هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین اختلالات عملکردی مدیران و ویژگیهای شخصیتی آنان با ابعاد روانشناختی سازمان بوده است. نمونه پژوهش حاضر 57 نفر از مدیران ستادی و 171 نفر از کارکنان زیرمجموعه (زیردستان) آنان بود که به روش نمونهگیری تصادفی ساده از میان مدیران و کارکنان زیرمجموعه آنان در شعب سه گانه شرکت ملی پالایش و پخش فراوردههای نفتی ایران در تهران انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، شامل مقیاس تعیین شیوه کُنش رواننژندانه سازمان(سمیع عادل، 1384)، پرسشنامه شخصیتی Neo-FFI (مک کرا و کاستا، 1980) و مقیاس اختلالات عملکردی مدیران (الکورن، 1992) است. شواهد مربوط به روایی و پایایی این مقیاسها حاکی از آن است که این مقیاسها از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردارند. یافتههای این پژوهش که در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شد، نشان میدهد که بین ابعاد روانشناختی سازمان و ابعاد اختلالات عملکردی مدیران و ویژگیهای شخصیتی مدیران رابطه معناداری وجود دارد (05/ p≤ ). همچنین T طبق نتایج تحلیل رگرسیون، اختلال دوری گزینی از اختلالات عملکردی مدیران، قادر به پیش بینی ابعاد روان شناختی نمایشی- افسرده و افسرده- اسکیزوئید؛ و به همراه مهارکنندگی قادر به پیش بینی بُعد اسکیزوئید- پارانوئید شده است.
در بازار رقابتی امروزه در سطح جهانی مدیریت زنجیره تامین دارای اهمیت بسزایی است. مدیریت زنجیره تامین سبز به عنوان یک چارچوب برای بهینه سازی عملکرد زیست محیطی سازمان ها و شرکتها، که امروزه یکی از شاخص های مهم مدیریتی به شمار می رود.هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش سبز بر مدیریت زنجیره تأمین سبز و تأثیر آن بر عملکرد سازمان تعیین گردید. در این راستا یک مدل مفهومی برای این تحقیق طراحی گردید. جامعه آماری پژوهش کلیه کارشناسان و مدیران شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه گیلان بودند. نوآوری پژوهش حاضر این است که با وارد کردن "مسائل سبز" در مدیریت منابع انسانی سبز و مدیریت زنجیره تأمین علاوه بر یکپارچه سازی این دو فرآیند، تأثیر آن را بر عملکرد سازمان نیز بسنجیم. نتایج حاصل از بررسی فرضیات پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل در سطح اطمینان 95% نشان داد آموزش سبز از طریق نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز بر عملکرد سازمان تأثیر گذار است.