ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۹۸۷ مورد.
۹۴۱.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۹۴۲.

تبیین راهبردهای طراحی شهری به منظور ارتقای کیفیت پیاده مداری در فضاهای عمومی آب کنار؛ مورد مطالعه: نوار ساحلی شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۴
طراحی فضاهای شهری پیاده مدار به عنوان یکی از ارکان اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری شناخته می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پیاده مداری نوار ساحلی شهر بوشهر و بررسی تأثیر پنج عامل کلیدی (امنیت، دسترسی و اتصال، محیطی، اجتماعی فرهنگی و زیبایی شناسی) بر آن انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان ۲۰۰ نفر از شهروندان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری شدند و با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شدند. یافته های حاصل از آزمون تی حاکی از آن است که از نگاه شهروندان، اغلب شاخص ها در وضعیت مطلوب تا نسبتاً مطلوب قرار دارند که نشان دهنده رضایت نسبی آنان است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل اجتماعی فرهنگی و دسترسی و اتصال، بیشترین تأثیر را بر پیاده مداری دارند؛ درحالی که عوامل محیطی، امنیتی و زیبایی شناسی اگرچه تأثیر مثبت دارند، اما سهم کمتری در تبیین آن ایفا می کنند. بر این اساس، تقویت فضاهای اجتماعی و فرهنگی، بهبود زیرساخت های پیاده روی و حمل ونقل، افزایش امنیت و نورپردازی، توسعه فضای سبز و ارتقای زیبایی شناسی محیط می تواند به افزایش پیاده مداری در این محدوده کمک شایانی کند. این یافته ها می تواند راهنمای عملی ارزشمندی برای برنامه ریزان و طراحان شهری در جهت بهبود کیفیت فضاهای عمومی نوار ساحلی بوشهر و شهرهای مشابه باشد.
۹۴۳.

تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در طراحی بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با رویکرد شهر ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
زیست پذیری شهری در بافت های فرسوده، به ویژه از منظر اجتماعی فرهنگی، یکی از چالش های اساسی برنامه ریزی شهری معاصر به شمار می رود و ارزیابی ساختاری آن می تواند مبنای تصمیم سازی مؤثر برای ارتقای کیفیت زندگی ساکنان باشد. هدف این پژوهش، تحلیل ساختاری زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران با تأکید بر مؤلفه های برگرفته از رویکرد شهر ایرانی اسلامی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ادبیات نظری زیست پذیری شهری و شاخص های شهر ایرانی اسلامی گردآوری شد. روایی محتوای پرسش نامه با نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر از ساکنان بافت فرسوده منطقه ۱۲ تهران تعیین و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، پس از اجرای آمار توصیفی و آزمون نرمال بودن، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای اعتبارسنجی مدل اندازه گیری و سپس از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که ابعاد کالبدی فضایی، اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، مدیریتی حکمرانی، زیست محیطی و هویتی فرهنگی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر زیست پذیری اجتماعی فرهنگی دارند. در این میان، بُعد هویتی فرهنگی با ضریب مسیر 0.74 بیشترین تأثیر را نشان داد. شاخص های برازش مدل (CFI، RMSEA و χ²/df) حاکی از برازش مطلوب مدل پیشنهادی بودند. درمجموع، یافته ها بیانگر آن است که ارتقای زیست پذیری اجتماعی فرهنگی در بافت های فرسوده منطقه ۱۲ تهران مستلزم توجه هم زمان به مؤلفه های هویت محور شهر ایرانی اسلامی، بهبود کیفیت کالبدی فضا، تقویت تعاملات اجتماعی و ارتقای نظام مدیریت شهری است.
۹۴۴.

ارائه راهبردها و سیاست های تحقق محله های کم کربن براساس ویژگی های کالبدی بافت های مختلف شهری؛ مطالعه موردی: محله های منتخب شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۳
با توجه به اهمیت روزافزون چالش های زیست محیطی و ضرورت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، شهرها نقش محوری در کنترل تغییرات اقلیمی ایفا می کنند. محله های شهری در ادوار مختلف توسعه شهر و متناسب با دانش و رویکردهای هر دوره شکل گرفته اند و از ویژگی های کالبدی متمایزی برخوردارند. توجه به ماهیت فیزیکی و تیپولوژی بافت های گوناگون شهری در طراحی و برنامه ریزی محله های کم کربن، موضوعی است که در مطالعات پیشین کمتر تأکید شده است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی انواع بافت های شهری با توجه به ظرفیت کالبدی آن ها و ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی تحقق شاخص های محلات کم کربن انجام شده است. برای این منظور، محله های سنگ سیاه، وصال و ولی عصر قصرالدشت در شیراز به عنوان ۳ محله منتخب از بافت قدیمی و تاریخی، بافت میانی و بافت جدید جهت نمونه مطالعه تحلیل شدند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های خبره محور قرار دارد؛ ازاین رو برای گردآوری داده با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی ۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری انتخاب شده اند. به منظور وزن دهی شاخص ها از رویکرد فازی شهودی دایره ای روش سوارا (CIF SWARA) و جهت رتبه بندی انواع بافت ها از روش تصمیم گیری چند معیاره کوکوسو (CoCoSo) استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که به طور عام شاخص های سیستم حمل ونقل عمومی، انطباق مکانی کاربری ها با ویژگی های اقلیمی و سرانه فضای سبز با بیشترین سطح تأثیرگذاری به عنوان شاخص های بنیادی در تحقق محله کم کربن هستند؛ درحالی که شاخص هایی مانند تقویت زیرساخت های اینترنت پرسرعت و نساختن پارکینگ عمومی به عنوان عوامل پشتیبان و تکمیلی، تأثیرگذار هستند. لازم به ذکر است که اولویت شاخص های تحقق محله کم کربن با توجه به ویژگی های کالبدی موضع مداخلاتی تقدم وتأخر متفاوتی دارند؛ بنابراین در راستای ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی مؤثرتر، توجه به ظرفیت ها و ویژگی های متمایز هر نوع بافت شهری (تاریخی، میانی و جدید) امری حائز اهمیت است.
۹۴۵.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۹۴۶.

معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۱
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
۹۴۷.

فهم بدن زیسته در تجربه دوچرخه سواری شهری؛ مطالعه خودمردم نگارانه در آمستردام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
حرکت در شهر فقط یک فعالیت کارکردی برای انتقال از مبدأ به مقصد براساس دیدگاه مهندسی حمل ونقل نیست؛ بلکه کنشی سیال، چندوجهی و درهم تنیده است. این کنش با ویژگی های محیطی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زمینه شهری خود و در بستر زندگی روزمره و تجربه های زیسته متحرک افراد معنا می یابد. در حوزه مطالعات شهری و طراحی شهری، پژوهش هایی که به بررسی تجربه های زیسته افراد از شهر هنگام جابه جایی می پردازند، به عنوان جریان های پژوهشی نوظهوری شناخته می شوند که در تقاطع مطالعات شهری، انسان شناسی، پدیدارشناسی، طراحی شهری و مطالعات جابه جایی قرار دارند. در همین راستا، پژوهش حاضر قصد دارد فهم نقش بدن در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری را درزمینهای مشخص و در ادامه خط مطالعات پدیدارشناسی حرکت و پدیدارشناسی بدن بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش این است که بدن چه نقشی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری در آمستردام دارد. این مطالعه با بهره گیری از روش خودمردم نگاری متحرک، نقش و جایگاه بدن را در تجربه زیسته محقق (نویسنده اول) از دوچرخه سواری در بازه های زمانی مختلف در آمستردام، به عنوان شهری دوستدار دوچرخه توصیف و تحلیل کرده است. یافته های پژوهش شامل هفت مضمون اصلی، ازجمله «سیگنال های بدنی» و «تعامل روی زین» است که هرکدام از خلال توصیفات خودمردم نگارانه، جنبه هایی از درهم تنیدگی بدن، دوچرخه و محیط شهری در تجربه زیسته را تحلیل می کنند. مضامینی که نشان می دهد بدن به عنوان واسطه امکان تجربه، نقش فعالی در تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری دارد و نحوه مواجهه فرد با فضا و خود و دیگران را شکل می دهد. این روابط متأثر از ویژگی های محیطی و اقلیمی، نظام برنامه ریزی حمل ونقل و شهرسازی، سویه های فرهنگی و قوانین و هنجارهای رسمی و غیررسمی و... منجر به تجارب زیسته متنوعی از این کنش در زمینه های شهری مختلف می شود. در پایان، این پژوهش پیشنهادهایی برای مطالعات آینده درزمینه طراحی شهری در ایران ارائه می دهد.
۹۴۸.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۹۴۹.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۱
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۹۵۰.

طراحی چارچوب مفهومی بومی برای بازی وارسازی تجربه گردشگری در بافت تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهری در سال های اخیر با چالش هایی همچون تضعیف هویت فرهنگی، فشار بر زیرساخت ها و کاهش کیفیت تجربه بازدیدکنندگان مواجه شده اند. در این میان، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین طراحی مبتنی بر عناصر بازی (مانند مأموریت، روایت، پاداش و چالش)، ظرفیت بالایی برای ارتقای مشارکت گردشگران و رفتارهای پایدار دارد. بااین حال، اغلب چارچوب های موجود در این حوزه، انتزاعی، فناورانه محور و نامتناسب با پیچیدگی های فرهنگی و فضایی بافت های تاریخی، به ویژه در کشورهای جنوب جهانی، هستند. هدف: هدف این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی بومی شده برای ادغام بازی وارسازی در مدیریت پایدار گردشگری شهری با تمرکز بر بافت تاریخی شهر همدان است. روش: این مطالعه با بهره گیری از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی و در چهار مرحله انجام شد: ۱) پیمایش کمی با نمونه ۳۸۴ نفره از گردشگران و ساکنان؛ ۲) مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج خبره حوزه طراحی شهری، گردشگری و فناوری تعاملی؛ ۳) اجرای سه مرحله ای روش دلفی برای اعتبارسنجی مدل مفهومی؛ و ۴) تلفیق داده ها و ساخت مدل نهایی با استفاده از رویکرد تحلیلی-مفهومی. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی چهار لایه اصلی در مدل منجر شد: عوامل علی (مانند مشارکت محلی و غوطه وری روایی)، عوامل زمینه ای (مانند ظرفیت نهادی و محدودیت های زیرساختی)، مکانیزم های مداخله گر (شامل طراحی بازی وار و مدیریت هوشمند)، و پیامدها (همچون پیوند با مکان و اقتصاد تجربه). مفهوم مرکزی مدل، "تجربه تعاملی و انگیزشی در چارچوب حکمرانی نرم" شناسایی شد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی، با تلفیق نظریه های انگیزشی، اقتصاد تجربه و حکمرانی نرم، چشم اندازی بومی و کاربردی برای به کارگیری بازی وارسازی در بافت های تاریخی ارائه می دهد. این مدل نه تنها به ارتقای کیفیت تجربه گردشگران کمک می کند، بلکه ابزاری برای توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت پایدار از میراث شهری محسوب می شود.
۹۵۱.

بررسی محرک های توسعه بازآفرینی در بافت های فرسوده منطقه 4 شهر تبریز بر مبنای مدل سازی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۲
بیان مسئله: بافت قدیمی و تاریخی شهرها به مثابه قلب تپنده شهرها محسوب می شوند. این مناطق علی رغم خصوصیات ماندگارشان، به دلیل فرسودگی بافت از کیفیت زندگی پایینی برخوردار هستند. یکی از راهکارها برای ارتقا کیفیت زندگی در این مناطق، بازآفرینی شهری است. بازآفرینی شهری سعی در ارتقا کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری دارد. هدف: هدف از این پژوهش اولویت بندی محلات مختلف منطقه 4 شهر تبریز برای اجرای پروژه های بازآفرینی بر اساس معیارهای تأثیرگذار در این زمینه است. روش: بدین منظور از معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اقتصادی استفاده شد که هر یک دارای زیرمعیارهای مختلفی بوده و در مجموع شامل 18 زیرمعیار بودند. برای وزن دهی به معیارها و زیرمعیارها از دو روش FAHP و FBWM استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی به ترتیب از بیشترین اهمیت در بازآفرینی شهری برخوردار هستند. وزن این معیارها بر اساس روش FAHP به ترتیب برابر با 375/0، 315/0، 183/0 و 127/0 و بر اساس روش FBWM برابر با 352/0، 328/0، 172/0 و 148/0 بود. همچنین زیرمعیارهای قدمت ابنیه، کیفیت ابنیه و اسکلت ابنیه بر اساس روش FAHP و زیرمعیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه و قیمت مسکن بر اساس روش FBWM مهم ترین زیرمعیارها در بازآفرینی شهری هستند. مقایسه نتایج نشان داد روش FBWM با سطح زیر منحنی 874/0 عملکرد بهتری را نسبت به روش FAHP با سطح زیر منحنی 845/0 ارائه داده است. بر اساس تحلیل نقشه های به دست آمده، محلات قره آغاج، قونقا و گجیل از بیشترین اولویت و محلات میدان جهاد، وزیر آباد و کوی فیروز از کمترین اولویت برای بازآفرینی شهری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد برای اجرای موفق پروژه های بازآفرینی شهری، ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی باید به صورت یکپارچه در نظر گرفته شوند و بازآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی در نظر گرفته شود.
۹۵۲.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۹۵۳.

تبیین نحوه اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: محله قلعه شهر چهاردانگه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
زیست پذیری شهری در دهه های اخیر به یکی از محورهای کلیدی برنامه ریزی شهری بدل شده است؛ به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که نابرابری فضایی، ضعف نهادی و کمبود زیرساخت ها کیفیت زندگی ساکنان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با وجود گسترش مطالعات پیرامون ابعاد کالبدی و زیست محیطی زیست پذیری، نقش مؤلفه های اجتماعی در شکل گیری تجربه زیستی شهروندان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین اثر مؤلفه های اجتماعی شامل امنیت، رضایت مندی، ارتباطات اجتماعی، کیفیت مسکن، حس تعلق و سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه غیررسمی محله قلعه در شهر چهاردانگه است. پژوهش با رویکرد پسااثبات گرایانه و روش کمی انجام گرفت و تعداد نمونه های مورد نیاز پژوهش با استفاده از نرم افزار G-POWER مشخص شد. سپس داده ها از طریق پرسش نامه ساخت یافته از ۱۸۰ نفر از ساکنان (به روش نمونه گیری تصادفی ساده) گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج مدل نشان داد که مؤلفه های امنیت، رضایت مندی و ارتباطات اجتماعی اثر منفی و معنادار بر زیست پذیری اجتماعی دارند که این بیانگر سطح پایین احساس امنیت و انسجام اجتماعی در محله است. در مقابل، کیفیت مسکن با ضریب مثبت و معنادار به عنوان تنها عامل مؤثر شناسایی شد. متغیرهای میانجی سرمایه اجتماعی و حس تعلق نیز اثر مثبت اما متوسطی بر زیست پذیری محله داشتند. درمجموع، اثر کل زیست پذیری اجتماعی بر زیست پذیری محله بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم منتقل شد. این یافته ها نشان می دهد که در بافت های غیررسمی، ضعف اعتماد، ناهمگونی قومی و کمبود انسجام اجتماعی کارآمدی مؤلفه های اجتماعی را کاهش می دهد؛ درحالی که بهبود کیفیت مسکن و تقویت پیوندهای محلی می تواند مهم ترین مسیر ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی ساکنان باشد.
۹۵۴.

