فراتر از مرز میان خودآفرینی و همبستگی مفهوم فرم طبیعی در اندیشۀ جان دیویی به مثابۀ مفهومی ضددوگانه انگار برای طراحی فرم نما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
65 - 80
حوزههای تخصصی:
بسیاری وضعیت سیمای شهر معاصر ایرانی، به خصوص وضع نمای ساختمان های مسکونی ریزدانه را وضعیتی نابه سامان قلمداد کرده اند. نمای مسکونی که بیشترین سطح جداره های شهری را دارد، مکانی است در مرزها: مرز میان خصوصی و عمومی، خود و دیگری، خانه و شهر. در بازخوانی نوشتارها و گفتارهایی که به مسئله نامطلوب بودن سیمای شهر پرداخته اند، می توان به وضوح دید که این موقعیت مرزی نما تا چه اندازه محور بیشتر آسیب شناسی ها بوده است. این موقعیت مرزی در اخلاقیات معمارانه و به شکل دوگانه ای دیگر درآمده است: خودآفرینی در برابر همبستگی. بسیاری مشکل طراحی فرم معمارانه را در این دانسته اند که معمار نما را صحنه خلاقیت و خودنمایی می بیند و به دیگران، از جمله، شهر، طبیعت و همسایگی ها توجهی ندارد. این مقاله بیش از آنکه بخواهد بفهمد چرا وضع سیمای شهر نابه سامان است یا نیست، دست روی عنصری خواهد گذاشت که بیش از همه در مسئولیت معماران است و به نظر می رسد آسیب شناسی های مذکور کمتر به شکلی ایجابی و روشن از آن سخن گفته اند: فرم معمارانه در مادی ترین شکل آن. در این مقاله در نظریه های زیباشناسانه جان دیویی و نظریه های معرفت شناسانه ریچارد رورتی به دنبال خصوصیات و ویژگی های فرمی می گردیم که تعارض میان خودآفرینی و همبستگی را باطل کند و بتواند این دو را به عنوان لازم و ملزوم یکدیگر در جای خود بنشاند. ادعای این مقاله این است که اگر تقابل این دوگانه ها به عنوان مسئله ای که باید حل شود در طراحی فرم وجود نداشته باشد، صحبت از فرم خوب هم عمده معنای خود را از دست می دهد. همچنین فرم خوب فرمی است که در عین پاسخگویی به مسئله هایش، سرشتی پیشامدی و غیرمنتظره داشته باشد. به همین سبب با رجوع به فیلسوف های پیش گفته و نظریه های مرتبط با آن ها خصوصیات چنین فرمی برشمرده می شود و تلاش می شود در برخی از آثار معاصر معماری این خصوصیت ها به بحث گذاشته شود.