مطالب مرتبط با کلیدواژه

پساساختارگرایی


۸۱.

کاربرد رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری برای بهبود کیفیت تدریس (مطالعه موردی: طرح ۵)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی پساساختارگرایی کیفیت آموزش اعتبار یابی الگو طرح معماری 5

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری به منظور بهبود کیفیت تدریس، با تمرکز بر درس «طرح معماری ۵» است. با توجه به چالش های موجود در ساختار سنتی آموزش طراحی، این مطالعه تلاش دارد تا با بهره گیری از مبانی پساساختارگرایی، زمینه های تحول در محتوای آموزشی، فرایند تدریس و نقش آفرینی دانشجویان را شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش حاضر کیفی و  با استفاده از راهبرد فراترکیب مبتنی بر تحلیل مضمون تدوین شده است. به منظور بررسی پیشینه نظری مرتبط با رویکرد پساساختارگرایی در طراحی معماری،جست وجویی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی مانند: (Scopus، Web of Science، ScienceDirect،  SID و ( Noormags در بازه زمانی 1960 تا 2024 انجام شد. از میان 325 سند شناسایی شده، پس از ارزیابی محتوایی و علمی، 96 سند که بیشترین ارتباط با اهداف پژوهش داشتند انتخاب و اطلاعات آن ها برای تدوین مبانی نظری و تقویت تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت.جهت تحلیل داده ها در روش تحلیل مضمون از نرم افزار ATLAS.ti و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مؤلفه های کلیدی آموزش مبتنی بر رویکرد پساساختارگرایی از طریق مطالعات نظری و مصاحبه استفاده شده است.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دانشگاه سراسری شیراز است که با روش نمونه گیری هد فمند 6 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رویکرد پساساختارگرایی از طریق تأکید بر چندمعنایی، بازاندیشی، خودبیان گری، و زمینه مندی فرهنگی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس، افزایش خلاقیت طراحی و توانمندسازی دانشجویان در فرآیند تولید معنا در پروژه های معماری منجر شود. نتایج همچنین بیانگر ضرورت بازنگری در برنامه درسی طرح ۵ و توجه به ساختارشکنی در طراحی تمرین ها و شیوه ارزیابی است. این پژوهش می تواند الگویی نوین برای بهبود آموزش طراحی معماری فراهم سازد.
۸۲.

واکاوی در مفاهیم و مولفه های واسازی دریدا در نسبت با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واسازی ژاک دریدا پساساختارگرایی معماری واساز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
در این پژوهش انواع تعامل های جریان فلسفی واسازی با معماری را مطالعه می کنیم. پرسش های اصلی پژوهش این است: چگونه و با چه نسبت هایی واسازی و معماری ارتباط می یابند؟ چه مولفه هایی از واسازی در معماری کاربست پذیر است؟ چگونه و بر اساس چه مفاهیم یا مضامینی از فلسفه واسازی بازنگری در الگوهای سنتی معماری ممکن می شود؟ با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه تفسیر می کوشیم به پرسش ها پاسخ دهیم. نتیجه اینکه از مؤلفه های برجسته حاصل برقراری نسبت معماری و واسازی می توان به متافیزیک حضور، تفاووت، ردپا، حاضربودگی، منع بازنمایی، پارادوکس ها، اشاره کرد که اغلب کاربردی در معماری داشته است. تکه تکه شدن و گسستگی، ابهام و چندگانگی، بر هم زدن انتظارات مرتبط با مصالح و بافت پیچیدگی زمانی و مکانی؛ بازتفسیر متنی با زیرسوال بردن قراردادهای هنجاری و قرار دادن در بافت های جدید، از جمله پیشنهادهای این پژوهش برای اجرای واسازی در معماری سنتی است. ترکیب معماری سنتی ایرانی-اسلامی با نظریه واساز به ایجاد فضایی پویا و چندلایه منجر می شود که مرزهای سنتی فرم، عملکرد و ساختار را به چالش می کشد. این رویکرد، با به چالش کشیدن الگوهای سنتی، ساختارها و سازه های پیشین، در معماری کمک می کند درک عمیق تری از تنوع و پیچیدگی فرهنگی و تاریخی بسط واسازی در معماری داشته باشیم.
۸۳.

نسبت زبان-قدرت-رخداد در اندیشه نیچه و هایدگر و پیامدهای فلسفی-سیاسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیچه هایدگر قدرت - زبان - رخداد پساساختارگرایی پسامدرنیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
نیچه و هایدگر مواجهه ای فلسفی انتقادی با مدرنیته داشته اند.از منظر هستی شناسی و معرفت شناسی آنها خود را پست مدرن معرفی نمی کنند،اما اندیشه های آنان قالب های ساختارشکنانه ای برای پست مدرنیسم و پساساختارگرایی به وجود آورد. مقاله حاضر نشان می دهد چگونه نیچه و هایدگر با واسازی مفهوم زمان بنیانهای فکری و فلسفی رایج را دگرگون می کنند و نسبت درهم تنیده میان قدرت-زبان-رخداد ایجاد می کنند.آنها با ایجاد شک و تردید در بنیان های اندیشه متافیزیکی، یعنی جوهرگرایی و سوژه مدرن تلاش کردند تا فلسفه را در پیوند با زندگی تفسیر و تحلیل کنند.آنها با بهره گیری از مفهوم حرکت (شدن) چرخشی فهم و تفسیر ما از جهان را تغییر می دهند. بدین معنا که زندگی را به مثابه رخدادی در حال نو شدن می بینند. نتیجه این که از منظر آنان رخدادها نه امری بیرونی نسبت به زبان-قدرت بلکه درونی آن هستند و بدین سان نقش بنیادین در تثبیت و یا تغییر معرفت تاریخی دارند؛ یعنی در درون زبان-قدرت رخدادها به مثابه امکان صورتبندی جدیدی از حقیقت ممکن می شود. بر همین اساس می توان ضدمتافیزیک گرایی تاریخی را یکی از مهمترین پیامد چنین نسبتی دانست که در اندیشه های متفکران پساساختارگرایانه و پسامدرن از جمله، فوکو، دریدا و رورتی خود را پدیدار می سازد.