بهداشت روانی افراد، به خصوص جماعت های مهاجر در علوم اجتماعی متأخر از مباحث مجادله برانگیزی است و نقش آن در سبک زندگی افراد و حیات اجتماعی آن ها مورد توجه قرار گرفته است. شناخت توانایی ها، توان مقابله با فشارهای طبیعی زندگی، سودمندی برای اجتماع، مشارکت جمعی، ازجمله عناصر مهم این بهداشت تلقی می شوند. امر مهاجرت، به خودی خود موضوع بهداشت روانی را مطرح می سازد، زیرا چالش هایی چون یادگیری زبان جدید، تفاوت های فرهنگی، ابهام در وضعیت اقتصادی، دوری از سرزمین آباء و اجدادی و ... برای هر مهاجر فرایند فرهنگ پذیری را اضطراب آور می سازد. هرچند به نظر می رسد که همه مهاجرین جهت بهبود وضعیت خود در فرهنگ جدید، تلاش هایی جهت سازگاری بیشتر و بهتر با آن دارند. در عمل، هر مهاجر نسبت به شرایط محیطی و شخصیتی خود راهبرد ویژه ای را برای فرهنگ پذیری (انطباق، همانندی، جدایی و حاشیه گزینی) انتخاب می کند که پیامدهای هرکدام متفاوت از دیگری است. بسته به انتخاب یا تحمیل هرکدام از این راهبردها، میزان آسایش روحی- روانی او در محیط جدید متفاوت خواهد بود. بدین ترتیب، در دو راهبرد اول، مهاجر از آسایش بیشتر و اضطراب کمتر نسبت به دو راهبرد آخر برخوردار خواهد بود. البته توجه به سایر ویژگی های خود، مانند شخصی، اقتصادی، اجتماعی و به خصوص وضعیت سرمایه اجتماعی، در این آسایش روانی نقش مهمی ایفا خواهند کرد. در این مقاله با استفاده از روش های انسان شناختی (مصاحبه های ژرفانگر و مشاهده های حین مشارکت) و با بهره گیری از چارچوب مفهومی راهبردهای فرهنگ پذیری و سرمایه اجتماعی به جنبه های اساسی مسأله بهداشت و آسایش روانی مهاجرین افغانستانی ساکن در شهرک قائم قم پرداخته شده است.
شکاف نسلی، اگر چه امروزه بیشتر نمایان است، پدیده ای کهن و جزئی از زندگی بشر بوده است. از زمانی که انسان ها در تعاملات خود شیوه های گوناگونی اتخاذ کردند و ارتباطات اجتماعی به صورت گسترده ای برقرار شد، تفاوت در درونی کردن ارزش ها و هنجارها موجب جامعه پذیری ناهمسان شد و شکاف نسلی پدید آمد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان شکاف نسلی بین دانش آموزان دورة متوسطة شهرستان سراب و عوامل مؤثر در آن با روش پیمایشی انجام گرفته است. در این پژوهش به کمک فرمول نمونه گیری کوکران 300 نفر از دانش آموزان به شیوة نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. اعتبار محتوایی پرسش نامه را 5 نفر از اساتید بررسی کردند و روایی مورد نیاز هم با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضریب روایی برای شکاف نسلی برابر 83/0 است که نشان دهندة روایی بالای پرسش نامه است. در ضمن، از آزمون های T-test، F، هم بستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیونی برای تجزیه و تحلیل داده ها هم استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطة معناداری بین متغیرهای دین داری، سرمایة فرهنگی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، سرمایة اقتصادی، میزان تحصیلات پدران، و سن با شکاف نسلی وجود دارد، ولی جنسیت با شکاف نسلی رابطة معناداری را از خود نشان نداد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیرة تحقیق نشان داد حدود 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته را متغیرهای مستقل پژوهش تبیین کرده اند