مریم کمری

مریم کمری

مدرک تحصیلی: دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4، عملکرد استقامتی و برخی شاخص های تن سنجی در زنان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: DPP-4 تمرین ورزشی Vo2max چاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
زمینه و هدف: دی پپتیدیل پپتیداز-4، با بسیاری از بیماری های متابولیک مانند چاقی مرتبط است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4، عملکرد استقامتی و برخی شاخص های تن-سنجی در زنان چاق بود. مواد و روش ها: تعداد 23 زن چاق غیرفعال 30 تا 45 ساله با شاخص توده بدنی 37/5±5/30 بود که به صورت داوطلبانه و هدفمند در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها به صورت تصادفی ساده به دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (11 نفر) تقسیم شدند. ابتدا اندازه گیری های مرحله پیش آزمون مربوط به نمونه خونی، قد، وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی، اکسیژن مصرفی بیشینه و نسبت دور کمر به لگن آزمودنی ها انجام شد. سپس، آزمودنی های گروه تجربی هشت هفته تمرین استقامتی انجام دادند و اندازه گیری های مرحله پس آزمون ثبت شد. از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره برای بررسی معناداری اختلاف موجود بین گروه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون آماری t نشان داد که بین متغیرهای پژوهش در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<p). آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که میزان وزن (001/0=P)، شاخص توده بدنی (001/0=P)، درصدچربی (001/0=P) و دی پپتیدیل پپتیداز-4 (001/0=P) پس از پایان پژوهش در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل کاهش و میزان اکسیژن مصرفی بیشینه (038/0=P) افزایش معناداری دارد. نتیجه گیری: هشت هفته تمرین استقامتی باعث کاهش میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4 و بهبود ترکیب بدنی و عملکرد استقامتی در زنان چاق می شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود که زنان چاق در جهت بهبود سلامت، ترکیب بدنی و افزایش ظرفیت استقامتی خود از این تمرینات استفاده کنند.
۲.

تاثیر نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از هشت هفته تمرین استقامتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مصرف اکسیژن تمرین ورزشی UCP1 PPARα ترکیب بدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف: نقش مهمی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از هشت هفته تمرین استقامتی بود.مواد و روش ها: تعداد 23 زن چاق (30-45 سال، میانگین شاخص توده بدنی37/5±5/30) به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. در یک برنامه تمرین استقامتی (هشت هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه 30 دقیقه با شدت 55 درصد تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره) شرکت کردند. قد، وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی، نسبت دورکمر به لگن و VO2max آزمودنی ها، پیش و پس از برنامه تمرینی ارزیابی شد. جهت استخراج DNA و تعیین پروفایل ژنتیکی به روشRFLP ، نمونه های بزاقی در کیت های مخصوص جمع آوری شد. در مورد ژن PPARα، در دو گروه CG و GG و در مورد ژن UCP1 در دو گروه CC و CT قرار گرفتند. بررسی فراوانی ژنوتیپ ها با آزمون خی دو و بررسی تفاوت میان متغیرها با آزمون تی مستقل انجام شد.یافته ها: نتایج مربوط به ژن UCP1 در دو گروه ژنوتیپی CC و CT نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان VO2max (823/0=p)، شاخص توده بدنی (683/0=p)، درصد چربی (275/0=p)، نسبت دورکمر به لگن (113/0=p) از پیش آزمون تا پس آزمون وجود ندارد. همچنین نتایج مربوط به ژن PPARα در دو گروه ژنوتیپی CG و GG نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان VO2max (739/0=p)، شاخص توده بدنی (24/0=p)، درصد چربی (493/0=p)، نسبت دورکمر به لگن (447/0=p) از پیش آزمون تا پس آزمون وجود ندارد.نتیجه گیری: نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از یک دوره تمرین استقامتی تاثیری ندارد.
۳.

بررسی الگوهای گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی (نمونه موردی: توانخواهان جسمی شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اوقات فراغت شهر کاشان توانخواهان جسمی مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۴۳۹
بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت توانخواهان به منظور شناسایی محدودیت ها و نقاط ضعف بر پایه نظر آنان امری لازم در برنامه ریزی است که نتایج حاصل، برای بهبود خدمات رسانی و سرمایه گذاری مناسب با هدف گذران حداقل بخشی از اوقات فراغت توانخواهان در جامعه مؤثر خواهد بود. هدف از پژوهش، شناسایی نحوه ی گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی در شهر کاشان است. تحقیق از نوع کاربردی و ابزار پژوهش، پرسشنامه ای با 66 گویه است که پس از مطالعه پیشینه و مبانی نظری تحقیق با رویکرد بهبود توانمندی توانخواهان جسمی در مدیریت اوقات فراغت خویش تدوین و طراحی گردید. روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به میزان 776/. به تأیید رسیده است. نتایج حاصل از پرسشنامه، با نرم افزارهای AMOS و SPSS تحلیل شده است. یافته ها نشانگر آن است که فعالیت های داخل خانه با بار عاملی 93/0 نقش بیشتری در گذران اوقات فراغت توانخواهان داشته است. معاشرت با دوستان با بار عاملی 77/. در رتبه دوم قرار گرفته است. فعالیت های کامپیوتری، رسانه های جمعی و خانواده به ترتیب در رتبه های بعدی قرار داشته است. نتایج بررسی مشکلات توانخواهان برای گذران اوقات فراغت بیانگر آن است که ایمنی کم وسایل ورزشی و عدم وجود وسایل مناسب برای ورزش با بار عاملی 90/0 از موانع اصلی گذران اوقات فراغت است. موانع مهم دیگر به ترتیب عدم تعبیه نیمکت، عدم وجود وسایل مناسب برای بازی، عدم وجود مسیرهای پیاده روی استاندارد، عدم وجودکفپوش مناسب و نبود پارکینگ به ترتیب با وزن های رگرسیونی 88/0، 82/0، 81/0، 77/0و 57/0 می باشد. به منظور بهبود الگوی گذران اوقات فراغت توانخواهان جسمی ارائه برنامه های توانبخشی مبتنی بر مشارکت جامعه ضرورت خواهد یافت. در این راستا در قالب فعالیت های ششگانه توانبخشی آموزش در خانواده، آموزش در جامعه، ارجاع به سطوح بالاتر حمایتی و هدایتی توانخواهان جسمی، فراهم آوری و ارائه وسایل کمک توانبخشی، اشتغال و کاریابی توانخواهان و حمایت اجتماعی توانخواهان جسمی می تواند در برنامه ریزی اوقات فراغت و توانمندسازی آنان اثر گذار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان