۲.
از ابتدایی ترین ویژگی های نخبگان سیاسی و دینی در جامعه ی اسلامی متخلّق شدن به صفت بصیرت دینی و سپس تلاش و کوشش در راستای ایجاد بصیرت دینی در عموم مردم است. بصیرت دینی توسط مسؤولان و نخبگان سیاسی و دینی در دو مقوله ی بصیرت رفتاری و بصیرت گفتاری نمایان می گردد و هر دوی آن ها برای ایجاد چنین بصیرتی لازم است.
نگارنده در این نوشتار بر آن است تا پاره ای از عوامل رفتاری و گفتاری را که در ایجاد بصیرت دینی از دیدگاه ثقلین مؤثّر است بیان نماید. این عوامل عبارتند از: دعوت به قرآن، اطاعت از ولیّ امر، امر به معروف و نهی از منکر، پرهیز از کتمان حقیقت، مبارزه با حرکت نفاق، حق مداری و عدالت پیشگی، دین مداری، آشتی دادن نخبگان سیاسی، صبر، جلوگیری از سوء استفاده ی فرصت طلبان، مبارزه با دنیاطلبی.
۳.
فتنه در لغت به معنای آزمایش و وسیله ی آزمایش است و گاهی در معنای ملزوم آن، - یعنی چیزی که باعث آزمایش است- به کار می رود. جامعه ی اسلامی از آغاز پیدایش تا به امروز از این مسأله مستثنی نبوده و در تمامی اعصار و قرون، مقرون به فتنه بوده است. درآیات قرآن کریم و سخنان امیر مؤمنان حضرت علی7ریشه های فتنه، راه های دفع، و آثار فتنه بیان گردیده است.
برخی از ریشه های فتنه عبارتند از: پیروی از هوای نفس، بدعت گذاری، غلوّ در اعتقادات، اختلاف افکنی، حبّ ریاست، وسوسه های شیطانی و جریان نفاق. برخی از راه های دفع فتنه عبارتند از: تمسّک به قرآن، تمسّک به اهل بیت:، پرهیزگاری و اخلاص عمل، وحدت و همدلی، و عبرت پذیری از فتنه های تاریخ.
نگارنده بر آن است در نوشتار پیش رو به تعیین علمی و روش مند این موضوع در بیان امام علی 7بپردازد.
۴.
با توجّه به رهنمود گرانقدر رهبر عظیم الشّأن انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای - دام ظلّهالعالی- که در بازدید از آثار برخی فضلای بزرگ حوزهی علمیّهی قم فرمود ند: «آثار حوزوی باید جوانفهم باشد»، بر آن شدیم تا ضرورت موضوع، و نیز اهمیّت مخاطب شناسی و چگونگی درک و شناخت ویژگیهای جوانان توسّط نویسندگان حوزوی، هم چنین، شیوهی نوشتن برای جوانان را بررسی کنیم.
۶.
اخلاق در ادیان الهی، به ویژه دین مبین اسلام، مجموعه آموزه هایى است که راه و رسم چگونه زیستن را به نحو شایسته و صحیح تبیین می کند. امّا در نظرگاه غربی و سکولار، اخلاق به معنای قانونی تلقّى شده که تنها مربوط به زندگى اجتماعى وحقوق افراد و جوامع انسانى است.
در این نوشتار سعی شده است مؤلّفه های اخلاقی در مکاتب و ادیان نوپدید مورد سنجش قرار گرفته و در نهایت اثبات شود که: 1- در این جنبش ها عموماً اخلاق چه به معنای سکولار و چه غیر آن رعایت نمی شود؛ 2- مکاتب عرفانی نوپدید، بر خلاف ادّعایشان، فاقد ارزش های اخلاقی هستند.
۷.
«معنویّت»، حقیقتی آشنا و آشکار برای آدمی است، که عشق به آن، و کوشش برای وصول به حریم آن، انسان را وادار به تلاش و مجاهدت ساخته است، ولی از آن جا که عالم «معنویّت» ماورای عالم مادیّت است و انتقال از این به آن، برنامه و امام لازم دارد، ناچار، «معنویّت» قرین «ولایت» شده است. زیربنای «معنویّت ولایی»، معرفت به مقام صاحب ولایت است، که هرکس نه از این صراط گذشت، در وادی طلب، گم گشته ، به هلاکت رسید. از همین روی، در مقام اثبات و ثبوت – به دلیل عقل، نقل و تجربه - شرط انتقال به عالم ملکوتی معنویّت، معرفت و تسلیم نسبت به ولایت حضرت علی مرتضی 7است.
بر این اساس، «معنویّت» یا به صورت «معنویّت معرفتی ولایی» تحقّق می یابد که سالکش را به «لقاء الله» می رساند، و یا در قالب «معنویّت تصنّعی» نمود پیدا می کند که سالکش را در بیابان طلب به ورطه ی هلاکت می کشاند؛ گرچه ممکن است تلاشش را به اندک چیزی شگفت انگیز، مثل درمان دردهای صعب العلاج یا پس گویی و پیش گویی و ... پاداش دهند.