مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
یادگیری مفهومی
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۳۶
11-34
حوزههای تخصصی:
فرایند ساخت نمونه از سوی یادگیرنده رویکردی تلفیقی به منظور درک مهارتهای علمی، اجتماعی، معرفت شناختی و شناختی در آموزش علوم است. هدف این پژوهش طراحی و اجرای الگوی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی در درس علوم است. در طراحی این الگو از اصول طراحی محیطهای یادگیری نمونه سازی و فناورانه و سایر اصولی بهره گرفته شده است که به منظور افزایش یادگیری مفهومی و کنشهای نمونه سازی در دانش آموزان مدنظر است. به همین منظور الگوی مورد نظر با بررسی پژوهشها و منابع موجود در زمینه یادگیری مبتنی بر نمونه سازی، به ویژه چگونگی آن در یادگیری مفاهیم و کنشهای نمونه سازی در درس علوم به شیوه طراحی پژوهی و با بهره گیری از مشورت متخصصان تعلیم و تربیت و شماری از معلمان طراحی شده و مورد بازبینی قرار گرفته است تا امکان اجرای آن در کلاس فراهم شود. به منظور اجرای الگوی طراحی شده، روش شبه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به کار رفته است. نمونه پژوهش شامل 50 دانش آموز دختر پایه هشتم شهر تهران بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره بهره گیری شده است. براساس یافته های پژوهش، میزان یادگیری مفهومی دانش آموزانی که با الگوی طراحی آموزشی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی آموزش دیده اند، بیشتر از دانش آموزانی است که به شیوه متداول آموزش دریافت کرده اند. میزان یادگیری کنشهای نمونه سازی دانش آموزانی که با الگوی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی آموزش دیده اند، بیشتر از دانش آموزانی است که با شیوه متداول آموزش دیده اند.
طراحی مدل مدیریت منابع انسانی اسلامی در صنعت بانکداری با رویکرد دیمتل
حوزههای تخصصی:
منشأ تغییرات مثبت در نگرش کارکنان نسبت به کار و محیط کاری آشنایی با رهنمودهای قرآنی در زمینه اسلام در مدیریت منابع انسانی و پیاده سازی اصول صحیح آن می باشد. مدیریت منابع انسانی و بسیاری از مسائل مربوط به آن در دین اسلام ریشه دارد اما با این وجود در ادبیات کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام مقاله حاضر شناخت ابعاد و معیارهای مدیریت منابع انسانی اسلامی در صنعت بانکداری ایران با استفاده از روش دلفی فازی و بررسی شدت ارتباطات بین ابعاد با رویکرد آزمایشگاه ارزیابی و تحلیل تصمیم گیری (دیمتل)، می باشد. جامعه و نمونه آماری 25 نفر از اساتید حوزه و دانشگاه که مسلط به مباحث منابع انسانی و اسلامی می باشند، استفاده شده است. پس از مرور دقیق مبانی نظری و پیشینه پژوهش ابعاد در پنج بُعد و شانزده معیار شناسایی شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد بُعد شایستگی های رفتاری اثرگذارترین بُعد در مبانی ابعاد مورد بررسی می باشد. همچنین اثرپذیرترین معیار نیز نظام جبران خدمات است. نتایج پژوهش حاضر می تواند دید جامعی را به مدیران ارشد منابع انسانی در سازمان ها در اصلاح رفتار خویش و بهره مندی هر چه بیشتر از مدل طراحی شده در خصوص شناخت مؤلفه های کلیدی مدیریت منابع انسانی اسلامی ارائه نماید.
تأثیر روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی دانش آموزان در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر رشته علوم انسانی منطقه 1 و 2 شهر تهران بود که در سال تحصیلی 97-1396 در حال تحصیل بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان از بین 1300 دانش آموز دختر مشغول به تحصیل در رشته علوم انسانی 297 دانش آموز تعیین شد. الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری در درس تاریخ برای گروه آزمایش و روش تدریس متداول و سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد. در مرحله اول، معلومات قبلی دانش آموزان با استفاده آزمون پیشرفت تحصیلی درس تاریخ در خصوص وضع جاری اندازه گیری شد و پس از اجرای الگوی مذکور برای گروه آزمایش، پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. داده های جمع آوری شده از آزمون t زوجی بیانگر تأثیر قابل توجه الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری بر یادگیری مفهومی در درس تاریخ دانش آموزان در گروه آزمایش بود. لازم است با آشنایی و پشتیبانی مدیران مدارس ساختار و فضای مناسب برای اجرای الگوی مدیریت آموز در فرایند تدریس ایجاد شود.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر یادگیری مفهومی و رفتارهای همدلانه در کودکان
زمینه و هدف: کودکان فاقد سطوح بالای مهارت های زندگی، نه تنها تعامل موفقیت آمیزی با همسالان خود ندارند، بلکه رفتارهای مشکل دار درونی سازی شده و رفتارهای مشکل دار برونی سازی شده را بیشتر تجربه می کنند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر یادگیری مفهومی و رفتارهای همدلانه کودکان انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان 9 تا 11 ساله شهر تهران در سال 1400 تشکیل دادند که از بین آنها، 40 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش مهارت های زندگی 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه یادگیری مفهومی مک درموت (1999) و همدلی کودکان آیوینگ و همکاران (2009) بود. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل کوواریانس ارزیابی شد . یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر یادگیری مفهومی کودکان تاثیر دارد (05/0> P ). همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش رفتارهای همدلانه در کودکان شده است نتیجه گیری: بنابراین با توجه به تاثیر آموزش مهارتهای زندگی در افزایش یادگیری مفهومی و رفتارهای همدلانه کودکان، پرداختن به کارکردها و نقش مهارتهای زندگی در کنار کارکردهای شناختی کودکان در هر نظام آموزشی ضرورت دارد .
از هایتک تا تسلط بر دانش فنی: تطور مفهوم شرکت دانش بنیان در فرایند اجرای قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
44 - 71
حوزههای تخصصی:
In recent years, the development and proliferation of knowledge-based firms (KBFs) have become one of the key pillars of economic and technological growth. In this regard, the influence of policies in accelerating the progress of these firms is of great importance. However, the process of formulating and implementing these policies is rather complicated and requires continuous adaptation to environmental and technological changes. The gradual changes in the assessment procedure for granting support to KBFs in Iran is an important overlooked issue. To this end, this paper examines the evolution of assessment criteria of KBFs through the lens of policy learning, notably technical and conceptual policy learning. Those in charge of implementing the law for supporting KBFs gradually learned and revised eligibility criteria for being certified as KBF to further develop and contribute to the growth of these firms. This article investigates the policy learning yielded for stakeholders in the policy process of the law by highlighting the evolution of evaluation and support criteria for KBFs. This paper, in terms of purpose and type, is applied and qualitative, respectively, and its thematic and temporal scope covers the assessment criteria of KBFs from 2012 to 2023. Given our findings, technical and conceptual types of policy learning have played an instrumental role in revising supportive tools and criteria for becoming an approved KBF to enjoy the law facilities.
بررسی تاثیر شیوه های نوین تدریس در فرایند یاددهی یادگیری درس زیست شناسی با هدف تحول آفرینی در کلاس درس
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثر به کارگیری شیوه های نوین تدریس بر درک مفهومی زیست شناسی در پایه دهم دانش آموزان دختر رشته علوم تجربی است. جامعه آماری شامل دو کلاس از مدارس منطقه نمونه گیری شده بود که به صورت گروه آزمایش و گروه کنترل تخصیص یافتند. مداخله آموزشی برای گروهِ آزمایش شامل رویکردهای نوین تدریس مبتنی بر فناوری های آموزشی، فعالیت های تعاملی و مشارکتی بود، در حالی که گروهِ کنترل از روش های سنتی سخنرانی بهره می برد. برای ارزیابی درک مفهومی پس از مداخله، از ابزارهای کمی و کیفی استفاده شد. داده های کمی با آزمون های مناسب آماری تحلیل شدند و داده های کیفی با رویکرد تحلیل برای فهم معنادار مفاهیم و تجربیات شرکت کنندگان تفسیر شدند. یافته ها نشان می دهد که ادغام رویکردهای نوین تدریس می تواند به تقویت درک مفهومی زیست شناسی در پایه دهم منجر شود و این تأثیر قابل توجه تر از شیوه سنتی است. همچنین بررسی های کیفی نشان دهنده تجربه های مثبت شرکت کنندگان نسبت به تجربه یاددهی–یادگیری با رویکردهای نوین است که به بهبود انگیزش، مشارکت فعال و انعطاف پذیری یادگیری منجر می شود. نتیجه گیری حاکی از آن است که به کارگیری هم زمان فناوری های آموزشی با فعالیت های تعاملی و مشارکتی، نقش کلیدی در بهبود فرایند یاددهی–یادگیری زیست شناسی ایفا می کند و می تواند کارآیی تدریس را به طور معناداری ارتقاء بخشد. در پایان، پیشنهادهایی برای ادغام منسجم این رویکردها در برنامه های آموزشی ارائه شده و بر ضرورت فراهم سازی زمینه های لازم برای اجرای موفقِ این رویکردها تأکید می شود. همچنین پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با گسترش دامنه جامعه آماری و بررسی اثرات بلندمدت این رویکردها به طور مداوم پیگیری شوند تا پایداری و عمومی سازی اثرات را بررسی کنند