رضا اشرف زاده

رضا اشرف زاده

مدرک تحصیلی: استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۷ مورد از کل ۶۷ مورد.
۶۱.

نوآوری سنایی در قلندریات و تأثیر آن بر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۷۵
سنایی شاعر پیشگامی است که مسائل عرفانی را در حوزه غزل و قصیده وارد کرد. سنایی نماینده شعر اخلاقی و عرفانی زمان خویش است. استفاده از مضامین رندانه و مفاهیم قلندرانه چنان جایگاهی دارد که پس از سنایی ، شعرایی همچون عطار و مولوی و حافظ ، آن ها را در شعر خود به کار برده اند. روح خاصی در عرفان سنایی ساری و جاری است که با عرفای قبل و بعد از او تفاوتی دارد به طور مثال قلندر در شعر عطار جلوه های منفی و مثبت دارد اما حکیم سنایی با شیوه ملامتی، از هرچه نام مسلمانی و ظاهری خداپسندانه اما باطنی نفرت انگیز دارد، دوری می کند. خرابات و پیر خراباتی و ویژگی های او دو عنصر مهم در قلندریات سنایی به شمار می رود. از طرفی در تحلیل محتوایی غزلیات عطار هم بسامد مفاهیم ملامتی چشمگیر است. در این گفتار به این معانی و مفاهیم و مقایسه مختصری با غزلیات عطار عارف پرداخته می شود.
۶۲.

رمز و رازهای نبرد اسفندیار با ارجاسب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۹
در فرایند گذر از دوران اسطوره به حماسه، شاهد دگرگونی هایی در مظاهر اساطیری هستیم به طوری که در اسطوره، با تقابل ایزد و اهریمن روبرو هستیم اما این ثنویت، در نمود حماسی خویش، ساختاری منطقی می یابد و به تقابل پهلوان ایرانی با پادشاهی انیرانی مبدل می گردد. اسطوره اژدهاکشی یکی از این موارد است که در شاهنامه، نسج و نمودی حماسی می یابد؛ آن گونه که در اساطیر، اژدها یا موجودی اهریمنی موجب نابودی و سترونی زمین می گردد تا این که فرّه ایزدی، این اژدها یا اهریمن را شکست می دهد و موجب باروری زمین می گردد اما در حماسه رویارویی اسفندیار با ارجاسب اژدهاصفت، پهلوان به دین به عنوان فرّه ایزدی موجب شکست اژدها یا اهریمن شده و پهنه زمین را از سترونی و خشک سالی می رهاند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی در پی اثبات اژدها بودن ارجاسب در خان هفتم اسفندیار و رویارویی پهلوان ایرانی با پادشاهی انیرانی در قالب تقابل ایزد و اهریمن است. در این حماسه، ارجاسب با اسارت خواهران اسفندیار به عنوان مظاهر باروری، موجب خشکسالی می شود. اسفندیار که نمودی ایزدی در اساطیر دارد با شکست ارجاسب اهریمنی موجب آزادسازی آب ها و سرسبزی زمین می گردد. لذا حماسه رویارویی اسفندیار با ارجاسب تورانی، شکل دگردیس یافته اسطوره اژدهاکشی و تقابل خیر و شر به شمار می رود. بازکاوی ژرف ساخت داستان های شاهنامه ما را به شناخت بهتر بن مایه های اساطیر کهن ایرانی رهنمون می سازد.
۶۳.

