خاندان آصفیه آخرین حکومت مسلمانان هستند که حدود 234 سال بر دکن حکمرانی کرده اند(1133ه - 1367ه ). سرسلسله این خاندان نواب میرقمرالدین آصفجاه اول و هفتمین و آخرین آنها میرعثمان علی خان آصفجاه هفتم معروف به نظام هفتم است. بیشتر آصفجاهیان به فارسی شعر می سروده اند و دیوان فارسی از آنها برجای مانده است . میرقمرالدین دو دیوان به فارسی دارد که در آغاز ((آصف )) و سپس (( شاکر )) تخلص کرده است. میرعثمان علی خان ‘ چهار دیوان مشتمل بر اشعار فارسی و اردو دارد و با ((عثمان)) تخلص می کند. وی پیرو مذهب شیعه است و بیشتر اشعار خود را در نعت پیامبر اکرم (ص) و مدح و منقبت ائمه اطهار (ع) بویژه علی (ع) اختصاص داده است و از سر صدق وصمیم دل آنها را در اشعار خود ستوده است و لذا میتوان غزلهای او را ((غزل مذهبی)) نامید. وی در بسیاری از جاها از وزن و قافیه و ردیف و تعبیرات دیوان حافظ سود برده است . قالب شعری او بیشتر غزل و قطعه است . از نظر صور خیال ‘ با به کاربردن خیالبندیهای دقیق و ظریف و خاستگاه او در هندوستان ‘ متأثر از سبک هندی است : پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است بهر طغیان جنونم وسعت صحرا کم است اشک بلبل زچمن دامن شبنم برداشت سوزش زخم جگر پنبه مرهم برداشت
در بررسی دیوان شاعران و تذکرههای شعری گاه با ابیات و اشعاری مواجه میشویم که به دو یا چند شاعر منتسب شدهاند. به عنوان مثال در متنهای مختلفی چون عرفاتالعاشقین و مجمعالفصحا، اشعاری را که صحّت انتساب آن ها به انوری قطعیتر به نظر میآید، به تاجالدّین نسبت دادهاند.
سعی ما در این نوشتار بر این است که با استناد به تذکره ی خطّی بتخانه، اشعاری را که به انوری منتسب شده و در متون دیگر به نام تاج الدّین فارسی یا دهلوی - معروف به ریزه - به ثبت رسیده است بررسی کرده و صحّت انتساب آن اشعار را به هر یک از دو شاعر به اثبات برسانیم.
در این مقاله با بررسی دو شعر که در بتخانه به نام انوری ثبت شده و در دیوان او نیز موجود است و به نام تاج الدّین نیز به ثبت رسیده است و نیز بررسی هفت شعر که در بتخانه به نام انوری ثبت شده است؛ امّا در دیوان او موجود نیست و بعضی از آن ها به نام تاج الدّین نیز آمده است و اشعاری که به نام انوری و ریزه هر دو ثبت شده است و همچنین به معرّفی اشعاری نویافته از انوری در بتخانه می پردازیم.
با وجود آن که بخش عظیمی از گنجینه ی ادبی و فرهنگی هندوستان و به ویژه میراث مکتوب فارسی نویسان هندی در سال های اخیر، شناسایی و معرفی گردیده؛ ولیکن کم نیست آثار ادبی که در قالب نظم و نثر در شبه قاره پدید آمده و تا کنون ناشناخته باقی مانده است. یکی از آثار مجهول القدر و ارزنده، داستان عاشقانه ی شعله ی آه از غیوری دهلوی، نویسنده، دبیر و شاعر فارسی گوی شبه قاره ی در قرن دوازدهم هجری است. او از دبیران برجسته ی دوره ی شاه عالم دوم گورگانی بود که به دستور وی، داستان عشقی ملک محمد و شمسه بانو را از اردو به نثر مسجع آمیخته به نظم فارسی، در آورد و آن را شعله ی آه نامید و از آنجا که بخششی از ممدوح بدو نرسید، منظومه ای در دنباله ی آن به نام دود آه سرود. این پژوهش بر آن است تا برای نخستین بار به معرفی این نویسنده و شاعر شیعی شبه قاره و اثر ارزشمند او به نام شعله ی آه بپردازد. تنها نسخه ی باقی مانده از این اثر در ایران، نسخه ای عکسی است که در دانشگاه تهران موجود است و اصل آن نسخه در کتابخانه ی بادلیان انگلستان محفوظ است.