مطالب مرتبط با کلیدواژه

علم پیچیدگی


۱.

علم پیچیدگی و خط مشی گذاری عمومی:آیا رهنمودهایی برای اندیشمندان و اندیشه ورزان خط مشی عمومی دارد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دولت خط مشی عمومی نظام های پیچیده علم پیچیدگی نظر به نظم در بی نظمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۷۵
علم پیچیدگی علم مطالعه نظام های پیچیده است. فهم و تبیین رفتارهای نظام های پیچیده اجتماعی مسلتزم طراحی معادلات غیر خطی است که پارادیم های کنونی حاکم بر علوم اجتماعی قدرت آن را ندارند. این نظام ها دارای خواصی هستند که روش شناسی های جاری نمی توانند آنها را مورد مطالعه قرار دهند. خط مشی عمومی به عنوان یک نظام پیچیده را می توان از نگاه علم پیچیدگی مورد مطالعه قرار داد. در این مقاله نویسنده تلاش دارد با تحلیل نظام های پیچیده، ضرورت شکل گیری علم پیچیدگی را توجیه، ویژگی های نظام های پیچیده را واکاوی و دلالت های ضمنی این علم برای خط مشی گذاری عمومی را تحلیل کند.
۲.

مبانی فلسفی نظریه سیستم های پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رئالیسم معرفت شناسی هستی شناسی تقلیل گرایی علم پیچیدگی سیستم های باز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۲۱ تعداد دانلود : ۲۶۱۸
علم نوین پیچیدگی در دهه 1970 به عنوان یک نهضت فکری ظهور کرد. هدف آن تغییر مبانی اندیشه علمی و فراتر رفتن از اندیشه تقلیل گرا و خطی بود. رهیافت پیچیدگی در پی آن است که هرگونه سیستمی را مورد تبیین قرار دهد. برتالنفی یکی از چهره های اصلی و بنیانگذار مبحث سیستم های پیچیده بود. او صورتبندی نظریه سیستم ها را تغییر داد. او معتقد بود سیستم های زنده برخلاف سیستم های مکانیکی ذاتا ًباز هستند. برتالنفی دیدگاه معرفت شناسی خود را چشم اندازگرایی می نامد؛ زیرا به نظری وی هیچ گونه شناختی نمی تواند همه واقعیت را درک نماید، بلکه تنها می تواند بخشی از واقعیت را در چارچوب مدل های کمابیش مناسب بازتاب دهد. دیدگاه برتالنفی به نوعی ضد تقلیل گرایی است که این، هم تقلیل گرایی مکانیستی و هم تقلیل گرایی حیات گرایانه را شامل می شود.
۳.

علم پیچیدگی و مدیریت دولتی: مرور حوزه ای دانشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرور حوزه ای اداره امور عمومی علم پیچیدگی خط مشی گذاری عمومی

تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
 در دو دهه گذشته، توجه به مفهوم علم پیچیدگی و پژوهش های آن در مدیریت دولتی افزایش یافته است. علم پیچیدگی، به بررسی میان رشته ای سیستم های پیچیده  می پردازد و در پی فهم و تبیین این سیستم ها است. بر این اساس، مدیریت دولتی به عنوان اداره ی سیستم های پیچیده در بخش دولتی به واکاوی بسیاری از مطالعات علم پیچیدگی پرداخته است. با این حال، بررسی حوزه ای از پژوهش های علم پیچیدگی در مدیریت دولتی، برای هدایت پژوهش های بیشتر در این زمینه انجام نشده است. هدف از این مرور حوزه ای توصیف و تحلیل مطالعات متمرکز بر علم پیچیدگی در مدیریت دولتی، جهت استخراج تصویری کلی از دامنه، عمق و وسعت پژوهش ها در این زمینه است. از منظر روش شناختی، از روش مرور حوزه ای توسعه داده شده توسط آرکسی، اُمَلی و لواک استفاده شده است. مطالعات مرتبط، با انجام جستجوی الکترونیکی در 5 پایگاه داده پژوهشی شناسایی شدند، که 32 مقاله با معیارهای ورودی مرور حوزه ای مطابقت داشتند. کانون اصلی پژوهش های بررسی شده شامل: استفاده از نظریه پیچیدگی به عنوان ابزاری مفهومی و کاربردی برای مدل سازی مسائل مدیریت دولتی، رفتار عوامل، تصمیم گیری عمومی، حکمرانی شبکه ای، کاربرد نظریه پیچیدگی به عنوان چارچوبی تحلیلی برای بررسی پیامدهای بخش دولتی می شوند. دیدگاه های بدیع و رویکردهای روش شناختی متنوع تر، که بر موضوعات موثر تعمیم پذیری یافته ها توجه می کنند، می توانند دانش ما در این زمینه را گسترش دهند.
۴.

بررسی امکان بازخوانی فلسفه علم پیچیدگی با استفاده از فلسفه هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هگل علم پیچیدگی دیالکتیک نوخاستگی خودسازمان دهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
این پژوهش با تمرکز بر نسبت سنجی میان فلسفه هگل و علم پیچیدگی نگاشته شده است. درحالی که علم پیچیدگی غالباً به عنوان حوزه ای تجربی و مدل محور شناخته می شود، این نوشتار بر آن است که نشان دهد چگونه بنیان های فلسفی اندیشه هگل می توانند چارچوبی مفهومی برای فهم عمیق تر از پدیده های پیچیده فراهم آورند. روش کار، تحلیل تطبیقی مفاهیم کلیدی دو حوزه با اتکا به متون اصلی هگل و شارحان او از یک سو و آثار نظریه پردازان برجسته علم پیچیدگی از سوی دیگر می باشد. با تحلیل مفاهیمی چون «دیالکتیک»، «روح مطلق»، «مکر عقل»، «درون ماندگاری» و «واسطه مندی» در اندیشه هگل، و تطبیق آن ها با اصولی نظیر علیت صعودی و نزولی، خودسازمان دهی، نوخاستگی و تعامل اجزاء در سامانه های پیچیده، در مقاله نشان داده شد که میان این دو حوزه تقارن ها و هم پوشانی های معناداری وجود دارد. نوآوری پژوهش در ارائه خوانشی هگلی از پیچیدگی و صورت بندی نسبت های نااندیشیده میان این دو حوزه می باشد. در نهایت، استدلال می شود که فلسفه هگل می تواند بستری نظری برای ارتقای درک مفهومی از علم پیچیدگی فراهم سازد و راه را برای پژوهش های میان رشته ای در این زمینه هموار کند.