برگزاری دو نوبت آزمون سراسری در یک سال مستلزم ساخت نسخه های جایگزین و همترازسازی نمرات آن ها است. همترازسازی نسخه های جایگزین نیازمند برقراری الزامات خاصی است. در آزمون های سرنوشت ساز به علت مسائل امنیتی امکان اجرای آزمایشی سؤال ها وجود ندارد. این مطالعه باهدف بررسی برقراری الزامات همترازسازی نسخه های جایگزین نوبت های اول و دوم آزمون سراسری گروه زبان خارجی انگلیسی سال 1402 انجام شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نوع روان سنجی که بر اساس تحلیل ثانویه داده ها انجام شده است. بدین منظور از بین کلیه داوطلبان گروه آزمایشی زبان انگلیسی سال 1402، از نوبت اول 13091 و از نوبت دوم 19915 داوطلب به صورت تصادفی انتخاب و داده های مربوط به آزمون های اختصاصی گروه آزمایشی زبان های خارجی (انگلیسی) اجراشده در دی ماه 1401 و تیرماه 1402 تحلیل شده است. میانگین ضرایب دشواری و تشخیص دو نوبت آزمون نزدیک به هم گزارش شده است. برقراری الزام سازه یکسان دو نوبت آزمون، با نتایج تحلیل عاملی تک بعدی، مقایسه عملکرد زنان و مردان و رابطه نمره آزمون با معدل دبیرستان مورد تائید قرار گرفت. همچنین الزام پایایی یکسان نیز بررسی و میزان آن در هر دو نوبت آزمون 95/0 بود. همترازی نسخه های جایگزین مستلزم رعایت الزاماتی است که برآورد قضاوتی دشواری سؤال ها و استفاده از جدول مشخصات آزمون می تواند به طراحان در ساخت نسخه های جایگزین کمک کند. به منظور برقراری الزامات و همچنین طراحی سؤال هایی با دشواری مشابه رهنمودهایی ارائه شده است.
این پژوهش با هدف مقایسه روشهای شناسایی کنش افتراقی سؤال در مدلهای تشخیصی شناختی بر روی سؤالات درس زبان انگلیسی آزمون کارشناسی ازشد مجموعه روانشناسی بر اساس جنسیت انجام شد. نمونه تحقیق شامل 2455 داوطلب زن و 919 داوطلب مرد بود که در آزمون کارشناسی ارشد مجموعه روانشناسی سال 1396 شرکت کرده بودند. مدل تشخیصی شناختی G-DINA با داده ها برازش داده شد. کنش افتراقی سؤالات با سه روش آزمون والد، آزمون نسبت درستنمایی و آزمون نسبت درستنمایی بازبینی شده بررسی شد. نتایج این سه روش توافق متوسطی در تشخیص کنش افتراقی سؤال داشتند. دو روش مبتنی بر درستنمایی می توانند در کنار روش والد برای شناسایی کنش افتراقی سؤال به کار روند. بر اساس نتایج 16 سؤال دارای کنش افتراقی بودند. بیشتر سؤالات دارای کنش افتراقی سؤال یکنواخت به نفع مردان بودند. سؤالات دارای کنش افتراقی غیریکنواخت برای افراد مسلط به نفع مردان و برای افراد غیرمسلط به نفع زنان عمل می کردند. توصیه می شود مطالعات تکمیلی برای بررسی وجود سوگیری و علت آن در سؤالات دارای کنش افتراقی سؤال انجام شود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگیهای پایه و محتوایی مؤثر در پاسخگویی به سؤالهای درس ریاضی کنکور سراسری گروه انسانی بر اساس رویکرد شناختی و تبیین میزان دشواری سؤالها بر اساس این شایستگیها است.
روش پژوهش: پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی اجرا شد و چند جامعه داشت. جامعه نخست، دانشجویان سال اول دانشگاه بودند که 6 نفر انتخاب شدند. جامعه دیگر شامل متخصصان موضوعی و طراحان سؤال بود که 8 نفر بهصورت هدفمند و با رویکرد تنوع حداکثری انتخاب شدند. آخرین جامعه آماری، پاسخنامه شرکتکنندگان در دو نوبت آزمون سراسری 1402 بود. برای نوبت اول 71730 و نوبت دوم 79221 به صورت تصادفی انتخاب گردید.
یافتهها: با بررسی شیوه تفکر بلند دانشجویان، پیشینه پژوهش و کتابهای درسی ریاضی گروه انسانی توسط متخصصان موضوعی و طراحان، 13 شایستگی پایه و 6 شایستگی محتوایی شناسایی شدند. شایستگیهای کاربرد قواعد جبری و مسائل چندمرحلهای پرکاربردترین شایستگیها در نوبت اول بودند و در نوبت دوم درک پیچیدگی سوال پرکاربردترین شایستگی بود. شایستگیهای پایه 56% ، شایستگیهای محتوایی 31% و مجموع هر دو شایستگی 64% درصد واریانس دشواری سوالات را تبیین میکردند.
نتیجهگیری: شایستگیهای پایه و محتوایی در مقایسه با روشهای مرسوم در پیشبینی دشواری سوالات پیش از اجرا، عملکرد بهتری دارند و استفاده از آنها در ساخت آزمون سراسری میتواند به کمینه کردن تفاوت دشواری سوالهای دو نوبت و عادلانه بودن آزمون کمک کند.