واکاوی نقش رشته طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال: مروری انتقادی بر ادبیات موجود و دلالت هایی برای مطالعات طراحی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
حمل ونقل فعال، پیاده روی و دوچرخه سواری شهری، به عنوان حوزه ای راهبردی و کلیدی در ارتقای حمل ونقل پایدار و گذار از خودرومحوری به انسان محوری شناخته می شود و در سال های اخیر نیز مورد توجه مطالعات جهانی و سیاست گذاری های شهری قرار گرفته است. بااین حال، در ادبیات رشته طراحی شهری هنوز تصویر روشنی از چگونگی نقش آن در توسعه حمل ونقل فعال شکل نگرفته است و به نظر می رسد طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل، در مقایسه با سایر حوزه ها و رشته های دیگر، همچون حمل ونقل، حوزه سلامت و علوم اجتماعی، کمتر توانسته بدنه ای متمایز و قابل شناسایی درباره نقش خود در توسعه پیاده روی و دوچرخه سواری شهری به عنوان شیوه های مهم جابه جایی انسان محور تولید کند. هدف پژوهش حاضر، صورت بندی نحوه مفهوم پردازی نقش طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال است و دو پرسش اصلی را مورد بررسی قرار می دهد: «طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل چه نقشی در توسعه حمل ونقل فعال دارد؟ چگونه می توان این نقش را در قالب تصویری جامع و یکپارچه صورت بندی کرد؟». با مرور ادبیات جهانی، در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، دانش پراکنده موجود درباره نقش و ارتباط طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال بررسی و به صورت تحلیلی در قالب سه خوشه اصلی، «شبکه و کیفیت زیرساخت های فضایی-کالبدی»، «تجربه های ذهنی و عوامل ادراکی و رفتاری» و «سیاست گذاری، حکمرانی و مشارکت پذیری» برچسب گذاری و سازمان دهی شده است. در ادامه، مضامین، رویکردها و چالش های هر سه خوشه مورد بحث قرار گرفته اند و در انتها نیز در راستای شکل گیری و تقویت بدنه دانش مطالعات طراحی شهری ایرانی در زمینه توسعه حمل ونقل فعال، محورهای اصلی پژوهش های آینده پیشنهاد و تشریح شده اند.
۹۵۵.

بررسی و تحلیل اثربخشی نقش هنر در حفظ آرامش و ایجاد نشاط شهروندان در بحران های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۰
بیان مسئله: شیوع بیماری کووید ١٩ یکی از مهم ترین بحران های اجتماعی مخرب سده اخیر در جهان است که حیات بشر را در همه ابعادش تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای بیشماری در جوامع مختلف بر جا گذاشته است. این پیامدها نه تنها به واسطه مخاطره انداختن سلامت و حیات جسمانی انسان، بلکه به سبب اجرای سیاست هایی همچون فاصله گذاری های گسترده اجتماعی، قرنطینه های اجباری و ترک زندگی اجتماعی موجی از آسیب های منفی روحی و روانی مانند ترس، استرس، اضطراب تنهایی را در میان شهروندان جهان ایجاد نمود. این شرایط انزوا بیش از هر زمان دیگر نیاز به آرامش و دستیابی به نشاط و انگیزه زیستن را بطور بی سابقه ای در میان جوامع بشری مورد تاکید قرار داد. هدف: این پژوهش به معرفی مولفه های تاثیرگزار هنر به عنوان عاملی در بازگرداندن نشاط و آرامش به شهروندان برای گذر از بحران های سخت در جامعه همچون کووید ۱۹ می پردازد. روش: پژوهش حاضر (کمی- کیفی) و تحلیل آن از منظر هدف، کاربردی است. جمع آوری داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. جامعه آماری بر اساس نظریه گراندد، تعداد ۶۰ نفر از اساتید و دانشجویان دانشکده هنر به عنوان نمونه های متخصص به عملکرد هنر در زندگی انتخاب شده است. این انتخاب اهمیت جامعه آماری مطلع به کارکرد هنر برای دستیابی به نتایج دقیق را فراهم آورده است. یافته ها: شرایط زمینه ای (فضای هنری) در تعادل یافتن افراد در مواجه با بحران های سخت به همراه ذهنی آماده و به یاد آورنده به عنوان شرایط مداخله گر، کنش ها و تعاملات حاصل از اثربخشی هنر را تحت تاثیر قرار می دهد. این کنش ها حاصل اثربخشی هنر و شامل درک خود، فعالیت های شادی بخش، تحسین هنر می شود. در نهایت پیامدهای همچون تحمل اندوه و رشد را در شرایط سخت همچون بحران های سخت اجتماعی ایجاد می نمایند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد فعالیت های هنری، از دیدگاه شهروندان آشنا به عملکرد هنر، نقش مؤثری درکاهش بار روانی و مدیریت اضطراب و استرس ناشی از بحران همه گیری داشته است. این فعالیت ها با تقویت امیدواری و نشاط اجتماعی، به شهروندان کمک می نماید تا در برابر بحران های همه گیر اجتماعی، انگیزه و توان لازم برای ادامه ی زندگی تا رسیدن به راه حل مناسب را حفظ نمایند. این نتایج بر اهمیت استفاده و توسعه برنامه های هنری در طراحی شهری به عنوان راهکاری کارآمد در مقابله با پیامدهای روانی اجتماعی تاکید می کند.
۹۵۶.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.
۹۵۷.

مدل سازی اطلاعات شهر به عنوان چارچوب پشتیبان تصمیم در برنامه ریزی و مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: تصمیم گیری شهری به طور فزاینده ای به داده های فضایی و غیرفضایی غنی و با سرعت بالا وابسته است؛ با این حال، رویه های جاری همچنان در قالب سامانه های مجزا مانند سیستم اطلاعات جغرافیایی، مدل سازی اطلاعات ساختمان و داشبوردهای اختصاصی عمل می کنند. هدف پژوهش: این مقاله، مدل سازی اطلاعات شهر را به مثابه یک چارچوب جامع پشتیبان تصمیم معرفی می کند که داده های ناهمگن را یکپارچه می سازد، مدل ها و شاخص ها را در مقیاس های مختلف (قطعه، محله و شهر) و در بخش های گوناگون (کاربری زمین و حمل ونقل) پیوند می دهد و برنامه ریزی مشارکتی و مبتنی بر شواهد را عملیاتی می سازد. روش شناسی: پژوهش حاضر با تکیه بر مرور ادبیات مفهومی و تحلیل تطبیقی تجربه های جهانی (سنگاپور، زوریخ، بوستون)، نخست بنیان های نظری سی آی ام را در قیاس با جی آی اس، بی آی ام و دوقلوهای دیجیتال تبیین می کند؛ سپس کارکردهای تصمیم گیری در سطوح راهبردی، تاکتیکی و عملیاتی (سناریوسازی، هماهنگی بین نهادی، پایش درلحظه) را مشخص می سازد؛ و در ادامه، مزایا (زیرساخت اطلاعاتی منسجم، شفافیت، قابلیت پیش بینی، بهبود مشارکت) و موانع (جزیره ای بودن داده ها، هم کنش پذیری، حکمرانی، ظرفیت سازی، ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی) را آشکار می کند. یافته ها و بحث: چارچوب مفهومی پژوهش ارائه می دهد که اجزای کلیدی سی آی ام از ورودی های داده و استانداردهای باز تا حکمرانی داده، موتور تحلیل/شبیه سازی و رابط های مشارکتی را در پیوند با حوزه های کارکردی شهری و سطوح تصمیم گیری نشان می دهد. بر پایه این چارچوب، مجموعه ای از توصیه های سیاستی و اجرایی پیشنهاد می شود: پذیرش استانداردهای مشترک داده/فراداده، حکمرانی داده باز همراه با حفاظت، توسعه ظرفیت سازمانی و اجرای پایلوت های مرحله ای که تحلیل ها را به اجرا پیوند می زنند. نوآوری مقاله در بازتعریف سی آی ام به عنوان «بافت پیونددهنده» میان مدل ها، داده ها، نهادها و شهروندان است؛ رویکردی اجتماعی-فنی که به جایگزینی قضاوت انسانی نمی اندیشد، بلکه کیفیت تصمیم ها را با تلفیق شواهد و مشارکت ارتقا می دهد. نتیجه گیری: دستور کار پژوهشی آینده شامل سنجه های ارزیابی اثربخشی، مدل سازی مشارکتی در مقیاس وسیع و به کارگیری هوش مصنوعی مسئولانه برای تحلیل های شهری ترسیم می شود.
۹۵۸.

بررسی اثرات اجتماعی طراحی شهری بر رفتار شهروندان در فضاهای عمومی ایران؛ مطالعه موردی در منطقه 10 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
در زمینه تراکم بالای جمعیت، نابرابری در دسترسی به فضاهای باز، و افزایش فشار بر منابع مکانی و محیطی، فضاهای عمومی نقشی محوری در ارتقای زیست پذیری شهری، تقویت پایداری اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. ازاین رو، درک سازوکارهایی که رفتار اجتماعی شهروندان را از منظر طراحی شهری و فناوری شکل می دهند، اولویتی حیاتی در برنامه ریزی شهری معاصر محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سهم نسبی مؤلفه های کلیدی طراحی کالبدی ( نورپردازی شهری، مبلمان شهری و فضاهای سبز) و بررسی نقش های میانجی یا تعدیل گر فناوری های هوشمند در تبیین سه بُعد اصلی رفتار اجتماعی، شامل تعامل اجتماعی، احساس امنیت ادراک شده و رضایت کلی در منطقه ۱۰ تهران انجام شده است. رویکردی ترکیبی با غلبه بخش کمی به کار گرفته شد. داده های کمی از طریق پرسش نامه های ساختاریافته (تعداد = 300) گردآوری شد و بینش های کیفی نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان محلی حاصل گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق پیش آزمون و بازبینی خبرگان تأیید شد. یافته ها نشان می دهد عناصر طراحی کالبدی به عنوان زیرساخت فضایی رفتار اجتماعی عمل می کنند: فضاهای سبز خردمقیاس، نورپردازی تطبیقی و مبلمان شهری تعاملی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر حضور شهروندان، تعاملات اجتماعی و رضایت آن ها دارند. تحلیل تماتیک سه مضمون کلی را آشکار ساخت: (۱) طراحی سبز خردمقیاس که موجب افزایش مکث و مواجهه های اجتماعی غیررسمی می شود؛ (۲) نورپردازی هدفمند و سامانه های پایش محیطی که احساس امنیت ادراک شده و فعالیت های شبانه را تقویت می کنند؛ و (۳) مبلمان شهری هوشمند با خدمات دیجیتال یکپارچه که راحتی عملکردی و تجربه کاربر را بهبود می بخشند. بر این اساس، پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکرد طراحی ترکیبیِ کالبدی-دیجیتال در مقیاس محله ای تأکید می کند و مجموعه ای از راهبردهای اولویت دار برای بهینه سازی فضاهای سبز خردمقیاس، ارتقای نورپردازی تطبیقی شهری و یکپارچه سازی زیرساخت های هوشمند شهری به منظور ارتقای فضاهای عمومیِ اجتماعی پایدار و فناورانه پاسخگو پیشنهاد می دهد.
۹۵۹.

کیفیت زندگی شهری: معیارهای زیست پذیری در شهرهای امروز با تأکید بر شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
تنزل کیفیت زندگی در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاران تبدیل شده است. کیفیت زندگی شهری یکی از مباحث کلیدی در برنامه ریزی شهری است که ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی را در بر می گیرد. این پژوهش با هدف تبیین چهارچوب نظری مستخرج از نظریات و اسناد بین المللی، تلاش بر تبیین مؤلفه های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی و متأثر از آن، بررسی شاخص های زیست پذیری در شهرها دارد. در ایران، روند پرشتاب شهرنشینی، تمرکز جمعیت در کلان شهرها، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات و فشار بر زیرساخت های شهری موجب شده است که بسیاری از شهرهای کشور با کاهش کیفیت زندگی و افت شاخص های زیست پذیری روبه رو شوند. بررسی تجارب نشان می دهد که ضعف در نظام حمل ونقل عمومی، گسترش بافت های ناکارآمد، آلودگی محیطی و چالش های اقتصادی از مهم ترین عوامل مؤثر بر وضعیت کیفیت زندگی در ایران به شمار می روند. این مطالعه با تدوین چهارچوب نظری به دنبال سنجش کیفیت زندگی در شیراز است. مطالعه حاضر براساس چهارچوبی جامع از شاخص های جهانی و داخلی، ابعادی همچون محیط زیست و پایداری، حمل ونقل و دسترسی، رفاه اقتصادی و اجتماعی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، خدمات عمومی، امنیت، کیفیت مسکن و فضاهای شهری، آموزش، سلامت و حکمرانی شهری را بررسی می کند و تمرکز ویژه آن بر کلان شهر شیراز است. یافته ها نشان می دهد که شیراز به واسطه جایگاه فرهنگی تاریخی خود از ظرفیت های ویژه ای برای ارتقای کیفیت زندگی برخوردار است. بااین حال، نابرابری فضایی در دسترسی به خدمات، ضعف حمل ونقل عمومی، وجود بافت های ناکارآمد و فشارهای اقتصادی بر خانوارها، مسائلی هستند که شهروندان شیرازی از آن رنج می برند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که بهبود کیفیت زندگی در شیراز نیازمند رویکردی جامع و عدالت محور است که ضمن بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، بر توسعه زیرساخت ها، تقویت حمل ونقل عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و تدوین سیاست های بومی متناسب با ویژگی های زمینه ای شهر تمرکز داشته باشد.
۹۶۰.

نقش طراحی گرافیک در بازطراحی فضاهای شهری؛ مطالعه موردی: پروژه بازآفرینی پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
بیان مسئله: طراحی گرافیک محیطی یکی از مؤلفه های حیاتی در بهبود کیفیت تجربه شهروندان از فضاهای عمومی است که با ایفای نقشی میان رشته ای میان هنر، معماری و ارتباطات بصری، به ارتقای کیفیت بصری محیط، تقویت هویت مکانی و افزایش قابلیت استفاده و درک پذیری فضاهای شهری منجر می شود. هدف: این پژوهش به بررسی نقش طراحی گرافیک محیطی در فرایند بازطراحی فضاهای شهری با محوریت پروژه بازآفرینی پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت می پردازد. در پژوهش حاضر، مولفه های مختلف گرافیک محیطی، شامل سیستم های علامت دهی و راهنمایی، فرآیند هویت بخشی و برندینگ شهری و طراحی نمایشگاهی مورد تحلیل قرار گرفته است. روش: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی است که داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با شهروندان، طراحان و مدیران شهری و همچنین تحلیل بصری اجزای گرافیکی موجود در پیاده راه گردآوری شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که گرافیک محیطی در پیاده راه شهرداری علاوه بر افزایش وضوح جهت یابی و کارکردی فضا، به تقویت حس تعلق مکانی و هویت جمعی کاربران نیز کمک قابل توجهی نموده است. علاوه بر این، استفاده از طراحی روایت محور با بهره گیری از دیوارنگاره ها و تابلوهای داستانی، به خلق فضایی تعاملی و معنادار منتهی شده است که به افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی در محیط شهری کمک کرده است. نتیجه گیری: این نتایج اهمیت گرافیک محیطی را به عنوان ابزاری استراتژیک در فرایندهای بازآفرینی شهری نشان می دهد که می تواند کیفیت زیستی و هویت فرهنگی شهر را ارتقا دهد. در پایان، برای تدوین چارچوب های جامع طراحی گرافیک محیطی در پروژه های بازآفرینی شهری، بر ضرورت انسجام میان هویت فرهنگی و نظم بصری در فضاهای شهری پیشنهاد می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان