زهرا جهانبخشی

زهرا جهانبخشی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

Predictors of Loneliness in Girls: Perceived Parenting Styles and Parent-Child Conflict Resolution Tactics(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۲۶۲
Objective: The present study aimed to predict loneliness based on the perceived parenting styles and parent-child conflict resolution tactics in adolescent girls.Methods: The research used a descriptive-correlational method. The research participants included girls aged 14 to 18 in the lower and upper secondary schools of the east of Tehran in the academic year of 2021-2022. A total of 267 samples were selected using multi-stage cluster sampling. The participants responded to the Loneliness Scale (UCLA) by Russell (1996), the Parental Authority Questionnaire (PAQ) by Buri (1991), and the Parent-Child Conflict Scale by Fine, Moreland & Schwebel (1983), which were presented online by teachers and researchers.Results: Based on the data analysis results, authoritative parenting style(R=-.341) at the level (p <.01).  inversely and authoritarian parenting style directly (R=.339) at the level (p <.01) predicted loneliness. Among conflict resolution tactics, reasoning inversely(R=-.180) at the level (p <.01), verbal aggression (R=.359) at the level (p <.01), and physical aggression (R=.223) at the level (p <.01) directly predicted loneliness. Additionally, the perceived parenting style and parent-child conflict resolution tactics greatly affected loneliness in adolescent girls.Conclusion: Teaching authoritative parenting style and conflict resolution tactics prevented loneliness. Meanwhile, the development of interventions and ensuring parental participation had a significant effect on the reduction and prevention of loneliness.
۲۲.

پیش بینی اقدام به خودکشی بر اساس درد روانی، نیازهای بین فردی و فشار همسالان در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی اقدام به خودکشی بر اساس درد روانی، نیازهای بین فردی و فشار همسالان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان شهر رشت در سال 1400 بود که از بین آن ها 250 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس درد روانی اشنیدمن (1993)، نیازهای بین فردی جوینر و همکاران (2006)، اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016) و پرسشنامه محقق ساخته فشار همسالان بودند و داده ها با همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که بین درد روانی، ادراک سربار بودن و فشار همسالان با اقدام به خودکشی رابطه معنی داری وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که که درد روانی و تعلق پذیری خنثی قادر به پیش بینی اقدام به خودکشی در دانش آموزان می باشد (05/0>P). اما سهم درد روانی در پیش بینی اقدام به خودکشی در دانش آموزان بیشتر بود. نتیجه گیری:. می توان نتیجه گرفت که کاستن از درد روانی دانش آموزان و بالا بردن میزان تعلق و ارزشمندی آنها از طریق درگیر کردن انها در فعالیت های معنادار و تعاملات انسانی می تواند باعث کاهش میزان خودکشی در آنها شود
۲۳.

تدوین و اعتباریابی زوج درمانی خردمدار و مقایسه اثربخشی آن با زوج درمانی هیجان مدار بر همدلی شناختی-عاطفی در زوجین با تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی زوج درمانی خرد مدار و مقایسه اثربخشی آن با زوج درمانی هیجان مدار بر همدلی شناختی-عاطفی در زوجین با تعارضات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل نابرابر و همراه با پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زوجین با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره مکث، به روزان و بهسا راز شهر تهران در تابستان و پاییز سال 1402 بودند. در مرحله اول به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 24 زوج با نمره 115 و بالاتر در پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی ذاکر و همکاران (1387) انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 8 زوج) و یک گروه کنترل (8 زوج) جایگزین شدند. سپس زوجین گروه های آزمایش تحت زوج درمانی خردمدار و زوج درمانی هیجان مدار قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) ثنایی ذاکر و همکاران (1387) و مقیاس همدلی اساسی (BES) جولیف و فارینگتون (2006) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر همدلی شناختی-عاطفی زوجین با تعارضات زناشویی داشته اند (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار تاثیر بیشتری نسبت به زوج درمانی خردمدار دارد (0/05>P). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو زوج درمانی، تقدم استفاده در کاهش مشکلات زوجین با تعارضات زناشویی با زوج درمانی هیجان مدار است.
۲۴.

نقش میانجی نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روان شناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۶۶
مقدمه: افزایش قابل توجه میزان طلاق، پژوهشگران را برآن داشته تا برای پیدا کردن عوامل تاثیرگذار و راه حل های مناسب جهت مقابله با این آشفتگی ها و پریشانی های ناشی از آن اقدام کنند. کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد تشکیل می دادند که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره مورد تایید دادگستری مراجعه کرده بودند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس خانواده اصلی، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر و مقیاس نیاز به تعلق بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در آستانه طلاق، می توان از مداخلات مبتنی بر دلبستگی و تغییر نگرش افراد نسبت به روابط خانواده مبدأ خویش و تخلیه هیجانی نسبت به آن ها استفاده کرد.
۲۵.

Examining the Effectiveness of Wisdom-Based Couples Therapy on Sense of Coherence, Cognitive-Affective Empathy, and Emotion Regulation in Conflicted Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of wisdom-based couples therapy on the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples. Methods: The research method was quasi-experimental, utilizing a pre-test–post-test design with a control group and follow-up. The statistical population included all couples with less than five years of marital life in Tehran who sought counseling at Andisheh, Athena, and Golchin Raz counseling centers during the summer and fall of 2023 to improve their intimate relationships. For sample selection, an announcement regarding session formation and initial registration conditions was disseminated to clients and consulting colleagues for referrals. After registration, eligible couples were selected through an initial interview based on the inclusion criteria. A total of 40 individuals were selected using convenience sampling and were randomly assigned to an experimental group (n = 20) and a control group (n = 20). Notably, each group consisted of eight couples experiencing conflict. The research instruments included the Marital Conflicts Questionnaire (Barati & Sanai, 1996), the Sense of Coherence Scale (Antonovsky, 1993), the Empathy Scale (Baron-Cohen, 2004), and the Emotion Regulation Scale (Williams et al., 1997). Descriptive statistics (charts, tables, frequency, percentage, mean, variance, etc.) were used to organize, summarize, and present the collected data. To test the research hypotheses, repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests were employed for pairwise comparisons among research groups. Data analysis was conducted using SPSS version 24. Findings: The results indicated that wisdom-based couples therapy significantly influenced the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples. Conclusion: Based on the research findings, it can be concluded that wisdom-based couples therapy contributes to the improvement of the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples.
۲۶.

نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۰۹
کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی با پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد بود که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره صلاحیت دار مراجعه می کردند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مقیاس مثلث سازی یوسفی و بهرامی (1394)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2002) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو-20 (1994) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری به روش همزمان استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد. در نتیجه با افزایش مثلث سازی، ناگویی خلقی افزایش و در نهایت منجر به افزایش پریشانی روانشناختی و پیشروی بیشتر به سمت طلاق می شود. بنابراین پیشنهاد شد که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در حین طلاق، بر روی کاهش مثلث سازی و ناگویی خلقی آن ها تمرکز شود.
۲۷.

اثربخشی مداخله آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن بر صمیمیت جنسی و احساس تنهایی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
صمیمیت جنسی و احساس تنهایی از مؤلفه های تأثیرگذار در کیفیت روابط زناشویی به شمار می روند. احساس تنهایی می تواند بر توانایی زوجین برای ایجاد ارتباط عاطفی عمیق تأثیر منفی گذاشته و زمینه ساز فاصله گیری هیجانی میان آن ها شود. در مقابل، صمیمیت جنسی نقش مهمی در سلامت روان، بهزیستی فردی و سازگاری میان زوجین دارد و تقویت آن می تواند به بهبود کیفیت زندگی مشترک و افزایش رضایت زناشویی منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش غنی سازی زندگی زناشویی دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل فقط پرسشنامه های پژوهش را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مذکور تأثیر معناداری در افزایش صمیمیت جنسی (F=5.53, P<0.05) و کاهش احساس تنهایی (F=41.76, P<0.05) داشته و اثربخشی آن پس از دو ماه نیز ماندگار بوده است.
۲۸.

رابطه بین دلبستگی ناایمن و احساس تنهایی در مادران کودکان نوپا: نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان و تعدیلگر خودکارآمدی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجیگری تنظیم هیجان و تعدیلگری خودکارآمدی زناشویی در رابطه بین ابعاد دلبستگی و احساس تنهایی با روش کمی-توصیفی از نوع همبستگی (مدل معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه پژوهش کلیه مادران کودک نوپا تک فرزند شهر تهران در سال 1403 بود حجم نمونه با استفاده از نرم افزار power* G تعیینگردید ابزار گرداوری داده ها پرسش نامه های احساس تنهایی دیتوماسو و همکاران (2004)، ابعاد دلبستگی کولینز و رید (1990)، خودکارآمدی زناشویی لوپز و همکاران (2007) ، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) بودند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد اثر تعاملی خودکارآمدی با دلبستگی ایمن بر تنهایی معنادار است ۰٫۰31 =. P بصورتی که در افراد با خودکارامدی بالاتر از میانگین رابطه دلبستگی ایمن بر تنهایی منفی تر است. سه مسیر دلبستگی دوسوگرا ،خودکارآمدی ،ارزیابی مجدد (0.01 P< , ۰٫066-=β)، دلبستگی دوسوگرا ،خودکارآمدی ،سرکوبی (0.01 P< , ۰٫069-=β)ومسیر دلبستگی دوسوگرا، خودکارآمدی ، تنهایی معنادار بودند (0.01 P< , ۰٫135=β) این الگو نشان می دهد دلبستگی دوسوگرا با کاهش خودکارآمدی همراه است و کاهشِ خودکارآمدی به طور غیرمستقیم با افزایش تنهایی ارتباط دارد . اثر میانجگری سرکوبی و ارزیابی مجدد در رابطه دلبستگی و تنهایی تایید نشد. اما سرکوبی اثر مستقیم بر تنهایی داشت. نتایج نشان میدهد که خودکارآمدی زناشویی و سبک های دلبستگی نقش مهمی در تنهایی دارندو سرکوبی عامل خطر بین فردی است بنابراین طراحی مداخلاتی که همزمان بر تقویت خودکارآمدی زناشویی، کاهش سرکوبی و افزایش امنیت رابطه ای تمرکز دارندمهم هستند.
۲۹.

عوامل مرتبط با شکل گیری احساس تنهایی در زنان: یک مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه: سلامت روان زنان، سنگبنای اساسی برای جامعه ای پویا و پایدار است. زنان، نه تنها قلب تپنده خانواده ها، بلکه معماران آینده از طریق تربیت نسل های نو هستند. کم توجهی به سلامت روان آنها، زنگ خطری برای پویایی و بقای کل جامعه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان انجام شد. روش: مرور نظام مند اسناد، در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا مردادماه ۱۴۰۳ در چهار پایگاه داده های داخلی و بین المللی Magiran ,SID , PubMed و Scopus انجام شد. از بین ۵۵۹ مقاله اولیه بازیابی شده، در نهایت ۱۹ پژوهش، وارد مطالعه گردید. یافته ها: عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان در سه طبقه فردی (شامل نشانه های جسمانی، هیجانی، معنایی اعتقادی)، عامل خانوادگی(شامل موارد ارتباطی،عاطفی، جنسی) و عامل محیطی اجتماعی (شامل مسائل فرهنگی، حمایتی، شغلی و تحصیلی) دسته بندی کرد. دربخش نشانه های جسمانیِ عامل فردی مواردی نظیر بروز و تشدید نشانه های بیمارهای جسمانی، خستگی مفرط، بی اشتهایی، خواب ناکافی، در بخش علائم هیجانی (مواردی نظیر پرخاشگری، زودرنج بودن، اضطراب، نشخوار ذهنی) و در بخش علائم معنایی اعتقادی (مواردی نظیر بی هدفی، بی معنایی در زندگی؛ فقدان احساس خودارزشمندی؛ نداشتن اعتقاد به ارزش های الهی؛ نبود معنویت و باورهای دینی در زندگی)، بودند که نبود معنویت و بی معنایی در زندگی در این بین، برجسته تر بود و در اکثر کشور های جهان مثل ایران، هند، ژاپن، چین، کانادا و کشور های اروپایی، بررسی ها نتایج مشترکی را نمایان می ساخت. در بخش علائم خانوادگی، مسائل ارتباطی تأثیر عمیق تری دارد و این مؤلفه، در کشور های درحال توسعه مانند ایران و شیلی بیشتر دیده می شود. در بخش علائم اجتماعی، مسائل شغلی در کشور های توسعه یافته همچون: نروژ، کانادا، ایتالیا و اسپانیا، نقش پررنگ تری در احساس تنهایی ایفا می کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان اولاً بر حسب شرایط فرهنگی و اجتماعی و جغرافیایی متفاوت است؛ثانیاً زنان برحسب شرایط و نقش هایی که دارند می توانند احساس تنهایی را از زوایای متفاوتی تجربه کنند. به نظر می رسد درسطح کلان، شکل گیری و تشدید احساس تنهایی بیمارگونه، و به تبع آن انزوای اجتماعی، به عنوان یکی از بحران های پردامنه بشر امروز، قابل ارزیابی است؛ این امر را می توان برهم کنشِ علل و عوامل متعددی نظیر گرایش به فردگرایی افراطی، رواج اندیشه های مادّی گرایانه و به ویژه غفلت از ارتباط معنادار با خداوند و رویکردهای ایمانی و الهیاتی دانست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان