یکی از مباحث مهم در تحلیل تغییرات اجتماعی، پیامدهای وقوع آن ها می باشد. به بیان دیگر، صرف نظر از منشا تغییرات اجتماعی، چگونگی گسترش و نفوذ آن ها در تاروپود نظام اجتماعی پرسشی اساسی در تبیین فرازوفرودهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. آنچه درخصوص کشورهایی نظیر ایران موضوعیت می یابد مبحث نوسازی می باشد؛ واقعیتی که تدریجا رشد و گسترش یافت و در دوران پهلوی با پشتوانه ای دولتی، صورت جامعه را به کلی دگرگون ساخت. با وجود این، وقوع انقلاب اسلامی حاکی از ناکامی این اقدامات است. بنابراین لازم است برای عبرت آموزی، از یک سو، و شناخت دقیق تر تحولات تاریخی کشور، از سوی دیگر، به این موضوع توجه شود. مقاله حاضر چنین هدفی را تعقیب کرده است.
ویژگی های خاص روزنامه، آن را به صورت ابزاری نیرومند و نافذ در مبارزات ضداستعماری درآورده است. روزنامه «مهد آزادی» که در نیمه سال 1329 به پیشنهاد آیت الله کاشانی بعد از مراجعت از تبعید شروع به کار کرد از نمونه های موفق استفاده از روزنامه در مبارزات ضداستعماری است. در این نوشتار مواضع «مهد آزادی» و تاثیر آن در نهضت ملی شدن صنعت نفت بررسی شده است.
در حکومت های استبدادی شاهنشاهی، بررسی روابط خانوادگی یکی از عرصه های مطالعاتی بسیار مهم می باشد؛ زیرا اساساً بنیاد و رشد این قبیل نظام های حکومتی بر نسبت های فامیلی و روابط مشابه استوار است. وابستگی عباس هویدا ــ که بیش از سیزده سال زمام دولت ایران را در دوران پهلوی دوم بر عهده داشت ــ به تشکیلات بهائیت و رابطه او با این فرقه، در همین چارچوب نیازمند بررسی می باشد. نوشتار زیر بر همین اساس تهیه شده است.
عمل ها و عکس العمل ها در عرصه سیاست در چارچوبی از تعاملات، تدبیر و درک می شوند و از این رو پس از مدتی در قالبی مشخص به عنوان فرمول های عمل سیاسی درمی آیند. کارکردهای این اعمال متقابل در شرایط بحرانی، تغییراتی می یابند که موجب می شوند تاثیراتی خلاف انتظار و عادت بر جای گذارند. یکی از این رفتارها و اقدامات سیاسی، تبعید مخالفان می باشد. در این مقاله، تاثیرات این اقدام در حکومت پهلوی دوم بررسی گردیده است.
روی آوردن اختیاری و اجباری به سازمان دهی سیاسی در قالب دولت مدرن در ایران معاصر، خواسته و ناخواسته بر تاثیرگذاری نظام های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در کلیت ساختار قدرت سیاسی افزود. از این رو، اهمیت هماهنگی و هم سنخی این نظام ها با قدرت سیاسی افزایش یافت. این بدان معنا بود که چنانچه قدرت سیاسی نوین نتواند نظام های تحت حاکمیت را با خود همراه کند، با تهدیدات امنیتی روبرو خواهد شد. شکافی که بر اثر برنامه های اقتصادی و فرهنگی پهلوی دوم میان حکومت محمدرضاشاه با بازار، به مثابه نهادی اقتصادی ــ فرهنگی، به وجود آمد، زمینه ساز مخالفت این قدرت سنتی با حکومت پهلوی دوم گردید؛ به گونه ای که این نهاد به صورت تهدیدی امنیتی، در بخشی از سیر تکوین انقلاب اسلامی در جهت سقوط نظامی شاهنشاهی فعالیت نمود. مقاله پیش رو، کالبدشکافی این موضوع را مدنظر داشته است.