نمادپردازی آوایی در شعرهای نیمایی مهدی اخوان ثالث برپایه دیدگاه هینتون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
121-153
حوزههای تخصصی:
نمادپردازی آوایی، به نشانه های زبانی خاصی می پردازد که رابطه میان دال و مدلول بیش از آنکه قراردادی باشد، برآمده از نوعی رابطه طبیعی است. اگرچه، بنا بر اصل بنیادین سوسوری قراردادی بودن رابطه میان دال و مدلول، همچنان معتبر است ولی مطالعات دیگری نیز صورت گرفته که نشان می دهند برخی روابط معنادار میان تعدادی از دال و مدلول های زبانی وجود دارد که به نظر می رسد عوامل شنیداری، دیداری، مجاورت، توالی خاص واج ها و... نیز در ایجاد برانگیختی معنایی و نسبت میان دال و مدلول نقش ایفا می کنند. به ویژه متون ادبی از این عوامل برای ایجاد تصاویر ادبی و انتقال معنا به مخاطب بسیار سود می جویند. هینتون و همکاران (1994) در تحلیل ارتباط میان صورت و معنا، هر نوع ارتباط انگیخته میان نشانه و معنا را نمادپردازی آوایی نامیده و بر اساس میزان انگیختگی، آن را به چهار گونه عینی، تقلیدی، ترکیبی و قراردادی تقسیم نموده اند. در این پژوهش، شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) بر اساس دیدگاه هینتون مطالعه قرارگرفته است و در کنار آن، با قدری گسترش معنایی، اصطلاح «نمادپردازی آوایی» برای هرگونه هم نشینی یا مجاورت نشانه های آوایی به کاررفته است که به ایجاد یک معنای ضمنی، فراتر از رابطه مستقیم دال و مدلول، انجامیده است. به شیوه تحلیلی و آماری، واژگانی که دارای ویژگی انگیختگی بوده اند، از سه دفتر اصلی شعر اخوان (زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا) استخراج و تحلیل شده است، و همچنین با بررسی شواهدی از دفترهای دیگر شعر نیمایی اخوان، تغییری در نتایج مقاله دیده نمی شود.