مطالب مرتبط با کلیدواژه

هستی خداشناسی


۱.

بررسی معنای هستی- خداشناسی در اندیشه هایدگر متاخر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی خداشناسی متافیزیک هایدگر متأخر هستی شناسی بنیادین تاریخمندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۷۶۰
مارتین هایدگر در آثار متأخر خود تشریح می کند که متافیزیک به مثابه هستی خداشناسی چگونه با توجه صرف به هستندگان آنها را از یک سو به جهت چیستی یا ذات مورد بررسی قرار می دهد و از سوی دیگر به جهت بودگی و قرار گرفتن در زنجیره علّی ذیل برترین هستنده یا همان خداوند. وی با نگاه نقادانه به ساختار هستی خداشناسی متافیزیک، بر آن است تا تبیین کند که رویکرد هستی خداشناسانه هم سبب از دست رفتن فهم هستی شده و هم در نتیجه آن الوهیت را از جایگاه اصلی خود خارج کرده است. در این مقاله بر آنیم تا معنای هستی خداشناسی را در تفکر هایدگر متأخر بررسی کنیم و بدین منظور در پی آن هستیم که چگونه متافیزیک نزد هایدگر از نگاه همدلانه هستی شناسی بنیادین به رویکرد انتقادی هستی خداشناسی تغییر جایگاه پیدا کرد و آثار دوره گذار و دوره متأخر وی را بدین منظور مورد تأمل قرار می دهیم. در این مقاله با تبیین ساختار هستی خداشناسانه متافیزیک از منظر هایدگر نشان خواهیم داد که چگونه هستی مغفول واقع شده سبب تولد الهیات متافیزیکی شده است.
۲.

فراتر از دوگانگیِ خدای متافیزیکی و خدای الوهی تأملی درباره امر الوهی در اندیشه هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: امر الوهی هستی خداشناسی تمایز هستی شناختی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
در این نوشتار می کوشم جایگاه نظام مند امر الوهی در اندیشه هایدگر در نسبت ضروری با تمایز هستی شناختی و خاستگاه آغازین پدیدارشناسی را تبیین کنم. برای این منظور، باید نخست بر دوگانگی ای که هایدگر میان خدای متافیزیکی و خدای الوهی لحاظ می کند غلبه کرد. از یک سو، تلقی هایدگر از خدای متافیزیکی ذاتاً ناظر به تلقی ارسطویی-مدرسی از آرخه به مثابه برترین موجود است و لذا رهیافت سلبی به آرخه را دربرنمی گیرد. از سوی دیگر، هایدگر با تلاش برای بیان ظهور خدا، خود را در یک ایمان گرایی بی نسبت با تمایز هستی شناختی گرفتار می سازد که با ضوابط اندیشه او در تعارض است. نقد این دو دیدگاه، ضرورت فهمی بنیادین تر از امر الوهی را بر حسب تمایز هستی شناختی و خاستگاه ظهور، در رجوعی نامصرح به آرخه افلاطونی فراتر از وجود، به معنای فهمی سلبی از آرخه به مثابه پوشیدگی، غیاب و عدم پدید می آورد.