مجتبی آراسته

مجتبی آراسته

مدرک تحصیلی: استادیار برنامه ریزی شهری و منطقه ای، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۰ مورد از کل ۳۰ مورد.
۲۱.

شناسایی و تحلیل متغیرهای کلیدی موثر بر توسعه ساختار فضایی روابط بندر-شهر، مطالعه موردی: بندر-شهر دبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بندر - شهر دبی تحلیل اثرات متقاطع ساختار فضایی نرم افزار MICMAC

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۷۴
امروزه به دلیل تفاوت و تنوع عملکرد بنادر، نقش بنادر تغییر نموده و همین موضوع موجب ایجاد تغییرات قابل توجه در نحوه توسعه فضاهای شهری و همچنین تغییرات ساختاری در روابط میان بنادر و شهرها شده است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تبیین متغیرهای کلیدی موثر بر توسعه ساختار فضایی روابط بندر-شهر دبی است. روش پژوهش مبتنی بر الگوی تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از تکنیک روش تحلیل اثرات متقاطع است. شیوه نمونه گیری، هدفمند بوده و از نرم افزار Micmac برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مدل مفهومی پژوهش در چهار عامل اصلی قابل دسته بندی است: عوامل پیشران یا تأثیرگذار، عوامل دووجهی، عوامل وابسته یا تأثیرپذیر، و عوامل مستقل. متغیری همچون " درآمد، هزینه و سرمایه-گذاری در شهر-بندر " ذیل عامل پیشران، متغیری همچون "وجود تجهیزات و زیرساخت های پیشرفته حمل ونقل چندوجهی در بندر" ذیل عامل دووجهی، متغیری همچون " کیفیت محیط زندگی و شهرسازی مطلوب" ذیل عامل تأثیرپذیر، و متغیری همچون " حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار شهر–بندر" ذیل عامل مستقل طبقه بندی می شوند. مجموعه این عوامل ساختار فضایی روابط بندر و شهر دبی را شکل داده و الگوی توسعه سریع این منطقه کلان شهری را با توزیع هدفمند درآمدهای ناشی از تجارت و گردشگری رقم زده است.
۲۲.

Comparative Analysis of Urban Construction Patterns in Historical district and Spontaneous Settlements (Case Studies: Historical District in Yazd and Baghshater District in Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: tradition modernity adopt historical zone of Yazd familial residential pattern Baghshater spontaneous settlement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۵
Investigation on modern history of urban planning in Iran shows that there are three approaches in the subject under discussion: “Modernism and Westernism”, “Traditionalism and anti-Westernism”, and “Adopt and Adapt”. Proponents of the first approach believe in encouraging methods to use the external concepts. The second, is the idea about ​​cultural and religious values, ​​thereby everything with nontraditional orientation is rejected. In the third approach the thinkers believe that if the parts of tradition are synthesized by modernity, culture and religion can adapt themselves with the development. The purpose of this study is to evaluate the adaptation of traditional urban design patterns of Islamic-Iranian cities in incompatible district of new Iranian cities (spontaneous settlements) and to focus on the application of the third approach in the current situation of Iranian cities. On this basis, the method of comparative analysis has been applied to survey the differences and similarities between historical districts and spontaneous settlements. Studies show that there are rather similarities among physical - spatial parameters (such as structural and environmental criteria) between the two types of districts; because both of these residential districts formed as organic structures that are unstable against unexpected risks and earthquake. However, there are the differences between these two types of districts in organized and formed periods. Despite historical districts that have been consolidated and organized during hundreds of years, spontaneous urban textures formed quickly and without any plan and planning. Meanwhile, the historical districts have usually integrated townscapes and unique materials such as clay, bricks or stone, while this character (integrated townscape and unique materials) never have been seen in the spontaneous settlements. There are similarities in economic and socio- cultural characteristics between residents in the two the types of districts. The residents living in poor economic condition, but under a very strong socio-capital and traditional beliefs; There can be seen several socio-cultural and particularly religious characteristics in people of historical residential districts that are similar with the spontaneous residential places, such as “strong relationship among families, friends”, “hospitality”, “mutual relationship among family members”, strong religious beliefs and the needs for privacy and security. However, these communities are different in some principles such as quality of life and spatial and physical qualities especially in favorable and beautiful urban landscapes. So it can be extracted and adopted excellent principles from traditional and historical districts and adapt them to the inappropriate modern urban districts. With regard to the existence of these similarities, we explain applicable principles of the spatial characteristics and designing quality in the historical district of Yazd to apply in Baghshater District in Tehran as a spontaneous settlement. Findings show that we can use several solutions to reconstruct this zone included: 1) land readjustment as the suitable solution in Baghshater District with regard to the familial residential pattern in historical zone of Yazd such as Fahadan District. 2) Focusing on the traditional concept of mutual relationship in residential houses. 3) Emphasizing on the hierarchy of The entrances and exits of the residential units.
۲۳.

بررسی نقش سازمانهای مردم نهاد در بهبود تاب آوری سکونتگاه های غیر رسمی شهر ارومیه در برابر پاندمی کووید- 19(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی سازمان های مردم نهاد (NGOs) کووید- 19 شهر ارومیه

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۳۳
آسیب های ناشی از بحران جهانی بیماری کرونا، شهرها و مدیریت شهری را با وضعیت دشواری رو به رو کرده است. درجه و شدت این آسیب ها در اسکان های غیررسمی به دلیل خصوصیات و ویژگی های کمی و کیفی پایین این مناطق بیشتر است. هدف اصلی تحقیق حاضر  بررسی نقش سازمان های مردم نهاد در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی شهر ارومیه در برابر پاندمی کووید- 19 است. روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی_تحلیلی با رویکرد کمّی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سازمان های مردم نهاد فعال در شهر ارومیه با زمینه فعالیتی مقابله با کووید-19 بوده است. شیوه نمونه گیری تحقیق نیز به صورت تصادفی ساده و به روش قرعه کشی است. داده ها و اطلاعات گردآوری شده در این پژوهش، با استفاده از آمار توصیفی میانگین و آزمون های کولموگروف_اسمیرنوف و فریدمن در نرم ا فزار Spss تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که میزان نقش و فعالیت سازمان های مردم نهاد برای ارتقای تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی شهر ارومیه در برابر کووید-19 در مؤلفه اجتماعی_فرهنگی با میانگین 3.66 متوسط رو به بالا، در مؤلفه اقتصادی_معیشتی با میانگین 2.95 متوسط رو به پایین و در مؤلفه کالبدی_محیطی با میانگین 3.11 در حد متوسط بوده است. بدین منظور پیشنهاد می شود با توجه به تأثیری که بیماری فراگیر کووید-19 بر اقتصاد و گسست سرمایه اجتماعی شهروندان ساکن در سکونتگاه های غیررسمی می گذارد، سازمان های مردم نهاد تمرکز خود را بر روی جذب حمایت های اقتصادی و اجتماعی بخش های دولتی، عمومی و خصوصی قرار دهند. همچنین لازم است توجه ویژه ای به ارائه مشوق ها و بسته های حمایت مالی برای حفاظت از سلامت و امنیت اقتصادی و اجتماعی مردم ساکن در این سکونتگاه ها شود.
۲۴.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مشارکت مردمی در فرایند مدیریت شهری (مطالعه موردی: محلات سنگی و شکری شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت مردمی مدیریت شهری تحلیل عامل اکتشافی بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
افزایش مشارکت شهروندان در فرایند مدیریت شهری می تواند تأثیر قابل توجهی در ارتقاء سرمایه اجتماعی و اثربخشی سیاست های اجرایی مدیران شهری و حفاظت از آزادی ها و منافع شهروندان داشته باشد. اهمیت اعمال مشارکت مدنی شهروندان در فرایند مدیریت شهری به قدری است که با کاربست آن می توان جنبه های مختلفی از مشروعیت، عدالت، اثربخشی در سیاست گذاری و اجرا و حفاظت از منافع داخلی را فراهم نمود. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مشارکت مردم با مدیریت شهری بوشهر است. ماهیت پژوهش ازنظر هدف همبستگی و ازنظر روش، از تکنیک ها و فنون کمّی استفاده شده است. در این راستا، نمونه ای به حجم 200 نفر با روش نمونه گیری هدفمند از میان ساکنان دو محله ی سنگی و شکری شهر بوشهر انتخاب شده اند. به منظور دستیابی به هدف پژوهش از روش تحلیل عاملی اکتشافی و مدل رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان 23 شاخص مشارکت، 5 عامل «مداخله فعالانه»، «احساس اثربخشی در مشارکت»، «اعتماد و تعامل»، «مراقبت از محیط» و «مسئولیت پذیری اجتماعی» قابل شناسایی هستند. نتایج مدل رگرسیونی نیز نشان می دهد عوامل «اعتماد و تعامل»، «مداخله فعالانه» و «مراقبت از محیط» به ترتیب بیشترین تأثیر را بر مشارکت اهالی محله دارند. درنهایت به منظور ارتقاء مشارکت و مسئولیت پذیری بیشتر ساکنین این دو محله و سایر شهروندان بوشهر می توان به راهکارهایی همچون «آشنایی و اطلاع رسانی به مردم با شرح وظایف معاونت های مختلف شهرداری در جهت کاهش مراجعه مستقیم به شخص شهردار«، راه اندازی سامانه الکترونیکی شفافیت و نظارت مستقیم مردم بر تمام درآمدها و هزینه های شهرداری»، «فعال سازی شورایاری ها در نظارت بر پروژه های شهری» و «تشویق خیرین به توسعه پروژه های عام المنفعه» اشاره نمود.
۲۵.

تحلیل ابعاد مختلف حقوق شهروندی از دیدگاه شهروندان بررسی میدانی: محدوده پیرامونی خیابان کارگر شمالی و مرکز قلب تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قانون اساسی حقوق شهروندی رضایت از کیفیت زندگی همبستگی تحلیل محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
اساساًحقوقشهروندیبرسهاصلحقوقمدنی،حقوقسیاسیوحقوقاجتماعیبنیاننهادهشدهوازارکاناصلیحقوقبشرمحسوبمی-شود. موارد بسیاری در عدم رعایت حقوق شهروندی دخیل هستند اما به نظر می رسد یکی از اصلی ترین موارد، نارضایتی شهروندان از فضای جاری حاکم بر زندگی شخصی و تعمیم آن به فضای عمومی و شهری است. هدف از انجام این تحقیق، استخراج تعاریف "حقوق شهروندی" از دیدگاه خود شهروندان است.برای رسیدن به این هدف، در بخش اول از روش ضریب همبستگی پیرسون به منظور تبیین میزان همبستگی میان متغیر "عدم رعایت قوانین" با سایر متغیرهای تعریف شده و در بخش دوم از روش تحلیل محتوای کیفی، به منظور استخراج نکات اصلی پیرامون ابعاد حقوق مختلف شهروندیاستفاده شده است.مطالعات تحقیق نشان می دهد مهمترین عامل موثر در رفتار ناهنجار شهروندان و پیروی نکردن از قانون، نارضایتی از شرایط روحی – روانی حاکم بر فضای ذهنی شهروند است. شرایطی که مربوط به فضای خصوصی فرد است و می تواند به فضای عمومی منتقل شود و موجب بروز رفتار نامناسبی از شهروند شود و حق دیگر شهروندان را تضییع کند. از سوی دیگر، در بخش دوم تحقیق یافته ها نشان می دهد تعریف حق شهروندی در میان طیف های گوناگون، متفاوت است و در میان هر طیف، منعطف به نیازها و دغدغه های فکری شهروندان است. به نظر می رسد ورود فکری ترسیم کنندگان حقوق شهروندی به میان افکار عمومی جامعه و اصلاح یا وضع قوانین جدید مرتبط با حقوق شهروندی، می تواند کمک قابل توجهی به جریان آموزش همگانی و درونی سازی قوانین و حقوق شهروندی کند.
۲۶.

طراحی الگوی برنامه ریزی راهبردی در توسعه فضاهای رهاشده شهری با استفاده از رویکرد تلفیقی فازی و SWOT؛ نمونه موردی: شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت تاریخی یزد فضاهای رها شده شهری منطق فازی تحلیل SWOT برنامه راهبردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
بافت تاریخی شهر یزد یکی از ارزشمندترین بافت های تاریخی شناخته شده در ایران و شاید در دنیا است. این بافت که در گذشته محل زندگی اقشار اصیل و متمکن شهر یزد بوده، امروزه تبدیل به محل زندگی اقشار عمدتا کم درآمد و اغلب غیر بومی شده است. این امر، روز به روز، این بافت را به سمت فرسودگی کامل نزدیکتر می کند. یکی از نشانه های فرسودگی این بافت، شکل گیری و رشد روزافزون فضاهای رها شده است. این فضاها علاوه بر تشویش مناظر بصری بافت تاریخی، به محل مناسبی برای فعالیتهای نامتعارف اجتماعی و سایر مسائل تبدیل شده و در عین حال، به طور غیر مستقیم، توسعه پراکنده و نامنظم را در زمین های حاشیه ای شهر یزد موجب شده است. این تحقیق، ابتدا مسائل ناشی از وجود این فضاها در بافت تاریخی شهر یزد را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و براساس یافته های تحقیق، برنامه راهبردی برای توسعه این فضاها ارائه می کند. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، بر مبنای تلفیق تکنیک SWOT و منطق فازی است. از این طریق، قطعیت عوامل داخلی و خارجی موثر بر سیستم، به صورت نسبی و بازه ای تغییر می کند. یافته های نهایی چهار راهبرد کلان را برای توسعه این فضاها در بافت تاریخی شهر یزد ارائه داده است.
۲۷.

ارائه چهارچوب نظری مناسب ساختار فضایی بنادر و مناطق پسکرانه ای بر مبنای روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختار فضایی بندر پسکرانه تحلیل محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۷
بنادر را می توان دروازه های اصلی ورود و خروج جریان های فضایی برشمرد. این کانون های فعالیتی، درصورتیکه بتوانند پیوند مناسبی با ساختار فضایی مناطق درون سرزمینی ایجاد کنند، نه تنها می توانند جریان های توزیع کالا را به خوبی هدایت کنند، بلکه نقش موثری در توسعه نواحی پسکرانه ای خواهند داشت. در این میان، تمرکز و تاکید بر مولفه های ساختار فضایی، می تواند موجب رونق تعامل بنادر با قطب ها و توسعه پسکرانه های درون سرزمینی شود. هدف از این پژوهش، شناسایی مولفه های ساختار فضایی و تدوین یک چارچوب نظری مناسب از دیدگاه های مطرح پیرامون ساختار فضایی بنادر- پسکرانه بر مبنای روش تحلیل محتوا است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مجموعه نظریه های ساختارفضایی، شش مولفه قابل شناسایی است که عبارتند از: قلمرو، کانون، محور ارتباطی، سازمان یابی سطوح، تعامل و انتظام. با تلفیق هرکدام از این مولفه ها، ابعاد جدیدی از ساختار فضایی سرزمین روشن می شود که شامل تحرک فضایی، کاربری فضایی و فرم فضایی خواهد بود. تحرک فضایی بر مبنای پیوندها و روابط میان اجتماعات انسانی و کاربری فضایی بر مبنای فعالیت های انسانی و زمین شکل می گیرد. فرم فضایی نیز حاصل برهم کنش این دو بُعد در پهنه سرزمین است که در مقیاس های مختلف به صورت پنهان یا آشکار نمایان می شود. وجود مولفه انتظام آشکار و برنامه ریزی شده در ساختار فضایی یک منطقه، خود عاملی در تبیین بُعد جدیدی تحت عنوان پشتیبانی فضایی است. در حقیقت این بُعد مشخص کننده تفاوت در ساختار فضایی یک منطقه درون سرزمینی با ساختار فضایی بندر- پسکرانه است. وجود فضاهای پشتیبان در مناطق پسکرانه بندرگاهی، بر اساس تصمیم سازی برنامه ریزان فضایی و تصمیم گیری سیاست مداران، می تواند زمینه لازم را برای ورود فضاهای جغرافیایی کمتر توسعه یافته به چرخه انطباق ساختار فضایی مهیا کند. در این حالت چهارچوب نظری جدیدی تحت عنوان چرخه تعامل در ساختار فضایی بندر- پسکرانه و مبتنی بر چهار بُعد ذکر شده بوجود می آید که هدف آن تبیین مدل توسعه فضایی متوازن بندر و مناطق پسکرانه در مقیاس های مختلف است.
۲۸.

سنجش میزان توسعه یافتگی بنادر دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بندر توسعه کرانه ساحلی مدل فوکام مدل مارکوس دریای کاسپین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
  در زنجیره تأمین جهانی، یک بندر دریایی به عنوان بخش مهمی از شبکه بین وجهی، نقشی محوری در پیوند میان؛ صادرکنندگان و واردکنندگان، تسهیل تجارت و توسعه شهر و مناطق پس کرانه ای ایفا می کند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی سطح توسعه یافتگی بنادر در نوار ساحلی دریای خزر و بررسی جایگاه کشورها در این منطقه از جهت تسهیل تجارت و توسعه مناطق پس کرانه ای می باشد. پس از بررسی های کلی و مقایسه عوامل و معیارها، از میان بنادر دریای خزر؛ ۱۲ بندر ( امیرآباد، انزلی، نوشهر، اکتائو، کوریک، ترکمن باشی، باکو، آلات، دوبندی، آستراخان، ماخاچ قلعه و علیا) به عنوان مهمترین بنادر برای تحلیل انتخاب شدند. در مرحله اول با طراحی پرسش نامه ای از نظرات ۸ خبره برای درک میزان اهمیت هر عامل و معیارهای آن در ارزیابی میزان توسعه یافتگی بندر بهره گرفته شد. سپس با کمک روش «فوکام » وزن هر عامل و معیارهای آن محاسبه شد. طبق نظرسنجی صورت گرفته، عوامل برون زای خشکی با وزن ۰.۴۰۴ در انتخاب بندر بیشترین تأثیر را داشت؛ به این معنا که کاربران بندر ممکن است جذابیت بندر را تنها با ویژگی های سنتی مانند زیرساخت بندر و خدمات اندازه گیری نکنند بلکه برای توسعه شبکه های حمل و نقل داخلی و افزایش امکانات پشتیبانی مانند بنادر خشک ارزش قائل شوند. در مرحله دوم ، با استفاده از نتایج پرسش نامه، وزن معیارها محاسبه شد و براساس روش تصمیم گیری چندمعیاره (مارکوس) به رتبه بندی بنادر دریای خزر براساس سطح توسعه یافتگی آن ها اقدام گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بندر آستراخان روسیه با امتیاز ( 0.739) در رتبه اول، بندر باکو آذربایجان با امتیاز (0.705) در رتبه دوم و بندر ماخاچ قلعه روسیه و ترکمن باشی ترکمنستان به ترتیب با امتیاز (0.531 و 0.522) در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. از میان بنادر ایرانی امیرآباد با امتیاز (0.503) به عنوان توسعه یافته ترین بندر ایران در شمال، بندر انزلی با امتیاز (۰.۳00) و بندر نوشهر با امتیاز (۰.۲73) در رتبه های پنجم، هشتم و دهم شناخته شدند .
۲۹.

از بندر تا شهر: درک روابط میان بندر و شهر در حوزه ساحلی دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روابط بندر و شهر شهرهای بندری فعالیت شهری فعالیت بندری دریای کاسپین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۶
بنادر به عنوان مکان های کلیدی در تجارت و شبکه های حمل و نقل، نه تنها دروازه های اقتصادی ملی و منطقه ای محسوب می شوند، بلکه ارتباط متقابل و پویایی با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شهرهای میزبان خود دارند. توسعه بنادر می تواند رشد اقتصادی این شهرها را تقویت کند، اما در عین حال، جهانی شدن و پیشرفت های فناوری، این رابطه را پیچیده تر کرده است. این پژوهش با رویکرد پژوهشی مبتنی بر توصیفی-تحلیلی از نوع کمی به بررسی این روابط پیچیده میان بنادر و شهرهای میزبان آن ها در منطقه دریای کاسپین می پردازد و برای دست یابی به این هدف از روش تصمیم گیری چندمعیاره (فوکام و مارکوس)، همبستگی اسپیرمن و شاخص مرکزیت نسبی بهره می برد. نتایج نشان می دهد که همبستگی مثبتی میان توسعه بندر و رشد شهر وجود دارد، اما نوع این رابطه در شهرهای مختلف متفاوت است. در برخی شهرها، فعالیت بندر بر فعالیت شهر غلبه دارد و شهر برای توسعه، وابسته به بندر است (مانند انزلی، نوشهر، ترکمن باشی، اکتائو و ماخاچ قلعه)، در حالی که در برخی دیگر (مانند باکو)، شهر استقلال اقتصادی خود را حفظ کرده و فعالیت های شهری بر فعالیت های بندری غلبه دارد. این یافته ها نشان می دهد که رویکردهای برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بنادر و شهرهای بندری باید با توجه به ویژگی های خاص هر منطقه اتخاذ شود. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که دولت ها برای تضمین توسعه پایدار، به کاهش اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های بندری، تقویت همکاری های بین مدیران شهری و بندری و تنوع بخشی به اقتصاد شهرهای بندری توجه ویژه ای داشته باشند.
۳۰.

امکان سنجی ایجاد شبکه پیوسته سبزراه با استفاده از ظرفیت مسیرهای پیاده راهی (مطالعه موردی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیاده راه تحلیل شبکه ویکور هم پیوندی شبکه سبزراه شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
یکی از دغدغه های اساسی برنامه ریزان و طراحان شهری، ارتقاء و توزیع عدالت محور سرانه های خدماتی و افزایش کیفیت فضاهای شهری است که کاربری فضای سبز به عنوان عنصری زنده و پویا، نقش مهمی بر عهده دارد. باغات قصرالدشت که بخش اعظم آن در محدوده منطقه شش شهر شیراز قرار دارد، منبع باارزشی در جهت ارتقاء کیفیت محیطی و پوشش فضاهای فراغتی و گردشگری محسوب می شود. طی سال های اخیر شهرداری شیراز اقدام به احداث و توسعه چندین پیاده راه نموده که اگرچه ازلحاظ پوشش سرانه فضای سبز و تأمین نیازهای تفریحی شهروندان، موفقیت هایی داشته اما عدم انسجام و پیوستگی این پیاده راه ها نتوانسته آن گونه که باید، منجر به توسعه شبکه هم پیوند پیاده راه ها گردد. پژوهش حاضر تحقیقی کاربردی است و هدف آن ارائه شبکه هم پیوند سبزراه ها با بهره مندی از ظرفیت مسیرهای پیاده راهی موجود در منطقه شش شهر شیراز است. روش تحقیق تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (تلفیق روش آنتروپی شانون و ویکور) و تحلیل شبکه در محیط GIS است. در همین راستا پهنه ها و کریدورهای مستعد برای ایجاد شبکه پیوسته سبزراهی شناسایی شد. با به کارگیری روش تحلیل شبکه، امکان هم پیوندی کانون ها و کریدورهای شناسایی شده مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس گزینه های موجود از طریق سنجش معیارهای تأثیرگذار بر ایجاد شبکه پیوسته سبزراهی امتیازدهی شد. نهایتاً، از طریق روش تحلیل چند معیاره، گزینه ها رتبه بندی شدند و گزینه شماره2 به عنوان مستعدترین مسیر پیشنهاد شد. گزینه 2 درواقع سه پیاده راه  مهم و محبوب شهر شیراز به نام های رادفر، استاد شجریان و بهشت را به هم متصل می کند. هر سه پیاده راه در عمق یا جداره باغ های قصرالدشت شیراز احداث شده اند و از محبوبیت و ظرفیت مناسبی برای جذب گردشگران برخوردارند. گزینه منتخب با ظرفیت سنجی و مکان یابی هدفمند کریدورهای مستعد ظرفیت پیاده راه سازی، انسجام و هم پیوندی شبکه های سبز پیاده راهی در پهنه های باغ شهری شیراز را تضمین نموده و می تواند نقش مهمی در اهداف توسعه پایدار شهری و ارتقا شورونشاط شهروندان و گردشگران داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان