اخلاق به مثابه خودسازی: تأملی در نسبت وظیفه ی اخلاقی و تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
109 - 133
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بازخوانی و بازاندیشیِ مفهوم «وظیفه ی اخلاقی » در چارچوب سنت اسلامی انجام شد تا الگویی تلفیقی، زمینه مند و کاربردی برای تربیت اخلاقی ارائه دهد. در این راستا، سه مکتب شاخص اخلاق هنجاری، یعنی پیامدگرایی ، وظیفه گرایی و فضیلت گرایی به صورت تحلیلی و انتقادی بررسی شدند و کاستی های آن ها در تبیین موقعیت های اخلاقیِ پیچیده و چندفرهنگیِ جهان معاصر تحلیل گردید. نتایج نشان داد که هر یک از این مکاتب، با وجود دستاوردهای فلسفی، در ارائه ی الگویی جامع برای هدایت عامل اخلاقی ناکام مانده اند. بر پایه ی مبانی انسان شناختی و معرفت شناختی اسلام، به ویژه نظریه ی فطرت در اندیشه ی علامه طباطبایی، اخلاق نه مجموعه ای از الزامات بیرونی، بلکه فرآیندی درونی، تدریجی و هویت ساز تفسیر شد. روش پژوهش، «تحلیل استعلایی–مقایسه ای» بود که بر اساس آن، پنج مؤلفه ی بنیادینِ وظیفه ی اخلاقی شامل توانمندی اخلاقی و واقع گرایی، اراده ی مسئولانه، تثبیت منش، زمینه مندی فرهنگی–اجتماعی و تعامل عقلانی میان اصول، پیامدها و منش شناسایی گردید. یافته ها نشان داد که سیر سه مرحله ایِ خودسازی اسلامی (تزکیه، تهذیب و جهاد اکبر) می تواند وظیفه ی اخلاقی را از سطح الزام صوری به تعهد وجودی ارتقا دهد. بر این اساس، الگوی پیشنهادی با تلفیق عقلانیت، معنویت و عاملیت اخلاقی، افق تازه ای برای بازسازیِ نظری و تربیتیِ اخلاق اسلامی گشوده و می تواند زمینه ی تقویت سرمایه ی معنوی و پرورش انسانِ خودآگاه، مسئول و فضیلت مدار را فراهم سازد.