قادر بایزیدی

قادر بایزیدی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

بررسی تأثیر الگوهای کالبدی نظام استقرار بر اجتماع پذیری فضا در معماری هورامان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظام استقرار محیط انسان ساخت اجتماع پذیری تعاملات اجتماعی هورامان تخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۵۲
برقراری سطح مناسبی از تعاملات جمعی در محیط های زندگی، به عنوان یکی از مؤلفه های مؤثر بر کیفیت زندگی، متأثر از ویژگی های محیط انسان ساخت می باشد. تعامل اجتماعی با یکدیگر و مشاهده فعالیت های متنوع مردم، با بوجود آوردن زمینه های اجتماعی شدن و اجتماع پذیری به رشد فردی و اجتماعی انسان کمک می کند اما امروزه به دلیل ورود مظاهر نوگرایی به بسیاری از سکونتگاه های انسانی و عدم وجود الگویی مدوّن برای نوسازی و بهسازی، شاهد تغییرات کالبدی در فضاهای باز و از بین رفتن بافت های محلی و به تبع آن کاهش تعاملات اجتماعی هستیم. فقدان ارتباطات اجتماعی علاوه بر تأثیرات مخرب فردی، باعث مشکلات اجتماعی نظیر کاهش حس سرزندگی، افزایش جرم خیزی، کاهش اعتماد اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی و ... می شود. بنابراین هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تدوین الگوهای کالبدی نظام استقرار و چگونگی تأثیر آن ها بر اجتماع پذیری فضا در ساختارهای معماری هورامان تخت می باشد چراکه استفاده از آن ها در برنامه های آتی نوسازی و بهسازی می تواند تأثیرات مثبتی بر میزان تعاملات اجتماعی داشته باشد. بر این اساس روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و نیز مشاهدات میدانی است. بخش نهایی این مقاله نشان می دهد که چگونه نظام استقرار در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر ارتقای اجتماع پذیری فضاهای کالبدی دارد و الگوهای این نظام گاه به تنهایی و گاه در ترکیب با یکدیگر می توانند در کمیت و کیفیت اجتماع پذیری فضاهای عمومی در هورامان اثر گذار باشند.
۲۲.

تبیین و تحلیل پایداری فضاهای جمعی و سنجش عوامل مؤثر برآن (نمونه موردی: پارک خانواده شهر مهاباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای جمعی پایداری ارزیابی کاربر محور پارک خانواده شهر مهاباد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
  اهمیت فضاهای عمومی شهری به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار در زندگی روزمره افراد غیرقابل انکار است، بااین وجود، به اصول و معیارهای طراحی در طرح های توسعه شهری توجه چندانی نشده است. دراین بین یکی از فضاهایی که بستری جهت انجام ملاقات های محله ای و گذران اوقات فراغت و مشارکت شهروندان و بهبود حیات اجتماعی شهر فراهم می آورد، پارک است. بر این اساس پژوهش حاضر که در سال 1397 در پارک خانواده شهر مهاباد به انجام رسیده است، با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی، به بررسی میزان پایداری فضای مورد مطالعه بر اساس شاخص های پایداری فضای جمعی و همچنین سنجش مهم ترین عوامل اثر گذار بر ارتقاء پایداری در فضای مذکور پرداخته است. سنجش انجام شده توسط آزمون آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه و نتایج آزمون های KMOو بارتلت، کفایت حجم نمونه و همچنین روایی درونی و ساختاری پرسشنامه را تأیید  کردند. نتایج تحلیل های آماری، حاکی از وضعیت ناپایدار فضا در تمامی مؤلفه های بررسی شده (به جز در مؤلفه های اجتماع پذیری) می باشد. همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS نیز مشخص ساخت که مؤلفه های مربوط به معیار آسایش و تصویر ذهنی که اشاره به آسایش، آرمش و امنیت فیزیکی و روانی کاربران فضا دارند، با اختلاف، بیشترین تأثیر را بر ارتقاء پایداری در فضای مورد مطالعه دارند. بنابراین جهت ساماندهی و ارتقای پایداری فضا، این دسته از مؤلفه ها می بایست در اولویت تحقق و اجرا قرار گیرند.
۲۳.

نگاهی تبارشناسانه به مفهوم طبیعت و تجلی حضور آن در معماری خانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبارشناسی فوکویی طبیعت خانه معماری ایران

تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۴
مقدمه: فضاهای زﯾﺴ تی و در ﻣ ﺘﻦ آن، «خانه ها»، از نیازها و آفریده های ماندگار اﻧﺴﺎنها در ﻫ ﺮ جامعه انسانی ﺑ ﻮده و با وجود سالهای متمادی ساخت و زندگی در آنها، همچنان طراوت، لطافت، تعلق خاطر و رمزگونگی در ﺗﻤ ﺎم اﺑﻌ ﺎد آنها مشهود است. این فضاها به عنوان اﺻﯿﻞﺗﺮﯾﻦ و زﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ دستاورد ملموس ﻣﻌﻤﺎری، علاوه بر ﺣﻔﻆ آﺳﺎﯾﺶ و آرامش استفاده کنندگان، مبین ﻫﻮﯾ ﺖ آنان ﺑﻮده و از طریق مولفه های متعددی ﺧ ﺎﻃﺮات، رویاها و امیدهای ﺳ ﺎﮐﻨﺎن را به بهترین شیوه پاس داﺷ ﺘﻪ اند. یکی از این مولفه ها طبیعت است که معانی متنوعی را از طریق لایه های معماری متناسب با شرایط زمان به مخاطب منتقل می کند. هدف پژوهش: هدف اصلی در این پژوهش شناسایی مولفه های تاثیرگذار در آفرینش مفاهیم طبیعت و نحوه حضور آنها در معماری خانه های ایران است. روش شناسی تحقیق: روش شناسی پژوهش، تبارشناسی فوکویی و برای تحلیل داده ها، از روش نشانه شناسی پیرس استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در این پژوهش خانه ها و سکونتگاه های شاخص در معماری دوره های مختلف تاریخ ایران- از عهد باستان تا دوره پهلوی دوم- مورد بررسی قرار گرفته است . یافته ها و بحث: مطالعات تحقیق نشان می دهند که معانی حاصل از طبیعت فقط مختص سیمای اولیه، ثانویه و انتزاعی طبیعت در فرم و ساختار پیرامونی خانه ها نیستند؛ بلکه این مفاهیم در چارچوب گفتمانهای خاص و متناسب با شرایط جامعه در هر دوره تاریخی با قدرت پیوند خورده، هویت و ذهنیت ساخته اند. نتایج: حضور کالبدی، عملکردی و محتوایی طبیعت علاوه بر بیان معانی صریح و ضمنی، تحت تاثیر تحولات حاکم بر هر دوره تاریخی منجر به تولید دانش و معانی جدید در حوزه مختلف گردیده است. 
۲۴.

حکایت شیخ صنعان: بازگشتِ موقتِ امر سرکوب شده و تثبیت امر هنجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نهاد فراخود خود عطار شیخ صنعان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
در بخش نخست مقاله حاضر، حکایت «شیخ صنعان» بر مبنای برخی از مفاهیم در نقد روانکاوانه فرویدی بررسی می شود. نتایج این بخش نشان می دهد که که ساخت اصلی حکایت، بیان شاعرانه کشمکش میان سه ساحت روان است: شیخ صنعان، «خود»، زیر فشار دو نیروی متضاد و مصرّ «نهاد» و «فراخود» است و این دو ساحت در قالب دو شخصیت دختر ترسا و مرید بلندهمت، صورتی عینی و هنری یافته اند. در آغاز حکایت، خودانگیختگی جوشان «نهاد» از همه جانب می خواهد سیطره یابد؛ اما در ادامه، «فراخود» با نیروگذاری های هنجاری و دینی، دوباره جلو می آید و در نهایت پیروز می گردد. در بخش دوم مقاله، مسئله ای مهم تر و بنیادی تر در ارتباط با این تحلیلِ درون متنی آشکار می شود: بازخوانی و بازاندیشی متنی عارفانه از منظر روانکاوانه، در نهایت، و در نسبت با زمینه اجتماعی آگاهی، به کجا راه می برد؟ در پاسخ به این پرسش، عطار به منزله یک سوژه گفتمانی عارفانه و حکایت شیخ صنعان را نیز به مثابه بازنمایی استعاریِ آگاهیِ یک گروه اجتماعی در نظر گرفته ایم و به این نتیجه رسیده ایم: در این حکایت، جایگاه «سوژه» را «کلیت نظام نمادین» گرفته است و متن به مثابه بازنمایی هنریِ نیروگذاری های اجتماعی عرضه شده است.
۲۵.

چرخش استعاری «نهنگ» از حماسه تا عرفان (متون بررسی شده: گرشاسپ نامه، شاهنامه، آثار سنایی، عطار و مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نهنگ حماسه عرفان استعاره چرخش استعاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
بحث اصلی مقاله حاضر، بررسی سیر تحول دامنه استعاری «نهنگ» در چند متن حماسی و پهلوانی (شاهنامه و گرشاسپ نامه) و عرفانی (آثار سنایی، عطار و مولانا) است. این متون را اصلی، مرکزی و معیار دانسته ایم و معتقدیم بررسی استعاره ها، چگونگی چرخش آنها در حرکت تاریخی خود، و شیوه انضمامی شدنشان در زبان، یکی از راه های فهم انواع ادبی و ادوار تاریخی آنها است. استعاره پرتکرار «نهنگ» در دو نوع حماسی و عرفانی، نشان از چرخشی اساسی دارد: در متون حماسی و پهلوانی، استعاره ای از نیرو و توان پهلوان است، در نسبت با «تن» او معنا می یابد، و این تن در تقابل با روان و خرد نیست؛ اما در آثار سنایی و عطار، این نسبت با «تن» در کلیت خود حفظ می شود ولی در چرخشی معکوس، «نهنگ» استعاره ای از نفس است و جنبه امّارگی، سترگی و زورمندی آن را تداعی می کند. به زبان روانکاوانه، «نهنگ» استعاره ای از غرایز ممنوع «نهاد» است. در این میان، مولوی طیف وسیعی از وارونه سازی، دوگانه زدایی و بازی با «دالّ» نهنگ را انجام می دهد و گسترش استعاری بیشتری دارد. مطالعه موردی و تاریخی استعاره «نهنگ» در دو گفتمان، نشان می دهد که دلالت های استعاری، امری تاریخی و دارای چرخش و حرکت است، نه امری ثابت و ایستا.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان