صدیقه نیک طبع اطاعتی

صدیقه نیک طبع اطاعتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

ارزیابی دیدگاه ابوزید درباره تاریخ مندی قرآن با تأکید بر گفتاری بودن وحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۸ تعداد دانلود : ۶۱۶
نظریه تاریخ مندی قرآن، ادعایی است که از سوی برخی مسلمانان نوگرا به تبعیت از مستشرقین، تکرار شده است. آنها هر اصلی که در تعارض با ایده تاریخیت باشد منکر و هر امری را که در توجیه اصل تاریخیت کارآمد باشد با بازخوانی آن، به نفع مدعای خود تفسیر می کنند. توجیه ملازمه بین سبک گفتاری قرآن با نظریه تاریخیّت و عصری بودن برخی احکام آن در راستای ادعای حیث گفتمانی وحی و رابطه دیالکتیک متن با واقع از سوی نصر حامد ابوزید یکی از این موارد است. بررسی این دیدگاه از جهت تقابل با جاودانگی اسلام و احکام ثابت آن حائز اهمیت است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و به هدف نقد و بررسی ادعای فوق نگاشته شده است تا معلوم گردد ادعای ارتباط بین گفتاری بودن و تاریخیت، با اشکالات متعدد عقلی و نقلی، مواجه است و موارد فراوانی مانند برخورداری قرآن از بطون و ژرفایی نامتناهی، و سازوکارهای بهره برداری ازآن تا قیامت در نقض ادعای فوق وجود دارد.
۲.

فاعل وحی رسالی در نظریه تاریخ مندی قرآن (با تأکید بر آراء نصر حامد ابوزید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۶
نصر حامد ابوزید ( نماینده جریان نومعتزله) برخلاف دیدگاه اکثر فلاسفه و متکلمان اسلامی در موضوع وحی، گاهی وحی را مترادف با الهام و گاه یکسان با تجربه دینی می انگارد و نقش فاعلی پیامبر در فرایند وحی را تقویت و با ادعای گفتمانی بودن و تأثیرپذیری از فرهنگ زمانه، تاریخ مندی قرآن را توجیه می کند. مسأله تحقیق حاضر این است چه اشکالات عقلی و نقلی بر ادّعاهای وی خصوصاً ادعای اصالت فاعلیت پیامبر و گفتمانی و تاریخ مندی قرآن مترتب است؟ در تحقیق حاضر با بررسی تطبیقی دو دیدگاه فوق به روش توصیفی تحلیلی، به یافته های زیر دست می یابیم: الهی بودن توأمان محتوا و الفاظ وحی، نقش قابلی پیامبر در فرایند وحی، فراتاریخی بودن قرآن، غیریّت مقوله مواجهه ملازم با دریافت حقائق (تجربه وحیانی) از مقوله حقائق دریافتی از عالم غیب؛ بطلان گفتمانی بودن و تاریخ مندی قرآن به دلیل مغایرت مبانی و لوازم آن با اصول مسلم عقلی ( ادله برون دینی ) و مخالفت با ادله نقلی(ادله درون دینی).
۳.

تبیین ماهیت ایثار و حکم مراتب آن از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۳۲۰
در گستره حیات انسانی، دو عنصر «عدل و احسان» از جایگاه ویژه ای برخوردارند؛ با این وجود، در مواقع بحرانی که انسان ها در موضع چالش های اخلاقی قرار می گیرند، آنها حاضرند آنچه را دارند در اختیار غیر بگذارند و از منافع خود چشم بپوشند؛ تا جایی که در وقت ضرورت از جان خود نیز برای مصالح دیگران بگذرند. ایثار از منظر اخلاقی، فی نفسه، فعلی ارزشمند، گرانبها و نیکوست. ایثار هم از جنبه آموزه های دینی و هم از جهت ارزش های انسانی، عملی اخلاقی است؛ هر چند در مواردی، مانند: فداکارى و بخشش مال در راه باطل، مقدم داشتن دنیا بر آخرت و گزینش هواى نفس بر اراده الهی، از مصادیق مذموم و ناپسند آن محسوب می شود، امّا آنچه محل تأمّل است، این است که ایثار و از خودگذشتگی از آن حیث که معروض احکام شرعی واقع می شود، چگونه ارزیابی می گردد؟ و در صورت مشروعیت، قلمرو آن تا کجاست؟ این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است، تلاش دارد با نظر به منابع فقه اسلامی پاسخ های مستدل برای این پرسش ها بیابد. نتیجه تحقیق آن است که گرچه فقها ایثار مثبت را فی نفسه و مطلقاً دارای حسن و مستحب می دانند، لکن به اطلاق وجوب شرعی آن قائل نیستند و تنها در مواضعی خاص ایثار مالی، آبرویی و جانی را واجب می دانند.
۴.

منت گذاری و منت پذیری از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
بررسی موضوع منت گذاری و منت پذیری از منظر فقه الاخلاق، از جهت کاربردی بودن فقه در همه جوانب ابعاد دین عقاید، اخلاقیات، احکام و روشن شدن جلوه تازه ای از فقه تربیتی و نقش آن در سلامت اخلاقی و رشد و تعالی معنوی فردی و اجتماعی و حتی در عرصه روابط بین الملل، دارای اهمیت ویژه است. ازاین رو با روش توصیفی تحلیلی، با هدف چگونگی تطبیق قواعد فقهی بر منت گذاری و منت پذیری، به بررسی موضوع فوق می پردازیم و با توجه به مصادیق متعدد و ذومراتب بودن آن، نتیجه می گیریم که نمی توان به طور مطلق، حکم فقهی ثابتی مانند حرام بر آن مترتب کرد؛ بلکه تطبیق هرکدام از احکام خمسه تکلیفیه بر مصادیق متعدد آن محتمل است.
۵.

مدارا و حکم مراتب آن، از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
در گستره انواع روابط و تعاملات پیچیده زمینه های تنازع در منافع و پیامدهای زیانمند آن، ملاک ها و اصولی عادلانه نیاز است که حیات بشری به صلح و سازش رهنمون شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی تلاش دارد از نظرگاه فقه الاخلاق موضوع اخلاقی مدارا را در نسبت با مقتضیات قواعد فقهی بررسی نماید. «مدارا و سازگاری» که خود در نظام اخلاق اسلامی از فضائل برجسته به شمار می رود، هم به عنوان «ذات فعل» و هم به عنوان «صفت فعل» مورد توجه و تعلّق احکام تکلیفی و وضعی قرار می گیرد. عنوان مدارا و مظاهر آن در شریعت اسلامی مبتنی بر ضوابط اصولی و قواعد فقهی بسیاری از قبیل: قبح عقاب بلا بیان، قبح تکلیف مالایطاق، قاعده جُبّ، صحت، الزام و ... است که می توان آنها را مبانی مدارای شرعی برشمرد. اگر چه «مدارا» یک فضیلت و امری مستحسن است و کاربست فقهی آن در مرتبه جعل و عمل لحاظ شده است، اما اطلاق وجوب شرعی آن اقتضای اصول دیگری مانند عدالت، اصل تقدیم مصلحت اهم بر مهم، ملاحظه اهداف شریعت و قاعده وجوب حفظ نظام را دارد که موجب تقیید مدارا در مقام اجرا و عمل می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان