مدیریت دانش شهودی: چارچوبی برای افزودن بُعد سوم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هرچند که مدل های کلاسیک مدیریت دانش تعامل میان دانش صریح و ضمنی تبیین شده است؛ اما لایه ای عمیق تر از دانش، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس در پژوهش حاضر تلاش شده است تا در کنار ابعاد دانش صریح و ضمنی بُعد سوم دانش با عنوان دانش «شهودی» معرفی شود. روش پژوهش : پژوهش بر پایه رویکرد کیفی و پارادایم تفسیری طراحی شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با خبرگان جمع آوری و فرایند تحلیل شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در پایان به استخراج الگوی پرادایمی مدیریت دانش شهودی انجامید. یافته ها : یافته ها نشان داد که شهود نه تنها یک تجربه فردی و ناخودآگاه است، بلکه می تواند به عنوان سرمایه دانشی سازمانی مدیریت گردد. شرایطی مانند فشارهای محیطی و عدم قطعیت زمینه فعال شدن شهود را فراهم می کنند و عواملی چون فرهنگ اعتمادمحور، ساختارهای منعطف و فضای حمایتی سازمانی امکان بالفعل سازی آن را مهیا می سازند. همچنین مکانیسم هایی نظیر روایت گری، بازاندیشی جمعی و اجتماعی سازی تجربه ها، موجب تبدیل دانش شهود فردی به دانش جمعی می شوند. از دیدگاه فرهنگی و فلسفی نیز دانش شهودی از الهام درونی و درک قلبی حقایق و واقعیات جهان هستی ناشی می شود. نتیجه گیری : دانش سازمانی از سه بُعد دانش آشکار، ضمنی و شهودی تشکیل می شود و متناسب با هر موضوع و مسئله، یک یا چند سلول دانشی از مجموعه دانش های موجود سازمانی به کار برده می شود. بنابراین، نگاه تک بعدی و یا حتی دو بعدی به دانش سازمانی برای حل مسائل واقعی سازمان کافی نخواهد بود و توجه به هر سه بعد دانش سازمانی ضروری است.