مطالب مرتبط با کلیدواژه

سامان سیاسی


۱.

مفاهیم، کارگزاران و سامان سیاسی در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه مفاهیم کارگزاران اندیشه ی سیاسی : فردوسی سامان سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۹ تعداد دانلود : ۶۸۷
فردوسی شاهنامه را با هدف احیای هویت ایرانی و ارائه ی سامان سیاسی بدیلی سرود که یادآور مجد و عظمت از دست رفته ی ایران باشد. از این رو لایه ی درونی یا هسته ی مرکزی شاهنامه، که در نهانگاه، کلیت و جامعیت آن نهفته، متضمن اندیشه ی سیاسی فردوسی و توضیح حکومت آرمانی وی بر پایه ی عناصر پادشاهیِ ایرانشهری است. سیاست در اندیشه ی فردوسی معطوف به تدبیر امر دنیا است اما مبنایی قدسی دارد. مفاهیم اصلی آن عبارتند از: یزدان، فرَه ایزدی، خِرد و داد. کارگزاران سیاست که عمل برگزیدن یک خط مشی و اجرای آن را برعهده دارند شامل شهریار، پهلوان و موبد می شوند. اینان با ابتنای بر آن مفاهیم، در پی تحقق سامان سیاسی آرمانی در ایرانشهر هستند. این سامان با قرار دادن یزدان قادر بر فراز کیهان و اعطای قدرت مطلق به شهریار بر روی زمین و تابانیدن فره ایزدی بر وی شکل می گیرد. امّا شهریار برای آن که بتواند همچو یزدان در کیهان بر خرد و داد حکم براند و دادگری کند باید از مشاوره و رای پهلوانان و موبدان بهره جوید. اگر چنین کند فره در وی مستدام و بر سریر قدرت بماند. اما اگر پند دانندگان نشنود فره از او رخت برمی بندد و از سریر قدرت سقوط می کند. به باور فردوسی بازگشت به این سامان سیاسی چاره ی بحران هویت ایرانی و رهایی ایران از استیلای بیگانگان است.
۲.

سامان سیاسی و زندگی کوچ نشینی در ایران: از برآمدن افشاریان تا برافتادن قاجارها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسکان عشایر ایل سامان سیاسی کوچ روی یکجانشینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۱
این مقاله به بررسی تأثیر سامان سیاسی بر تحولات شیوه زندگی کوچ روی در ایران از دوران افشاریه تا اواخر قاجار می پردازد. هدف اصلی، تبیین علل و زمینه های مؤثر بر فرازوفرود کوچ نشینی در دوره زمانی تقریباً دویست ساله تاریخ معاصر ایران است. دهه های آغازین این دوره با رشد چشمگیر کوچ نشینی همراه بوده و دهه های پایانی به ویژه در اواخر دوره قاجار، به طور چشمگیری از زندگی کوچ روی کاسته شده و بر زندگی یکجانشینی افزوده می شود. پرسش اصلی پژوهش این است که آیا کوچ روی در دوره مورد مطالعه بیشتر تحت تأثیر عوامل جغرافیایی و محیطی بوده است یا اینکه عوامل سیاسی و اجتماعی نقش تعیین کننده تری در رونق یا افول آن و گرایش کوچ نشینان به یکجانشینی داشته اند؟ فرضیه پژوهش بر نقش مسائل سیاسی در آهنگ زندگی کوچ نشینی به یکجانشینی و برعکس آن تکیه دارد. روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و داده های آن ازطریق روش اسنادی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه کوچ روی در نگاه اول انتخابی آگاهانه برای سازگاری با شرایط محیطی است؛ بااین حال، گسترش آن در دوره زمانی مورد مطالعه بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی بوده است. از یک سو، ضرورت فتوحات نظامی و نیاز به ایجاد پایگاه های مستحکم در مناطق تازه فتح شده، مهاجرت گروه هایی از مردم را به همراه داشت، از سوی دیگر، فشارهای مالیاتی و سیاسی حکومت ها بر ساکنان یکجانشین، آنان را به سوی کوچ روی و جست وجوی مناطق امن تر سوق می داد. در مقابل، ایجاد امنیت، ثبات سیاسی، تداوم حکومت ها و گسترش بازرگانی، زمینه را برای رشد و توسعه زندگی یکجانشینی فراهم می کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در دوره افشاریه تا اوایل دوره قاجار، به دلیل ناامنی های گسترده و سیاست های حکومتی، کوچ نشینی رو به افزایش گذاشت؛ اما در دهه های پایانی سده نوزدهم، با برقراری نسبی امنیت، گسترش دیوانسالاری، رشد بازرگانی برآمده از ادغام بازار ایران در نظام اقتصاد جهانی، تا حدی روند یکجانشینی و اسکان عشایر شتاب گرفت.
۳.

مناسبات سامان سیاسی نظام حکمرانی دوره شاه عباس اول صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفویه تمرکز قدرت تعاملات سامان سیاسی پایداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
نظام صفوی با مرگ شاه طهماسب، دچار یک دهه بحران عمیق و بی سابقه جانشینی توأم با هرج ومرج و نابسامانی شد. بحرانی که به لحاظ خشونت ورزی های بی حد داخلی و ناتوانی حفظ قلمرو از دست درازی دشمنان، حکومت را به سمت ناامنی سوق و بقای آن را در معرض خطر قرار داد. اقدام قبیله استاجلو در به تخت نشاندن شاه عباس، پس از تقابل و تلاش برای مشارکت سران قزلباش، هرج ومرج را خاتمه داد. مسئله عمده نظام حکمرانی دوره شاه عباس (996-1038ق)، پس از تجربه ناخوشایند یک دهه آشوب، برقراری امنیت با هدف بقا و دوام نظام صفویه بود. دستیابی به این مهم نیازمند سازوکارهایی غیرشخصی بود که توان مرزبندی و مهار قدرت سیاسی را ممکن کند. فرایند سامان سیاسی مذکور که بر مناسبات و تعاملات دوره شاه عباس حاکم بود، با تعامل فرادستان ممکن و به تدریج تحکیم و تثبیت شد و تعهدات را به قواعد تبدیل کرد. مهار قدرت به مرور، عوامل اخلال سامان دهی سیاسی را رفع و موجب اطمینان بخشی و پایداری و تمایز حکومت شاه عباس شد. پرسش اصلی نوشتار به چرایی دلایل، عناصر و پیامد سیاسی و اجتماعی مؤثر بر سامان سیاسی و مناسبات و تعاملات دوره می پردازد. فرض بر این است که سامان سیاسی، غیرشخصی و محصول تعامل فرادستان بود. روش تبیین تاریخی و تکوینی به کاررفته، با بررسی سازوکار فرایند وقایع تلاش می کند تا با این رویکرد به بازنمایی دوره بپردازد.