احمد حمداللهی اسکویی

احمد حمداللهی اسکویی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
پست الکترونیکی: ac.hamdollahi@azaruniv.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

مقایسه تحلیل های ارسطو و فرگه از «گزاره حملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارسطو فرگه اجزاء گزاره حملی مقایسه و تطبیق موضوع و محمول تابع و متغیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۳۴۰
پرسش اصلی پیش روی این مقاله این است که چه تفاوت ها یا شباهت های مهمی میان تحلیل های ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؟ بر اساس دیدگاه مشهور و رایج، ارسطو گزاره حملی را به سه جزء موضوع، محمول و رابطه تحلیل می کند؛ درحالی که در اندیشه فرگه، گزاره حملی به دو جزء متغیر (بخش اسمی) و تابع (بخش محمولی) تحلیل می شود؛ لذا این دو تحلیل، به کلی متفاوت از یکدیگرند و هیچ شباهت قابل ملاحظه ای میان آن ها وجود ندارد. من در مقاله ای دیگر استدلال کرده ام که در اندیشه ارسطو گزاره حملی در تحلیل منطقی، برخلاف تحلیل زبانی، همواره به دو جزء اصلی موضوع و محمول تجزیه می شود. در اینجا نشان داده ام با پذیرش و مبنا قرار دادن این تحلیل آشکار می شود: اولاً شباهت های مهمی میان تحلیل های ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؛ 1) هر دو تحلیل، دوجزئی است 2) ارسطو هم مانند فرگه «گفته شدن به چیزی دیگر» را ویژگی اساسی محمول می داند. ثانیاً و درعین حال، این دو تحلیل تفاوت های مهم و سرنوشت سازی با یکدیگر دارند؛ 1) ارسطو «گفته شدن به چیزی دیگر» را صرفاً ویژگی ذاتی جایگاه «محمول» می داند؛ اما فرگه آن را نه تنها ویژگی ذاتی «تابع» بلکه ویژگی ذاتی مفاهیم کلی که در جایگاه تابع قرار می گیرند، هم می داند و بر همین اساس 2) فرگه برخلاف ارسطو معتقد است مفاهیم کلی از نظر منطقی هرگز نمی توانند موضوع قرار گیرند. این دیدگاه فرگه مبتنی بر قول به «تمایز بنیادی شیء و مفهوم» است. بنابراین، ریشه اصلی تفاوت های میان این دو تحلیل را باید در همین قول جستجو کرد..
۲.

تأملی در «فایده و ضرورت» معرفت شناختی بحث های «منشأ تصورات و مفاهیم»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منشأ تصورات و مفاهیم معرفت شناسی هیوم فلسفه جدید غرب فلسفه اسلامی معاصر فایده و ضرورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۵۵۲
در دوره هیوم و بعد از آن، به واسطه برخی از آراء و دیدگاه های او این انگاره در ذهن و فکر برخی از اندیشمندان شکل گرفته است که تبیین نحوه پیدایش تصورات و مفاهیم یک راه و بلکه تنها راه برای احراز اعتبار معرفت شناختی (واقع نمایی) آن هاست؛ بدین معنا که «اگر نتوانیم نحوه پیدایش یک مفهوم را تبیین نماییم، آن مفهوم فاقدِ اعتبار معرفت شناختی خواهد بود». با پذیرش این انگاره، سرنوشت مسائل بسیار مهمی همچون امکان علم و امکان مابعدالطبیعه به بحث «منشأ تصورات و مفاهیم» گره می خورد و بدین ترتیب این بحث شأن و جایگاه فوق العاده ای پیدا می کند. ردّ پای این انگاره در فلسفه اسلامی معاصر نیز، کم یا بیش، قابل مشاهده است. من در مقاله پیش رو این انگاره را به چالش کشیده و کوشیده ام با اقامه استدلال هایی نشان دهم؛ تضمین اعتبار معرفت شناختی و واقع نمایی یک تصور یا مفهوم، بیش و پیش از هر چیزی در خودِ آن تصور یا مفهوم نهفته است که در تطبیق آن با واقعیت آشکار می شود و بر همین اساس تبیین نحوه پیدایش تصورات و مفاهیم اولاً تنها راه، ثانیاً بهترین و کوتاه ترین راه برای احراز اعتبار معرفت شناختی و واقع نمایی آن ها نیست و دشواری های قابل توجهی در بطن خود دارد. اگر این ادعا صحیح باشد، آنگاه نتایج بسیار مهمی بر آن مترتب خواهد شد. از جمله؛ 1) گره زدن سرنوشت علم و مابعدالطبیعه به بحث درباره منشأ تصورات و مفاهیم امری نادرست و یک اشتباه معرفتی-تاریخی است و بنابراین 2) بحث درباره منشأ تصورات و مفاهیم، آن فایده و ضرورت معرفت شناختی ای را که برخی اندیشمندان برای آن قائل شده اند، ندارد.
۳.

تحلیل روند شکل گیری و اهمیت یافتن مسئله «منشأ تصورات و مفاهیم» در دوره جدید فلسفه غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منشأ تصورات و مفاهیم دوره جدید فلسفه غرب عقل گرایی عقل گرایان تجربه گرایی تجربه گرایان تصورات فطری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۶۳۴
مسئله «منشأ تصورات و مفاهیم» یکی از مهم ترین و اصلی ترین مسائل مطرح در دوره جدید فلسفه غرب به شمار می رود. من در مقاله پیش رو تلاش کرده ام تحلیلی از روند شکل گیری و اهمیت یافتن این مسئله در این دوره ارائه کنم. در این تحلیل نشان داده ام: گام اول در شکل گیری این مسئله طرح ایده تصورات فطری از سوی عقل گرایان دوره جدید بوده است که بیشتر به اقتضاء برخی از مبانی و دیدگاه های مابعدالطبیعی ایشان و نه لزوماً در پاسخ به پرسش صریح و مستقلی به نام منشأ تصورات و مفاهیم، صورت پذیرفته است. در این مرحله، هرچند پرسش از «منشأ تصورات و مفاهیم» به نوعی مطرح شده است، اما هنوز به عنوان یک مسئله جدی و مستقل ظهور و بروز نیافته است. در گام دوم، جان لاک باهدف رد و انکار ایده تصورات فطری اولین بار به طور صریح و مستقیم پرسش از «منشأ تصورات و مفاهیم» را مطرح می کند و به طورجدی و مفصّل به بحث درباره آن می پردازد. دفاع دوباره لایبنیتس از ایده تصورات فطری در مقابل حملات لاک، برای اولین بار موجب شکل گیری صریح دوگانه عقل گرایی (فطری گرایی) و تجربه گرایی می شود و بدین ترتیب این بحث اهمیت ویژه ای می یابد. در گام سوم و نهایی، هیوم خواسته یا ناخواسته با گره زدن سرنوشت مسائل بسیار مهمی همچون امکان علم و امکان مابعدالطبیعه به تبیین «منشأ تصورات و مفاهیم»، موجب می شود این مسئله ارزش و اهمیت فوق العاده ای پیدا کند؛ ارزش و اهمیتی که پیش ازآن هرگز نداشته است.
۴.

بررسی سه جزئی یا دو جزئی بودن تحلیل ارسطو از قضیه حملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارسطو اجزای گزاره حملی اسم (موضوع) فعل (محمول) رابطه نظریه تعویض پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۸ تعداد دانلود : ۴۵۲
هدف اصلی نوشتار حاضر بررسی و تبیین دو جزئی یا سه جزئی بودن تحلیل ارسطو از گزاره حملی و نقد برخی آرا و دیدگاه های مطرح در این زمینه است. در این مقاله کوشیده ایم با استناد به آثار ارسطو نشان دهیم: اولاً از دیدگاه ارسطو، هرچند تحلیل زبانی گزاره حملی می تواند دوجزئی یا سه جزئی باشد، اما در مقام تحلیل منطقی، گزاره حملی همواره از دو جزء اصلی اسم (موضوع) و فعل (محمول) تشکیل می شود و نسبت یا رابطه، به دلیل گنجانده شدن در معنای فعل (محمول)، جزء مستقلی به شمار نمی آید و بر همین اساس نسبت دادن تحلیل سه جزئی گزاره حملی به ارسطو، به عنوان یک تحلیل منطقی، نادرست است؛ ثانیاً برخلاف بعضی آرا و دیدگاه ها، ما در آثار منطقی ارسطو با دو تحلیل متفاوت از گزاره حملی مواجه نیستیم و مبنای بحث های وی درباره «قیاس» در آثار منطقی متأخرش (تحلیلات اولیه) همان تحلیل دوجزئی ای است که وی در آثار منطقی اولیه اش (درباره عبارت) به دست داده است. روش اصلی ما در این پژوهش، رجوع به متن سخنان ارسطو، و در موارد لازم مفسران و پیروان یا منتقدان ارسطو؛ دقت و تأمل در آنها؛ و تحلیل، استنباط و نتیجه گیری بر اساس آنها بوده است.
۵.

تحلیل انتقادی مغالطه سوم از «مغالطات عقل محض» کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کانت مغالطات عقل محض مغالطه سوم نفس (من) اینهمانی شخصیت ناسازگاری منطقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۶ تعداد دانلود : ۴۸۶
کانت در مغالطه سوم از مغالطات عقل محض بر آن است که نشان دهد شناخت اینهمانی و شخصیت نفس امکان پذیر نیست و استدلالی که مدعی اثبات اینهمانی و شخصیت نفس است، یک استدلال مغالطی است. اما سخنان و توضیحاتی که وی در این باره ارائه کرده است، تا حدود زیادی پیچیده و مبهم است. در اینجا کوشیده ایم اولاً با تأمل دقیق در این توضیحات و با عطف توجه به سایر آراء و دیدگاه های اساسی کانت، تصویر نسبتاً دقیقی از دیدگاه وی در مورد این به اصطلاح مغالطه بدست دهیم؛ ثانیاً و در ضمن آن به نقد و ارزیابی این دیدگاه بپردازیم. تحلیل و بررسی دقیق توضیحات کانت نشان می دهد وی از یک سو بر اینهمانی نفس به عنوان یک حقیقت تحلیلی و بطور پیشینی معتبر تصریح و تأکید می کند، اما از سوی دیگر و در عین حال هدف اصلی و تمام تلاش او این است که نشان دهد اینهمانی تحلیلی و بطور پیشینی معتبرِ نفس یک اینهمانی عینی نیست و بر همین اساس با استناد به آن نمی توان مدعی شناخت اینهمانی و شخصیت عینی نفس شد. حاصل ارزیابی ادعاهای اصلی کانت درباره مغالطه سوم این است که به دلیل تعارضات و ناسازگاری هایی که میان این ادعاها با برخی از دیدگاهها و مبناهای اساسی فلسفه وی وجود دارد، وی نمی تواند به نحو سازگار و منطقی شناخت اینهمانی و شخصیت عینی نفس را انکار نماید.
۶.

نقد و بررسی دیدگاه «تأخر شناخت حضوری نفس از برخی شناختهای حصولی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس شناخت حضوری شناخت حصولی تقدم و تأخر فیلسوفان صدرایی اندیشمندان معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۳۶۰
از دیدگاه فیلسوفان صدرایی معاصر (علامه طباطبایی و استاد مطهری)، در مراحل پیدایش و حصول گونه های مختلف شناخت برای انسان، شناخت حضوری نفس بر هرگونه شناخت حصولی مطلقاً تقدم دارد و پیدایش هرگونه شناخت حصولی برای انسان بعد از آنست که نفس نسبت به خودش شناخت حضوری پیدا کرده باشد. برخی اندیشمندان در ایران معاصر نقطه مقابل این دیدگاه را مطرح و ادعا نموده اند که شناخت حضوری نفس، فرع حصول و بدست آوردن برخی شناختهای حصولی است؛ بعبارت دیگر، شناخت حضوری نفس متأخر از برخی شناختهای حصولی است. اما بررسی و تحلیل دقیق این دیدگاه نشان میدهد: اولاً، استدلال یا استدلالهای مطرح شده برای آن، خالی از مغالطه نیست و مدعای مذکور را اثبات نمیکند. ثانیاً، این دیدگاه با شرایط لازم و کافی برای تحقق شناخت حضوری، در تناقض است. به همین دلایل، چنین دیدگاهی نمیتواند مورد قبول باشد.
۷.

صورت بندی و ارزیابی استدلال کانت بر نفی «امکان شناخت نظری نفس»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس شناخت کانت شهود فاهمه امکان شناخت نفس امکان مابعدالطبیعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
با توجه به آرا و دیدگاه های کانت، استدلال وی بر عدمِ «امکان شناخت نفس از طریق نظری» را می توان این گونه صورت بندی کرد: «1. کثرات شهود حسی از نفس («من» اندیشنده) داده نمی شود؛ 2. هر چیزی که کثرات شهود حسی از آن داده نشود، شناخت ناپذیر خواهد بود؛ نتیجه: نفس شناخت ناپذیر است». این استدلال از نظر صوری معتبر است و اگر نفس را به عنوان من اندیشنده یک امر صرفاً استعلایی و غیرتجربی بدانیم، نتیجه آن، البته صرفاً در محدوده معنای کانتی از شناخت، به طور مطلق صادق و معتبر خواهد بود؛ اما ابهام و ناسازگاری موجود در دیدگاه کانت درباره نفس یا من، نتیجه استدلال او را حتی در محدوده معنای کانتی از شناخت، مخدوش و نامعتبر می سازد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان