مطالب مرتبط با کلیدواژه

ادبیات و جامعه


۱.

سیر نظریّه‌های نقد جامعه‌شناختی ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لوسین گلدمن جورج لوکاچ ادبیات و جامعه جامعه شناسی رمان جامعه شناسی ادبیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶۲ تعداد دانلود : ۳۲۵۲
نقد جامعه‌شناختی ادبیات، یکی از شیوه‌های نسبتاً نوین در مطالعات ادبی است. در این شیوه به بررسی ساختار و محتوای اثر ادبی و ارتباط آن با ساختار و تحولات جامعه‌ای که اثر مولود آن است می‌پردازند. آنچه در نقد جامعه‌شناختی ادبیات از اهمیت بیشتری برخوردار است، انعکاس تصویر جامعه در جهان تخیلی و هنری اثر ادبی و شکلهای مختلف آن است. تاریخچة شکل‌گیری نقد جامعه‌شناختی ادبیات به صورت روشمند و علمی به آغاز قرن نوزدهم میلادی باز می‌گردد. در مطالعات جامعه‌شناختی ادبیات از محققانی نظیر مادام دواستال و ایپولیت تن باید نام برد که اولین بار سعی کردند به تعامل جامعه و ادبیات بپردازند. این محققان در پی بازنمایی تصویر جامعه در ادبیات و نحوة این بازنمایی بودند. بعدها اندیشمندانی چون جورج لوکاچ و لوسین گلدمن به پشتوانة مطالعات فلسفی و تاریخی سعی داشتند بین ساختارهای اجتماعی و ساختارهای ادبی داد و ستد متقابلی را نشان دهند. از مباحث دیگری نظیر جامعه‌شناسی محتواهای ادبی و جامعه‌شناسی انواع ادبی و جامعه‌شناسی تولید، توزیع و مصرف کتاب نیز در متن این مقاله سخن رفته است.
۲.

واکاوی کاربردی شدن ادبیات عامّه در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ وادبیات عامّه ادبیات و جامعه کاربردی کردن ادبیّات عامّه نقد بلاغی نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از مهم ترین عناصر هویت هر جامعه ای، فرهنگ و ادبیّات عامّه است. توسعه فناوری و ایجاد دهکده جهانی، در کنار منافع فراوان، باعث آسیب هایی نیز شده است. از جمله آن ها کم رنگ شدن ادبیّات عامّه و فرهنگ بومی مناطق و احتمال از بین رفتن آن ها است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل وضع موجود کاربرد ادبیّات عامّه در زندگی مردم ایران و واکاوی علل به حاشیه رفتن آن در دوره معاصر است. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و از طریق مصاحبه، مقوله های مرتبط با کاربردی کردن و نقد بلاغی ادبیّات عامّه استخراج وتحلیل گردید. در نتیجه آن، 129 کد اولیه و 18 مقوله ظهور یافت. این مقوله ها در چارچوب کدگذاری محوری استراوس و کوربین ارائه گردید. پدیده محوری، به دلیل دغدغه مصاحبه شوندگان و تکرار آن، «عدم کاربرد ادبیّات عامّه در زندگی مردم» تعیین شد. از جمله علل کمرنگ شدن حضور ادبیّات در جامعه «غلبه جنبه منفی تکنولوژی»، «عدم احساس نیاز در جامعه»، «ضعف نظام آموزشی»، «عدم مخاطب شناسی» و «تعدد و ضعف نهادهای تصمیم گیر در حوزه فرهنگ» بود. راهبردهایی که در این باره اتخاذ شده بودند؛ گاهی مانند «نهادسازی» و «فرهنگ سازی» نتیجه مثبت داشته و گاهی مانند «حذف ادبیّات از کنکور» تآثیر منفی بر آن گذاشته اند. «فرهنگ منفعل رسانه های جمعی» و «عدم همکاری بین بخش های گوناگون» از جمله عوامل مداخله گری بودند که راهبردها را تحت تأثیر قرار داده بودند. زمینه پژوهش نیز عبارت است از: «شرایط اقتصادی»، «شرایط فرهنگی»، «ضعف قوانین» در این حوزه و «اهمیت ذهنی پایین ادبیّات در جامعه».