ای کاش تمامی عمر در همان غربت مانده بودی ای مرد خدا، که اینچنین مورد بی مهری و قصور ابناء سرزمین خود واقع نمی شدی. با ساده ترین حد زندگی و عالی ترین سطح علمی و عملی در میان ما زیستی بی آنکه قدر و حرمت و اعتبارت به درستی دانسته شود.آدمی ای مرد خداوای زعیم مومنان که روحیات و سجایای تو و مجاهدات و کرامات تو خارق عادات زمانه بود و از همین رو حاسدان و معاندانت هم کم نبودند اما وقتی که یپرم خان ارمنی پس از ملاقات با تو گفته بود: او باید خود مسیح (ع) باشد! دیگر ما چه می توانیم بگوییم جز اینکه از آنگونه رقم خوردن سرنوشت تو بر خود شرمگین باشیم. هستند صاحب نظرانی که معتقدند اگر مدرس در عراق مانده بود جانشین میرزای شیرازی(ره) بود و اگر شما در نجف مانده بودید بار دیگر شیخ مرتضی انصاری(ره) تکرار می شد. اما حکمت الهی سرنوشت اینگونه عالمان مجاهد را بگونه دیگری رقم زده است که شاید از برای امتحان مردمان دیارها باشد. بگذریم مقاله زیر دستنوشته عالمانه و محققانه مرحوم محمدرضا روحانی است که مقدمه استاد ابوالحسنی آن را مزین ساخته و در این شماره تقدیم حضورتان شده است.
میرزاتقی خان امیرکبیر نامی است که از تاریخ معاصر ایران زدوده شدنی نیست و بخشهای مهمی از تاریخ معاصر ایران با نام این صدراعظم شهید عجین شده است.سه چیز در امیرکبیر وجود داشت که برای تاریخ ایران نقطه عطف محسوب می شد و تاثیر زیادی بر روزگار ایرانیان گذاشت: اول اینکه او از طبقه ای فرودست جامعه به بالاترین منصب غیرموروثی در ایران رسید و سرسلسله کسانی قرار گرفت که در سالهای بعد از او با دست خالی و همت عالی نردبان ترقی را طی کردند تا در سرنوشت سیاسی و اجتماعی ملت خود اثرگذاری کنند. رسیدن آشپززاده ای به صدارت اعظمی مقتدرترین پادشاه قاجاریه، آن هم به گونه ای که شاه و دربار و قشون و رعیت ایران را تحت تاثیری عمیق قرار دهد، برای نظام فئودالی اشرافیت سیاسی در ایران یک پدیده نامالوف بود و ساختار نامرئی طبقات اجتماعی را درهم می شکست؛ دوم آنکه او اصالتها و باورهای دینی و انسانی خود را به گونه ای کاملا ستودنی محافظت نمود و در اوج قدرت و اقتدار سیاسی، رویه ای مردمی و انسانی در شیوه حکومت داری از خود به یادگار گذاشت، رویه ای که پس از کریمخان زند و روی کارآمدن قاجارها به کلی از میان رفته بود و تواضع و مردم نوازی برای زمامداران ایرانی نه یک فضیلت، بلکه مایه کوچکی شمرده می شد و سوم آنکه امیرکبیر اولین مصلح اجتماعی در حیات ایران نوین محسوب می شود و او بود که سلسله جنبان فکر و عمل اصلاحات اجتماعی در ایران معاصر گردید؛ به گونه ای که در همان دوران محدود صدارت خود پایه و اساس یک ایران مترقی، سلامت و آباد را پی ریخت و اگر دست نابکار اجانب و خائنین او را از تاریخ ایران نگرفته بود، بی شک امروز کشور ما در زمره قدرتهای درجه اول سیاسی و اقتصادی جهان به حساب می آمد.سالهای بعد از امیر، سالهای تاریک و پرآشوب و قهقرایی ایران است و شاهان و درباریان نالایق و رجال خودبافته دوره های بعد، نگذاشتند نهال اصلاحات امیرکبیر به راستی و درستی نشو و نما کند و هرچه که پیش رفت، آفات و کژیهای این نهال بیشتر شد؛ اما نام و نشان و تاثیر امیرکبیر در تاریخ ایران همچنان استوار و پرافتخار باقی ماند و به قول منشی وقت سفارت انگلیس در تهران، او را فناناپذیر ساخت. مقاله پیش رو مختصری از زندگی و اصلاحات او است که ملاحظه خواهید نمود.