتکایی از معرفت دست یابد و تا ورود داده های جدیدتر با درجه احتمال بالاتر به آن ملتزم باشد.