تبیین جایگاه معماری به عنوان یک شاخص منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی بلاد مسلمانی قرن 4 ه.ق (متکی بر مسالک و ممالک اصطخری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
99 - 123
حوزههای تخصصی:
زمینه/ هدف: رساله « مسالک الممالک » اثر ابواسحاق ابراهیم بن محمدالفارسی الاصطخری از متون مهم جغرافیای تاریخی است که حاوی مطالب مهمی در باب جغرافیای طبیعی و انسانی اقالیم محاط در دایره اسلام مربوط به قرن 4 ه.ق است. این رساله در قرون 5 یا 6 ه.ق از عربی به فارسی برگردانده شد. تا کنون پژوهش های مختلف درباره این رساله با دیدگاه های متفاوت و زبان های گوناگون منتشر شده، اما از حیث شناساندن و تبیین منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی سرزمین های مختلف، کمتر پژوهشی منتشر شده است. همچنین تبیین جایگاه مصادیق معماری در این تقسیم بندی ها علی رغم اهمیتی که در مطالعات تاریخی-جغرافیایی دارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش با هدف استخراج انواع منطقه بندی در اقالیم فرهنگی سرزمین های اسلامی عصر اصطخری متکی بر متن ترجمه رساله وی انجام گردید و به علاوه سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که معماری به عنوان شاخصی در این منطقه بندی ها چه جایگاهی داشته است؟ روش/ رویکرد: روش پژوهش تحلیل محتوا با رویکرد تفسیری-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته ها/ نتایج : سرزمین های محصور در دایره اسلام عهد اصطخری و عهد مترجم کتاب، به دلیل وسعت پهناور مشتمل بر ممالک مختلفی بوده که هر کدام دارای تقسیماتی جداگانه اعم از دیار، ولایت، ربع، ناحیه، شهر، پاره شهر، قصبه، دیه، طسَوج و دستکره بودند. این گونه تقسیمات در منطقه بندی اقالیم محصور در دایره اسلام علی رغم شباهت های لغوی- اصطلاحی به لحاظ معنایی-کارکردی با هم متفاوت بودند. شاخص های مختلفی در این نوع تقسیمات و منطقه بندی نقش داشتند. از جمله می توان به تفاوت های ناشی از نحوه حکمرانی و ساختار حکومتی، ویژگی های جغرافیایی و تفاوت های فرهنگی اشاره کرد. یکی از این شاخص ها که هم خود متأثر از این موارد است و هم بر آن ها اثرگذار است، شاخص معماری است. در مسالک وممالک مصادیق معماری همچون استحکامات شهری، دار الضرب، قصر با معماری خاص و برگرفته از اقلیم فرهنگی هر منطقه در تقسیم بندی و تفاوت های حاصله نقش داشتند.