در خلال سالهای 40 تا 57 گروهها و سازمانهای بسیاری در عرصه سیاسی ایران ظاهر شدند که مدعی رهبری مبارزات بودند و مشی سیاسی یا نظامی خویش را راهی صحیح و اصولی میدانستند. بعضی از این گروهها همچون نهضت آزادی و جبهه ملی مبارزه در چارچوب قانون اساسی (یعنی پذیرش نظام شاهنشاهی) را هدف قرار داده بودند و برخی دیگر که مشی مسلحانه را به عنوان تنها راه براندازی رژیم پهلوی در پیش گرفته بودند، در عمل در برابر ساواک شکست خوردند و از دور مبارزات خارج شدند. در چنین معرکه غریبی که هیچ امیدی به سرنگونی رژیم پهلوی نمیرفت، امام خمینی رهبری مبارزه را با شعار سرنگونی شاه و نظام شاهی و برقراری حکومت اسلامی به دست گرفت و در مدت کوتاهی توانست طومار این رژیم را در هم بپیچد. مقاله حاضر نقش گروهها، احزاب و سازمانهای مارکسیستی، التقاطی و ملیمذهبی را در دوران تبعید امام خمینی وا میکاود.
شاید بتوان گفت که برای محققان، مدیران و علاقه مندان به نظام و انقلاب اسلامی موضوعی مهم تر و در عین حال حساس تر از جریان شناسی گذشته، حال و آینده جامعه اسلامی ایران نباشد. آنچه مقام معظم رهبری(ره) باعنوان «عبرت های عاشورا» در مقاطع مختلف تبیین و توصیه کرده است، به همین ضرورت و حساسیت اشاره می کند که سلامت و بقای هر نهضت اصیل دینی را تضمین می نماید.با شناخت و تحلیل درست و منصفانه جریان های سیاسی ــ اعتقادی جامعه است که می توان هوشیاری و پایداری کسب نمود و راه به منزل مقصود برد و امیدوار بود که کوشش ها و ایثارگری های ارزشمند مردم و رهبران دلسوز انقلاب به ثمر نشیند، دیو نومیدی، پلیدی، تفرقه، تنگ نظری و ساده لوحی از چاه غفلت و جهل برنیاید و داستان عشق قهرمانان پایمردی و جوانمردی را تلخ نکند.بر این اساس گفت وگویی شفاف و صمیمانه با یکی از چهره های علمی و عملی این عرصه انجام داده ایم که ضمن حضور در میدان مبارزه، تلاش و مجاهده در عرصه های مختلف پایداری و پویایی انقلاب اسلامی، به شناخت، تحلیل، تحقیق و نگارش در حوزه سیاست و فرهنگ انقلاب اسلامی نیز با جد و جهد تمام همت گمارده است. دکتر علی دارابی بیش از ده کتاب در حوزه های گوناگون مرتبط با انقلاب اسلامی نگاشته و یا در دست انتشار دارد که از میان آنها می توان به کتاب های «جریان شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی»، «سیاستمداران اهل فیضیه»، «انتخاب هشتم»، «گفتمان پاسخگویی»، «روی خط اندیشه»، «کارگزاران سازندگی؛ از فراز تا فرود»، «گفتار پیرامون انقلاب اسلامی»، اشاره کرد. علاوه بر این کتاب ها ایشان مقالات گوناگونی نیز نگاشته اند.وی از بنیان گذاران و مدیران ارشد جهاد سازندگی و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و جزء مدیران برتر کشور بوده و هم اکنون در سِمَت قائم مقام رسانه ملی، همچنان در سنگر مبارزه است.
می توان تمامی فراز و فرودهای این سی ساله را در نگرشی کلی نموداری رو به رشد دید که اگرچه ریزش هایی داشته است، رویش های آن به قدری شکوفا، تناور و پربار است که می توان همه مراحل این انقلاب را مثبت و تکاملی دانست؛ از سختی های سال های اولیه انقلاب و محنت های دوران جنگ گرفته تا کم و کاستی های عصر سازندگی و اصلاحات و فشارهایی که هم اکنون بر مردم ایران انقلابی از سوی دشمنان وارد می شود. به هرحال هرچه بود گذشت و اکنون انقلاب اسلامی سرافراز است و خواهد بود
هم زمان با دوره ای که حکومت مستقل و ملی در ایران توسط صفویان به وجود آمد و ایران از نظام سیاسی خلافت استقلال یافت، اقوام پراکنده شمال دریای خزر و سیبری نیز با محوریت قوم روس توانستند حکومتی مقتدر و مرکزی به وجود آورند که روسیه نامیده شد. طبیعی بود که این دو حکومت نوبنیاد نمی توانستند نسبت به یکدیگر بی تفاوت بمانند و پس از دوره ای روابط تجاری و فرهنگی غیررسمی، به مبادله سفیر و برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با یکدیگر روی آوردند. در حال حاضر حدود چهار قرن است ایران و روسیه در خاک یکدیگر کنسولگری و سفارتخانه دارند. اما تحولات تاریخی، روابط ایران و روسیه را در افت و خیزهای ملایم و گاه ناملایمی انداخت و در دوره ای بزرگ ترین جنگ ها و دشواری ها را به میان آورد.دانستن زمینه ها، علل و نتایج رویدادهای دیپلماتیک میان ایران و روسیه از ابتدا تا هم اکنون، چیزی نیست که به راحتی به دست آید و خواننده و نگارنده تاریخ باید سال ها عمر صرف کند تا به چنین احاطه ای دست یابد، اما ضرورت این دانستن برای استقلال، امنیت و پیشرفت کشورمان به قدری زیاد است که ارزنده و بجا خواهد بود مؤسسات و زبدگان عرصه تاریخ نگاری ایران آن را در اولویت های اولیه قرار دهند. دکتر داوود کیانی از استادان و محققان جوان و پرکاری است که به این اهمیت پی برده و آن را در پژوهش های تاریخی در اولویت قرار داده است. او، با تحقیقات و تالیفات بسیار و سوابق مدیریت پژوهشی، هم اکنون معاون سردبیر فصلنامه ایراس و دبیر سایت خبری ــ تحلیلی این مؤسسه، عضو شورای علمی «مؤسسه مطالعات روسیه، آسیای میانه و قفقاز»، عضو انجمن دوستی ایران و روسیه، و مدرس دانشگاه است.
سرزمین اندلس یعنی غربی ترین منطقه امپراتوری اسلامی، فراز و نشیب های بسیاری را به خود دیده، اما به خاطر دوری مسافت، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مسلمانان اندلسی چه در معماری و چه در هنرهای ظریفه مانند سفال سازی، پارچه بافی، قالی بافی، عاج کاری، فلزکاری، خوشنویسی و دیگر هنرهای زیبا، زحمات بسیاری را متحمل شدند. در این راستا نباید از نقش امیران مسلمان غافل شد زیرا آنان خود از مشوقان اصلی این گونه امور بودند. اکنون در بسیاری از موزه ها و اماکن اسپانیا نمونه های زیادی را می توان مشاهده کرد.تعدادی از سفالینه ها مانند بشقاب و کاسه و کوزه های بلند منقش به پرندگان و گیاهان و عناصر خطی گاه به شیوه ایرانی و پارچه های حریر زربفت با نخ های طلایی، حاشیه دوزی با سنگ های قیمتی، در مریه، قرطبه و مالقه و اشبیلیه غرناطه و مرسیه به دست آمده است و قالیچه های اندلسی نیز با اشکال پرندگان و حیوانات و انسان های طبیعی به صورت تک بافته می شد.همین عناصر تزیینی، روی تحفه های عاجی هم کنده کاری می شده است. به طور کلی در قرن هفتم و هشتم هجری، هنرمندان اندلسی تحفه های فلزی و زینتی را با تزیینات خطی و گیاهی تزیین می کردند.خوشنویسان هم به جای خط کوفی خط دیگری به نام خط مغربی ابداع کردند که در تمام عالم اسلام مشهور شد.