مطالب مرتبط با کلیدواژه

سکته قبلی


۱.

تحلیل گفتمانی دانش در داستان های پاییز فصل آخر سال است، سکته قبلی و چند روایت معتبر درباره خداوند از دیدگاه لکان

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان تحلیل گفتمان پاییز فصل آخر سال است سکته قبلی چند روایت معتبر درباره خداوند دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
لکان بر این باور بوده که مؤسساتی آموزشی با عنوان دانشگاه هیچ گاه نمی توانند دانش را در مقام فالوس در اختیار سوژه قرار دهند. بر این اساس، گفتمان دانشگاهی به گفتمان ارباب و گفتمان روانکاوی(گفتمان هیستریک) صرفاً به گفتمان علم ارجاع می دهد. به عقیده وی، سوژه در گفتمان دانشگاهی خط می خورد و به خسران یا کسرشدگی دچار می شود؛ درحالی که در گفتمان هیستریک یا روانکاوی با آشکار شدن فقدان در دیگری بزرگ، سوژه از دانش در مقام فالوس گذر می کند. در این پژوهش با بهره گیری از آموزه های ژاک لکان و با تکیه بر روش تحلیل کیفی، داستان های پاییز فصل آخر سال است، سکته قبلی و چند روایت معتبر درباره خداوند را مورد ارزیابی قرار داده ایم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد در داستان های پاییز فصل آخر سال است و سکته قبلی سوژه در وضعیت نابینایی نسبت به میل خود قرار گرفته و میل خود را اخته و دال میل دیگری را برآورده نموده، که به همین سبب در این دو داستان، گفتمان دانشگاهی غلبه داشته است؛ یعنی گفتمانی که به گفتمان ارباب ارجاع می داده است؛ اما در چند روایت معتبر درباره خداوند دانشجویان از وضعیت نابینایی خارج شده بوده و به دال میل خود وفادار مانده اند و با آشکار نمودن فقدان در دیگری بزرگ، در برابر گفتمان دانشگاهی مقاومتی هیستریک نشان داده اند؛ بنابراین، گفتمان هیستریک به گفتمان دانش ارجاع داده است.
۲.

تحلیل لکانی جایگاه «امر غریب» در داستان «سکته قبلی» محمد سهرابی

کلیدواژه‌ها: ژاک لکان محمد سهرابی امر غریب کمدی فقدان سکته قبلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
کمدی و طنز جزو مؤلفه هایی است که با روان انسان پیوند داشته و در حوزه دانش روانکاوی، پژوهشگران درباره آن، آثار متعددی نوشته اند. فروید و به تبع او لکان، باور داشتند که ظهور امر غریب، دال کمیک را بازنمایی کرده است. در این پژوهش، با استفاده از آموزه های روانکاوانه لکان و با تکیه بر روش تحلیل کیفی، نسبت بین امر غریب و دال کمیک را در داستان «سکته قبلی» مشخص کرده ایم. قراین به دست آمده از تحلیل لکانی این داستان نشان می دهد، اولاً، ظهور امر غریب برای سوژه، دلیلی روانکاوانه برای خلق امری کمیک است. ثانیاً، نویسنده در مقام سوژه هیستریک، با استفاده از امر کمیک، فقدان موجود در دیگری را بازنمایی کرده است. در ساحت ناخودآگاه، نویسنده در پی احراز نمودن فالوس نیست، بلکه می کوشد در مقام سوژه هیستریک بر آن غلبه کند؛ درحالی که راوی داستان، سوژه روان نژند وسواسی ای است که می خواهد فالوس را احراز کند؛ اما کوشش های پیاپی وی با شکست مواجه می شود و همین مسئله، امری کمیک در داستان خلق می کند. ثالثاً، راوی در مقام سوژه وسواسی، هرگز نتوانسته است فالوس را احراز کند و ابژه α برای وی محقق نشده است. با وجود کوشش های راوی، جلسه شعر برگزار می شود؛ اما راوی در آن مازادی را می بیند که برای وی ناخوشایند است.