نماد خورشید در باورهای باستانی و انعکاس مفاهیم آن در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
خورشید ارزش و احترام و تقدسی زیادی نزد مردمان باستان داشت و عنوان خدایی به آن اطلاق می کردند. این ارزشمندی سبب شده است تا به کرات در آثار ادبی و هنری ایرانیان نماد خورشید کاربرد داشته باشد. هدف از نگارش این سطور دریافت اندیشه ها و باورهای آن مردمان در زمینه این پدیده عظیم آسمانی و بررسی تطبیقی آن اعتقادات در شعر سهراب می باشد؛ از این رو نگارنده ابتدا دریچه ای به فراسوی اندیشه های باستانی گشوده و آنگاه به مانایی برخی از آن افکار در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا پرداخته است. سهراب به عنوان شاعری طبیعت گرا که جلوه الهی را در پدیده های آفرینش می بیند، خورشید را به اعتبار رستنگاهش با ادیان مشرق زمین پیوند می زند. توجه خاصی به خورشید و آفتاب دارد و در این توجه به آیین های میترائیسم و بودیسم چشم عنایتی داشته است؛ خصوصاً مهر و نیلوفر. اطلاق نام گردونه، کاشف معدن صبح و مرغ آفتاب نشانه ای از توجه او به آیین های مهر و مزدیسنا می باشد. در این جستار، جایگاه خورشید در ادیان ایران باستان و بازتاب آن اعتقادات در شعر سهراب سپهری و نقش چلیپا به روش تطبیقی تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است.اهداف پژوهش:آشنایی با باورهای ادیان باستان در زمینه خورشید و واکاوی آن در شعر سهراب سپهری.بررسی نقش چلیپا در هنر ایرانی و اسلامی.سؤالات پژوهش:علت تقدس و ارزشمندی و اعتبار خورشید، در میان آریاییان و شعر سهراب چیست؟نقوش چلیپا در هنر ایرانی و اسلامی چه بازتابی یافته است؟
۶۴.

بررسی و تحلیل «بافت زبانی» و «ساخت جمله» در غزلیات مولوی با رویکرد به آراء پالمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۲۳
معناشناسی در جستجوی کشف و پیدایی معناهایی است که در سخن گوینده وجود دارد. برای رسیدن به این معنا و مفهوم، لایه های گوناگونی مورد نظر قرار می گیرد که در این بین، واژه، جمله و بافت زبانی از اهمیت بالایی برخوردار است. مولوی در غزلیات شمس، معانی بسیاری را در سروده های خود انعکاس داده است. با بهره گیری از ظرفیت های معناشناسی می توان این معناها را استخراج کرد و اصلی ترین شگردهای مولوی در تشریح معنا را مورد بررسی قرار داد. این پژوهش با استناد به منابع کنابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. برای ارائه تحلیل های دقیق تر از غزلیات مولوی، از نظریه معناشناسی با تأکید بر آراء پالمر استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که معنا در غزلیات شمس در حوزه جمله، مؤلفه های «قواعد ترکیب پذیری معنایی؛ منطق گزاره ای؛ واقعیت تحلیلی و ترکیبی» در غزلیات شاعر برجسته بوده است. همچنین مشخص شد که واقعیت از نگاه مولوی، از نوع ترکیبی بوده و این امر با توجه به رویکردهای او در غزلیات مبنی بر ستایش افراطی معشوق، بدیهی به نظر می رسد. از دید بافت زبانی، مقوله همنشینی و باهم آیی واژه ها در غزلیات بررسی از مؤلفه های دیگر برجسته تر بوده است.
۶۵.

مضامین صلح اندیشی در شاهنامه های مصور دوره تیموری و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
ادبیات هر سرزمینی تجلی باورها، ارزش ها و فرهنگ آن سرزمین است. مهم ترین و کامل ترین بازتاب فرهنگ کهن ایران را در شاهنامه فردوسی می توانیم ببینیم. شاهنامه یکی از بزرگ ترین آثار حماسی جهان و دربردارنده بخش بزرگی از فرهنگ ارزشمند ایرانی است. نگارنده با روش واکاوی اسناد و تحلیل محتوا دریافته است که فردوسی خردمند، اندیشمندانه کوشیده است که در ضمن بیان حماسی داستان های کهن از مفاهیم و مضامینی استفاده نماید که خواننده شاهنامه با تحلیل و در کنار هم قراردادن آن مفاهیم، خود به کشف حاکمیت نگاه صلح اندیشانه موجود در فرهنگ اصیل ایرانی دست پیدا کند. هدف این پژوهش، بیان مضامینی است که با حضورشان در شاهنامه به بالا رفتن بسامدی نگاه صلح اندیشی در این کتاب سترگ، کمک می کند. این کتاب برخلاف دیگر آثار حماسی جهان که جنگ محور است، دارای نگاه صلح گرایانه و دفاع محور می باشد. همچنین این کتاب می تواند به عنوان آیینه ای از اقتدار، عزت و آزادگی فرهنگ صلح اندیش ایرانیان را به دیگر ملت های جهان نشان دهد؛ از دیگر سو، با حجم بالای مفاهیم صلح مدارانه در شاهنامه به گسترش خوانش و درک بیشتر و بهتر فرهنگ ملی، به افتخارات و باورهای هویتی ایرانیان کمک کند.اهداف پژوهش:بررسی اهمیت کاربست بیان مضامین صلح اندیشی در شاهنامه.بررسی مضامین صلح اندیشی در شاهنامه دوره مصور تیموری و صفوی.سؤالات پژوهش:اهمیت کاربست بیان مضامین صلح اندیشی در شاهنامه چیست؟مضامین صلح اندیشی در شاهنامه دوره مصور تیموری و صفوی چگونه منعکس شده است؟
۶۶.

بررسی عوامل بازدارنده خودشکوفایی بر اساس نظریه راجرز (باگذری بر منطق الطیر عطارو مثنوی مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
تلاش جهت شناسایی ابعاد وجودی انسان، قدمتی بس کهن دارد. در این راستا، هر یک از شاخه های علم، فراخور بن مایه های تئوریک خویش، به واکاوی جنبه ای از مختصات درونی و بیرونی بشر پرداخته اند که دستاورد آن هنوز ناچیز می نماید. راجرز، عطار و مولوی از جمله بزرگانی هستند که محوریت آثارشان مبتنی بر مقوله ی انسان شناسی است. هدف نهایی آن ها نیل انسان به کمال مطلق و تعالی می باشد. در این مسیر عوامل بازدارنده ای چون، ذهن تدافعی، من خود پندار، خود ستیزی، تعلق محوری و انجماد اندیشه انسان را از رسیدن به رستاخیز تکاملی خویش دور می دارد. معرفی علل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر، از طریق بررسی نظریه راجرز و اندیشه عطار و مولوی، مورد اهمیت است که این جستار، به آن پرداخته است. بررسی آثار این بزرگان، به شناسایی ابعاد ناشناخته ی انسان کمک می نماید. روش کاوش فوق (توصیفی - تحلیلی) می باشد. پرسش اصلی این تحقیق، مبین این مسئله است که آیا با تعمق تطبیقی بر نظرراجرز و اندیشه عطار و مولوی می توان عوامل بازدارنده ی خود شکوفایی بشر را شناسایی کرد؟ نتایج آن نشان می دهد که دو مقوله ی روان شناسی و عرفان، تواما قادر به معرفی جنبه های باز دارنده ی وجود آدمی در مسیر وصول به تعالی می باشند.
۶۷.

مقایسه رستم و آشیل ابرپهلوانان حماسی شاهنامه و ایلیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
اساطیر روایات مینوی و قدسی هستند و مربوط به انسان های نخستین می باشند. اسطوره ها در گذر زمان با تکامل فرهنگ و تمدّن بشر، از حالت مینوی خارج شده به صورت حماسه متحوّل می شوند. حماسه شعر بلند روایی است که به توصیف دلاوری هاو پهلوانی های افراد برجسته یک ملّت می پردازد. ایلیاد و شاهنامه به عنوان دو اثر شاهکار حماسی طی قرن ها می درخشند. در ایلیاد آشیل به عنوان ابرمرد حماسی، جایگاه ویژه ای در پیروزی سپاه یونان در برابر تروا دارد و رستم نیز در نقش ابرمرد حماسی شاهنامه، حصاری استوار در برابر دشمنان ایران است. این پژوهش به مقایسه و بررسی شخصیّت آشیل و رستم به عنوان دو پهلوان حماسی می پردازد و کنش ها و خویشکاری های همسان و ناهمسان آنان را با استناد به شواهدی از ایلیاد و شاهنامه بیان می دارد. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی با ابزار کتابخانه ای بوده و داده ها از منابع مکتوب گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که کنش ها و عملکرد هر دو پهلوان در پیشبرد حماسه یونان و ایران تاثیر بسزایی دارد و بدون حضور آنان پیروزی بر دشمنان قابل تصور نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که رستم با خصوصیّاتی چون «یگانه پرستی»، «عشق بی نهایت به وطن»، «نرم خویی» و «اطاعت بی چون از شاهان» فراتر از آشیل می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان