مطالب مرتبط با کلیدواژه

اصفهان


۵۸۱.

واکاوی تأثیرات نظام اقتصادی صفوی بر سازمان دهی فضایی شهر اصفهان با رویکرد ارتباط معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظام اقتصادی سازمان دهی فضایی ارتباط معماری و شهرسازی اصفهان صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۲
دوره صفوی به عنوان یکی از ادوار مهم و برجسته در تاریخ ایران، تحولات بنیادینی را در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی شهرهای ایران رقم زد. در این میان، شهر اصفهان که در جایگاه پایتخت صفویان قرار داشت، تجلی گاه عینی این تحولات و بازتاب دهنده نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم در آن عصر به شمار می آید. این شهر در دوران مذکور، تغییرات شگرفی را در سامان دهی فضایی خود تجربه نمود؛ با این وجود، بررسی نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر ساختار فضایی اصفهان در مقایسه با دیگر ابعاد، کمتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. پژوهش حاضر قصد دارد، به تحلیل و تبیین نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر سازمان فضایی شهر اصفهان از رهگذر بررسی پیوندهای میان معماری و شهرسازی در این دوره تاریخی بپردازد. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تاریخی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. به منظور دستیابی به نتایج دقیق تر، میدان نقش جهان و بافت پیرامونی آن به عنوان مطالعه موردی برگزیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای اقتصادی حاکم در این دوره به صورت مستقیم بر شکل گیری فضاهای عمومی، ساختار بازارها و نحوه استقرار محلات شهری اثرگذار بوده است. گسترش شبکه های تجاری و توسعه زیرساخت های ارتباطی و خدماتی در سایه سیاست های اقتصادی صفوی، تأثیرات عمیقی بر سازمان فضایی شهر اصفهان به جا گذاشت. نتیجه نهایی تحقیق حاکی از آن است که میان نظام اقتصادی و سازمان فضایی شهر اصفهان در دوره صفویه، ارتباطی تنگاتنگ و متقابل برقرار بوده است. هم پیوندی میان معماری و شهرسازی در فرآیند فضاسازی های شهری کاملاً مشهود بوده و همگرایی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل دهی به هویت بصری و فرم فضایی شهر اصفهان، نقشی محوری ایفا کرده است.
۵۸۲.

ارزیابی مرمت و فن شناسی آرایه های کاشی گنبدهای صفوی اصفهان از ابتدا تا کنون (مطالعه موردی: گنبد مسجد جامع عباسی، مسجد شیخ لطف الله و مدرسه چهارباغ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاشی هنر کاشی کاری گنبد مسجد مرمت اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۰
بقای آرایه های کاشی گنبدهای دوره ی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیده ی ساخت و مرمت آرایه های کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوه ی اجرای هنرمندانه ی کاشی معرق، تهیه و عمل آوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسه در این روند نیاز است. با توجه به ارزش های تاریخی، معنوی و زیبایی شناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب می شوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایه های کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روش های رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این داده ها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آن ها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشی ها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایه های کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها می نماید. از مهم ترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمان بر شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشته های مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.
۵۸۳.

تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده (مورد مطالعه: شهروندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهت گیری مذهبی نگرش به پایداری خانواده اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه و اهداف: خانواده به عنوان بنیادی ترین و ضروری ترین نهاد جامعه در طول تاریخ به اشکال مختلف نقش بنیادین و تأثیرگذاری در شکل گیری جوامع و انسجام آنها داشته است؛ بنابراین حفظ و پایداری آن یکی از اولویت های اصلی هر نظام اجتماعی می باشد. جامعه ایران به عنوان جامعه ای شناخته می شود که در طول چند دهه گذشته در حال تجربه وضعیت گذار بین سنت و مدرنیته است. نوعی تجربه ناقص و ناتمام که سالیان متمادی به طول انجامیده و با وجود گستردگی تغییرات ارزشی در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی هنوز در یک وضعیت بینابین سنت و مدرنیته زیست می کند؛ درواقع با  اینکه هنوز بیشتر ارزش های سنتی در بین بخش هایی از جامعه اعتبار خاصی دارند، ولی این ارزش ها در بین بخش زیادی از شهروندان (به ویژه نسل جوان) تضعیف و تمایل به ارزش های دنیای مدرن در بین آن تقویت شده است. ارزش های مدرنی که در حوزه خانواده اشکال و فرم های جدیدی از روابط بین مرد و زن و نیز گونه های جدیدی از ازدواج را ترویج می کند که همسو و متناسب با شکل های ازدواج سنتی نیستند. پیامد این وضعیت ایجاد چالش های اساسی در تداوم و پایداری خانواده به شکل سنتی و رایج آن و تمایل به نوعی ناپایداری و دگردیسی در آن است. جامعه مورد مطالعه پژوهش حاضر نیز در حال تجربه همین وضعیت می باشد و نوعی گسست و ناپایداری در عرصه خانواده را پیش رو دارد. با توجه به اهمیت باورهای مذهبی بر استحکام و پایداری خانواده، مطالعه حاضر در چارچوب رویکرد کمّی پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است که در بین شهروندان شهر اصفهان که هم سنتی و مذهبی هستند و هم تجربه ارزش های دنیای مدرن را به اشکال مختلف در سالیان اخیر را داشته اند، جهت گیری مذهبی چه تأثیری بر نگرش به پایداری خانواده داشته است؟ بر این اساس هدف اصلی پژوهش تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده است. روش: پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم اثبات گرایی، رویکرد کمّی پژوهش و با استفاده از روش پیمایش به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش پیش رو کلیه زنان و مردان ازدواج کرده شهر اصفهان در زمان مطالعه هستند که تعداد 459 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بررسی شدند. شیوه نمونه گیری به کاررفته در پژوهش حاضر نمونه گیری احتمالی و خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بوده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی به انجام رسیده و به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از دو نرم افزار آماری Spss و Amos Graphic استفاده شده است.   نتایج: یافته های پژوهش بیانگر این است که نگرش به پایداری خانواده در بین شهروندان شهر اصفهان بالاتر از حد متوسط و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. نتایج پژوهش نشان می دهند که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر نگرش به پایداری خانواده را دارند. اثر این متغیرها بر نگرش به پایداری خانواده مستقیم و معنادار است؛ درواقع متغیرهای جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در بین بخش بزرگی از جامعه آماری پژوهش می توانند نگرش به پایداری خانواده را تقویت کند. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی و نگرش به پایداری خانواده پرداخت. پایداری خانواده یکی از نمودهای همبستگی اجتماعی، به ویژه در جوامعی است که هنوز ساختارهای سنتی نقشی تعیین کننده در حفظ عناصر ارزشی و هنجاری آن دارند. در مقابل نگرش های مذهبی و دینی یکی از عوامل بنیادی است که می تواند به تقویت همبستگی اجتماعی به طور کلی و پایداری خانواده به طور خاص کمک کند. این مسئله در نتایج پژوهش پیش رو نیز تأیید شد. بر مبنای نتایج پژوهش، جهت گیری مذهبی در حد بالایی توان تبیین واریانس نگرش به پایداری خانواده را دارد؛ بر این اساس می توان گفت تقویت جهت گیری مذهبی به تقویت نگرش به پایداری خانواده خواهد انجامید. این مسئله را می توان در چارچوب رویکرد نظری ساختارگرایی کارکردی تبیین کرد. تأکید این رویکرد بر عواملی می باشد که انسجام و نظم اجتماعی را حفظ کرده و به پایداری جامعه می انجامد. دینداری و نگرش های مذهبی یکی از این عوامل بنیادی هستند؛ درواقع، دینداری و جهت گیری مذهبی سبب می شود که پیوندهای فرد با جامعه و نهادهایی مانند خانواده تقویت شود و همین امر درنهایت فرمی از پایداری را به دنبال خواهد داشت. به طورکلی می توان گفت که جهت گیری مذهبی و دینداری به عنوان حفاظی درونی و بیرونی برای محافظت نظام ارزشی هنجاری موجود و به طورکلی انسجام و نظم اجتماعی عمل می کند. افرادی که نگرش های مذهبی بالایی دارند، نگاه تقدس گرایانه به خانواده دارند. از دیدگاه آنان خانواده بنیاد زندگی اجتماعی به شمار می رود و تضعیف در عناصر مقوّمِ پایداری آن سبب تضعیف نظام اجتماعی می شود. از دید آنان تضعیف خانواده به نوعی تضعیف مذهب و دین نیز قلمداد می شود. از نگاه آنان، خانواده بر بنیاد نگرش های مذهبی و دینداری در جامعه ایرانی شکل گرفته است و حفظ پایداری آن به نوعی حفظ عناصر دینی و مذهبی جامعه به شمار می رود؛ بنابراین افرادی که جهت گیری مذهبی قوی تری دارند، نگرش مثبت تری نیز به پایداری خانواده دارند و در رفتارهای عینی روزمره خودشان احتمالاً همین مسئله را دنبال می کنند.
۵۸۴.

مطالعه مقایسه ای مطبوعات زنانه در اصفهان و گیلان («زبان زنان» و «نامه نسوان شرق»)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زنان نشریه زبان زنان نامه نسوان شرق اصفهان گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
نشریات زنان در ایران، به ویژه در دوره قاجار و پهلوی ، نقشی اساسی در آگاهی بخشی، ترویج حقوق زنان و تحولات اجتماعی ایفا کرده اند. در این میان، نشریه «زبان زنان» (اصفهان، ۱۲۹۸ش) و «نامه نسوان شرق» (گیلان، ۱۳۰۴ش) از نخستین نشریات مستقل زنان بودند که در دو فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت منتشر شدند.این پژوهش با هدف مقایسه دو نشریه پیش گام در اصفهان و گیلان، صورت گرفته است. این نوشتار می کوشد پاسخی برای این پرسش ها به دست دهد که چرا «زبان زنان» در مدت کوتاهی متوقف شد؛ درحالی که «نامه نسوان شرق» توانست فعالیت خود را برای مدتی طولانی تر ادامه دهد؟ چه تفاوت هایی میان اهداف، محتوای مطالب و رویکردهای این دو نشریه وجود داشت؟ و چگونه شرایط اجتماعی و فرهنگی اصفهان و گیلان بر عملکرد و میزان تأثیرگذاری این دو نشریه اثر گذاشت؟