مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
دریای سیاه
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخ ایران نشان می دهد که چگونگی دسترسی به دریا و اجرای حاکمیت بر آب های آزاد، همواره یکی از برنامه های مهم در سیاست خارجی دولت های حاکم بر این کشور بوده است. موقعیت جغرافیایی ایران و همجواری یا نزدیکی به دریا در شمال و جنوب، برای دوت های حاکم بر ایران این امکان را فراهم می کرد تا علاوه بر حفظ امنیت دفاعی خود، نقش فعالی در روند گسترش تجارت بین المللی ایفا کنند.
دولت ایلخانان مغول در قرن هفتم قمری/سیزدهم میلادی، در سرزمین پهناور ایران مستقر شد که از جیحون در شرق تا فرات در غرب و از کرانه جنوبی دریای سیاه در شمال تا خلیج فارس در جنوب گسترده بود. این دولت با اجرای سیاست دریایی در مناسبات خارجی، توانست یکی از بازیگران اصلیِ تجارت بین المللی در اواخر قرون وسطی شود. مؤلفه های این سیاست دریایی عبارت بودند از: حاکمیت بر قفقاز و انتخاب آذربایجان به عنوان تختگاه؛ حاکمیت بر بین النهرین برای سلطه بر راه های تجاری دریای سرخ و اقیانوس هند؛ نفوذ در آناتولی و آسیای صغیر برای در اختیار گرفتن بنادر جنوبی دریای سیاه. اجرای سیاست دریایی توسط ایلخانان، پیامدهای مهمی به همراه داشت که مهم ترین آن ها کنترل راه های بازرگانی شرق و غرب و رقابت با اردوی زرین و ممالیک، ارتباط مستقیم با دولت های تاجرپیشه حوزه مدیترانه و همچنین، گشایش راه بازرگانی طرابوزان به هرمز و از آنجا به اقیانوس هند و دریای چین که این امر در تاریخ تجارت بین المللی، از رویدادهای بزرگ به شمار می رود.
این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، نقش سیاست دریایی ایلخانان را در تحولات تجارت دریایی شرق و غرب بررسی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ایلخانان با بهره گیری از موقعیت جغرافیایی ایران و دیپلماسی فعال، نه تنها در مقابل اتحادیه ای از رقیبان و دشمنان منطقه ای ایستادگی کرده، بلکه در اتصال حوزه های تجارت دریایی مدیترانه و دریای سیاه و اقیانوس هند نقش اساسی ایفا کردند.
رقابت های روسیه با ناتو و آمریکا در دریای سیاه و پیشنهادهای رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵
139 - 164
حوزههای تخصصی:
حوزه ژئوپولیتیک دریای سیاه در سال های اخیر، به کانون مهم رقابت میان روسیه با اعضای ناتو به ویژه آمریکا تبدیل شده است که واکاوی ابعاد مختلف این رقابت حائز اهمیت است. هدف این مقاله بررسی پیامدهای حاصل از این رقابت ها در دریای سیاه است که به روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نظریات «سازه انگاری» و «نظم جهانی» انجام شده است. یافته ها نشان می دهد حمایت غرب و آمریکا از انقلاب های رنگین در گرجستان و اوکراین، دعوت از آن ها برای پیوستن به ناتو، پذیرش عضویت کشورهای شرق اروپا در این سازمان در کنار ماجراجویی های نظامی موجب شده تا روسیه با درک تهدیدهای امنیتی از ناحیه ناتو و آمریکا، حضور نظامی خود را در این پهنه آبی استراتژیک تقویت کند. حمایت مسکو از اعلام استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در پی جنگ با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در سال 2014 و استقرار سامانه های موشکی در کالینینگراد از جمله اقدامات بازدارنده مسکو در حوزه دریای سیاه است. در مجموع می توان گفت رقابت روسیه با ناتو و آمریکا در دریای سیاه بیشترین تأثیر را از حیث تشدید مسابقات تسلیحاتی به دنبال داشته و این حوزه استراتژیک را به بستری بالقوه برای مناقشات بیشتر در آینده تبدیل کرده است.
حقوق روشن در دریای سیاه: انعطاف و قابلیت پیش بینی معیارهای تحدید حدود مرزهای دریایی در رأی دیوان بین المللی دادگستری در مورد رومانی اُکراین (2009)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۷
175 - 200
حوزههای تخصصی:
در سوم فوریه 2009 دیوان بین المللی دادگستری رأی خود را در مورد تحدید حدود مرزهایی دریایی رومانی اُکراین در دریای سیاه صادر کرد. این رأی از جنبه های مراحل تحدید حدود مرز دریایی دو کشور، تفسیر دیوان از مواد 74 و 83 کنوانسیون حقوق دریاها 1982، تغییر رویکرد دیوان در تحدید حدود مناطق دریایی از رهیافت انصاف نتیجه محور به سمت رهیافت انصاف اصلاح کننده و سرانجام وضعیت حقوقی جزیره مارها و تفسیر دیوان از بند 3 ماده 121 کنوانسیون 1982 حقوق دریاها دارای اهمیت است.
سیاست خارجی روسیه در حوزه دریای سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ششم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
149 - 179
این مقاله به تاثیر بازتعریف هویت ملی روسیه بر سیاست خارجی این دولت در حوزه دریای سیاه در دوره پس از جنگ سرد متمرکز است. روندهای منطقه ای در حوزه دریای سیاه پس از فروپاشی شوروی گسترش یافته است. در عصر جنگ سرد، شوروی، مجارستان و بلغارستان به عنوان اعضای بلوک شرق و ترکیه به عنوان عضوی از بلوک غرب دولت های ساحلی دریای سیاه محسوب می شدند، و تفوق شوروی بر این حوزه مانع از گسترش حضور فعال دیگر دولت ها می شد. پس از فروپاشی شوروی، گرجستان و اوکراین به عنوان دولت های ساحلی جدید در حوزه دریای سیاه به استقلال رسیدند و تنزل مسکو از ابرقدرتی که تفوق چالش ناپذیری بر این حوزه داشت به قدرتی منطقه ای زمینه گسترش حضور و نفوذ دیگر بازیگران ساحلی و ناتو و اتحادیه اروپا را در حوزه دریای سیاه فراهم کرده است، در نتیجه روسیه در واکنش به تحولات محیط پیرامونی خود در این عرصه و متاثر از تحولات هویتی به بازتعریف سیاست خارجی خود پرداخته است.
هخامنشیان و دریای سیاه؛ علل و نتایج گسترش قلمرو یک امپراتوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸ (پیاپی ۱۴۸)
127 - 154
حوزههای تخصصی:
در تاریخ ایران باستان، دولت هخامنشیان تجربه حاکمیت و حضور درازمدت در سرزمین های پیرامون دریای سیاه را داشت. هخامنشیان که یکی از نخستین امپراتوری های تاریخ بشر را تشکیل دادند، توانستند مرزهای گسترده خود را در شمال و جنوب و شرق و غرب به دریاها و یا رودهای بزرگ برسانند و از طریق مبادلات تجاری و مناسبات سیاسی بخش های وسیعی از آسیا را به یونانی ها بشناسانند. سیاست دریایی هخامنشیان دسترسی به تمام سواحل پیرامون دریای سیاه بود تا هم از تهاجمات اقوام شمالی جلوگیری کنند و هم با حاکمیت بر آسیای صغیر و بهره مندی از منابع اقتصادی آن، به رقابت با یونانیان بپردازند. این سیاست یا با عملیات نظامی، یا با انتقال افراد و خاندان های هخامنشی به ایالات آسیای صغیر و یا با فعالیت های بازرگانی و اقتصادی، در سراسر دوران هخامنشیان ادامه یافت. در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتیبه های هخامنشی و منابع یونانی و همچنین پژوهش های مورخان معاصر، به بررسی چرایی و چگونگی حضور هخامنشیان در حوزه دریای سیاه پرداخته شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هخامنشیان براساس یک برنامه مشخص و سپس به علت تحولات و رویدادهای پی درپی، در اندیشه آن بودند که دریای سیاه را که دریایی پیرامونی برای آنها بود، به دریاچه ای در داخل قلمرو امپراتوری خود تبدیل کنند و تا حدود زیادی نیز در این کار موفق شدند.