مطالب مرتبط با کلیدواژه

ایدئولوژی شاهنشاهی


۱.

سازماندهی اجتماعی ایران در عصر پهلوی دوم با تکیه بر تصویرپردازی اسطوره ای آیین مهر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستان گرایی آیینِ مهر پهلوی دوم ایدئولوژی شاهنشاهی مشروعیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۱۰
جامعه ایران در عصر پهلوی دوم در نتیجه کودتای 28 مرداد 1332 دچار سرشکستگی و انفعال در عرصه فعالیت های سیاسی، حزبی و نشاط اجتماعی شد و حاکمیت پهلوی نیز دچار بحران مشروعیت گردید. بنابراین، محمدرضا شاه برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و چاره جویی برای رفع شکاف های اجتماعی و نجات جامعه از بحران هایی که طی تحولات داخلی و جهانی در فرایند نوسازی گرفتار آن شده بود، درصدد استفاده از الگویی برآمد که بر رویکرد باستان گرایی استوار بود. آنچه این پژوهش را ضروری می سازد، شناخت این الگو و کارکرد آن در عصر پهلوی دوم است. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل تاریخی که مبتنی بر توصیف و تحلیل داده هاست و با تکیه بر منابع به این پرسش پاسخ دهد که نمادهای آیین مهر چگونه در سازماندهی اجتماعی سیاست پهلوی مؤثر بودند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که محمدرضا شاه با الگوبرداری از برخی از نمادهای آیین مهر از قبیل شکست ناپذیری، نجات بخشی و توزیع عادلانه رفاه و ثروت کوشید سازماندهی اجتماعی نوینی را در ایران ایجاد کند و به حاکمیت خود مشروعیت بخشد. اما این تلاش کاملاً موفقیت آمیز نبود و تنها توانست به صورت مقطعی در ایجاد همدلی اجتماعی و مقابله با بحران ها و کسب مشروعیت مفید واقع شود.
۲.

تبیین و تحلیل نقش و جایگاه مرد یا مردم پارسی در ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرد/ مردم پارسی هخامنشیان ایدئولوژی شاهنشاهی شواهد مکتوب و باستان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
ساختار ایدئولوژیک شاهنشاهی هخامنشی در کتیبه های رسمی به جا مانده از آن ها به روشنی نمایان است. یکی از مفاهیمی که در این کتیبه ها به آن اشاره شده، مفهوم مرد و مردم پارسی است؛ مفهومی ایدئولوژیک که به برتری و چیرگی پارسیان اشاره می کند. این مفهوم در قالب مدارک غیرنوشتاری، باستان شناختی و مکملی مانند سکه ها، تندیس ها، مهرها، نقوش برجسته و غیره به خوبی تبلیغ و ترویج می شد. بنابراین، هر دو دسته منابع تبلیغی هستند و قصد پراکنش و انتشار ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی را در قالب مفهومی به نام مرد پارسی دارند. مرد و مردم پارسی جایگاه ویژه ای در شاهنشاهی هخامنشی داشتند. این جایگاه تصادفی نبود و در موقعیت های گوناگون بر اهمیت و نقش بسزای پارسیان در پیشبرد اهداف شاهنشاهی تأکید شده است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تفسیری که از نظر ماهیت، تاریخی است با بررسی منابع نوشتاری و غیرنوشتاری، جایگاه ویژه پارسیان را بررسی و مورد پژوهش قرار داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که جایگاه پارسیان با وجود شایستگی هایی که داشتند، سلسله مراتبی بود و پادشاه در رأس هرم قرار داشت و آن ها فقط در کتیبه های ایدئولوژیک شاهی با هم برابر بودند. در واقعیت، میان خود پارسیان نیز سلسله مراتب حکفرما بود و میان کاره با مفهوم مرد و مردم پارسی نیز پیوند ناگسستنی وجود داشته است.